گروه فرهنگی: یکی از پزشکان آیتالله نجفی همدانی گفت: در اواخر که بیماری ایشان شدت پیدا کرده بود و تب بالایی داشتند گفتم حاجآقا من از اینکه شما چند روز است دارای تب هستید، بسیار ناراحت هستم؛ ایشان اینگونه پاسخ دادند که نباید ناراحت بود چراکه وقتی انسان در بستر بیماری قرار میگیرد، توسل او به خداوند متعال بیشتر میشود. 
سید محسن موسوی، متخصص گوش، حلق و بینی یکی از پزشکان آیتالله نجفی همدانی در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از همدان، اظهار کرد: در سال 1369 که تخصص خود را در رشته گوش، حلق و بینی گرفته بودم و به همدان آمدم و مشغول طبابت شدم.
وی ادامه داد: معمولا برای به جا آورردن فریضه نماز مغرب و عشا به مسجد کولانج میرفتم که در آن زمان آیتالله نجفی همدانی نماز مغرب و عشا را در مسجد کولانج اقامه میکردند و آشنایی دور ما از ایشان اینگونه آغاز شد تا روزی آقای سعید بیات که باید او را خادمالعلما نامید، از کسالت آیتالله نجفی همدانی به اینجاب خبر داد لذا به دیدار ایشان در منزل وی رفتم و اولین دیدار بنده با آیتالله نجفی همدانی از نزدیک شکل گرفت.
موسوی عنوان کرد: به دلیل ایجاد علاقه من به رفتار و منش ایشان هر وقت که مطب خلوت میشد و دیگر بیماری مراجعه نمیکرد به منزل آیتالله نجفی همدانی برای دیدار او میرفتم و به بهانه گرفتن فشار از محضر وی استفاده و پای سخنان گرم و دلنشین آیتالله نجفی همدانی مینشستم.
وی افزود: در اواخر که بیماری ایشان شدت پیدا کرده بود و تب بالایی داشتند به وی گفتم: حاجآقا من از اینکه شما چند روز است دارای تب هستید، بسیار ناراحت هستم؛ ایشان اینگونه پاسخ دادند: نباید ناراحت بود چراکه وقتی انسان در بستر بیماری قرار میگیرد، توسل او به خداوند متعال بیشتر میشود لذا این امر دارای شیرنی و لذت بندگی است؛ این جمله آیتالله نجفی همدانی را هرگز فراموش نمیکنم چراکه بسیار تأملبرانگیز است.
وی در ادامه سخنان خود خاطرهای دیگر از ارتباط با آیتالله نجفی همدانی را اینگونه بیان کرد: روزی ایشان در اثر خونریزی زیاد دچار کمخونی شده بود لذا تصمیم گرفتیم به ایشان خون تزریق کنیم؛ هنگامیکه خون از بانک خون جهت تزریق آورده شد ایشان از ما پرسیدند: آیا شخص خوندهنده را میشناسید؟ پاسخ دادم: خیر! لذا اجازه ندادند این خون به بدن ایشان تزریق شود در نهایت خون نوه آیتالله نجفی همدانی آقا مهدی انصاری مورد آزمایش قرار گرفت و به ایشان تزریق شد؛ این نکته بسیار مهم است که ایشان انقدر خداگونه زندگی میکردند که حتی اجازه تزریق خون فرد ناشناس به بدنش را نداد.
موسوی با بیان اینکه آیتالله نجفی همدانی در اواخر عمر خود رفتارشان به گونهای بود که متوجه شدیم ایشان نسبت به زمان مرگ خود علم داشت، گفت: ایشان خود را برای استقبال از مرگ آماده کرده بود و تا آخرین لحظات عمر خود دست از تعلیم و نگارش بر نمیداشت چراکه قلم و دفتر خود را در بیمارستان به همراه داشت و همواره نکاتی یادداشت میکرد.
وی اظهار کرد: زمانی که وی به بیماری مرتبط با تخصص بنده مبتلا شده بودند، اصحاب وی به مطب بنده مراجعه کردند و بنده مشغول طبابت ایشان شدم .
موسوی با بیان اینکه آیتالله نجفی همدانی شخصی متین، بسیار آرام و صبور بودند، تصریح کرد: شرایط جسمی ایشان بسیار حاد بود به گونهای که اگر هر شخص دیگر جای وی بود از این بیماری شکوه و ناله میکرد؛ بیماری برای ایشان مشکلات عدیده ای ایجاد کرده بود و گاهی خون و اراد در مثانه وی جمع میشد اما ایشان بسیار صبور بودند و من درسی که از وی گرفتم این صبر و بردباری در تحمل مصائب و مشکلات است؛ ایشان همواره میگفت این مشیت الهی است.
وی با تأکید بر اینکه شخصیت آیتالله نجفی برای من الگو بود، ادامه داد: من هفتهای چند بار به ملاقات ایشان میرفتم و مشاهده میکردم که آقا سیبی که از مریدان و مخلصان حاجآقا بودند همواره همراه وی بود و من از این رفتار بسیار متعجب میشدم.
این پزشک حاذق خاطرنشان کرد: همواره از وی آموختم که صبور و بردبار باشم و در رفتار با بیماران خود این امر را در نظر گرفتم و صبورانه با آنها رفتار کردم به طوریکه گاهی بیمار چندین دقیقه به بیان مشکلات بیماری خود میپردازد ولی من به شیوه ایشان صبورانه به سخنان بیماران گوش فرا میدهم.