رضا همتی، استاد جامعهشناسی دانشگاه اصفهان در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) از اصفهان، اظهار کرد: مدرک،گواهیایست که نشان میدهد، فرد مدارج علمی را طی کرده است، اما وقتی که این مدرک تبدیل به یک ملاک برای سنجش میزان سواد فرد میشود، این مسئله آسیبزا خواهد بود.
وی افزود: تاکید بیش از اندازه به مدرک، بدون توجه به ماهیت محتوای آن، طبیعتا آسیبها و پیامدهای منفی به دنبال دارد.
همتی بیان کرد: دلایل بسیاری را میتوان برای مدرکگرایی و تودهای شدن آموزش عالی مطرح کرد که بخش عمدهای از آن در کشور ما ناشی از فشارها و توقعات اجتماعی است.
این استاد دانشگاه بیان کرد: زمانی که گرفتن مدرک و یک درجه علمی تبدیل به یک دغدغه اجتماعی شود و خانوادهها و جامعه برای گرفتن مدرک به فرزندان خود فشار وارد کنند، بدون توجه به آنکه در عرصه اقتصادی تقاضایی برای این مدرک وجود داشته باشد، شاهد تبعات آن در جامعه هستیم.
همتی ادامه داد: در کشور ما فارغ از قضیه اقتصادی، مدرکگرایی ناشی از انگیزههای اجتماعی بوده و طبیعتا وقتی فشار بیشتر باشد، دانشگاه هم بهعنوان یک فضای اجتماعی، با محدودیتهایی مواجه است و همین فشار و تقاضای بیش از حد، مانع آن میشود که دانشگاهها نتوانند به معیارهای کیفی دانشجو، پژوهش، آموزش با کیفیت توجه کنند.
وی گفت: بنابراین فارغالتحصیلان افرادی میشوند که حداقلهای لازم را ندارند و فقط با انگیزه کسب مدرک، بدون پشتوانه علمی وارد دانشگاه میشوند و تنها فایده این مدرک، پرستیژی است که به شخص میبخشد و در واقع ارزش واقعی خود را از دست میدهد.
این استاد دانشگاه بیان کرد: یکی از مهمترین آسیبهای مدرکگرایی، کاهش اعتبار شان علم در جامعه است. بدان معنا که دیگر کسی در جامعه به علم، عالم، دانشمند و دانشگاه اهمیتی نمیدهد.
وی افزود: از دیگر آسیبهای اجتماعی آن این است که وقتی جوانانی وارد دانشگاه میشوند و چندسال از عمر خود را در دانشگاه میگذرانند، بعد از فارغالتحصیل شدن انتظار دارند که شغلی متناسب با مدرک و رشته تحصیلی خود کسب کنند و وقتی این اتفاق نمیافتد، دچار نارضایتی میشوند و این امر تبعات اجتماعی و سیاسی نیز بهبار میآورد.
همتی بیان کرد: در این شرایط، انگیزه فارغالتحصیلان برای خروج از کشور بیشتر شده و یا وارد مشاغلی میشوند که هیچ ارتباطی با مدرک تحصیلی خود ندارند و این موضوع، بهرهوری کار را کاهش میدهد و موازنههای اجتماعی را برهم میزند.
وی تصریح کرد: به هیچ وجه در نظام آموزش عالی کشور ما دغدغه اشتغال، جزء وظایف ذاتی آموزش عالی تعریف نشده و چون انگیزهای هم برای پیگیری این مسئله ندارند، در عرصه اقتصادی هم کشش لازم برای جذب این نیروها وجود ندارد.
وی ادامه داد: بخش عمده از این جوانان در یک چرخه بازخوردی چون نمیتوانند در اشتغال جذب شوند در مقطع ارشد و دکتری به عنوان استاد یا مدرس وارد دانشگاه میشوند و این چرخه دوباره تکرار میشود.