محمدعلی دهدشتی در گفت وگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قم، گفت: پس از اینکه از سال 1350 از نجف به ایران آمدیم به رغم قرائت قرآنی که به شکل معمول داشتم در سال 64 از طریق یکی از دوستانم ترغیب شدم تا در جلسه قرآن مسجد محمدیه شرکت کنم.
وی افزود: در آنجا یک مرد مسن خوش برخورد و مهربان و متواضع بود که او را استاد رنجبر میخواندند و ایشان نیز با روی خوش از شاگرد جدید این مکتب فاخر قرآنی استقبال کرد.
این استاد قرآن کریم بیان کرد: وقتی که اولین قرائت را در محضر استاد داشتم، سخن ایشان را هیچ وقت فراموش نمیکنم که با خوشرویی گفت: با این صدا قطعا در آینده میتوانی به بهترین قاری مبدل شوی ولی نیازمند کار و تلاش و کوشش بیشتر در زمینه یادگیری صوت و لحن و تجوید و... هستی؛ همین مساله و سخن دیگر دوستم مبنی بر اینکه میتوان از طریق اول شدن در مسابقات قرآن به خانه خدا مشرف شوم انگیزه من را برای حضور در این عرصه بیشتر کرد.
وی گفت: ایشان با مهربانی و برخورد خوب، مرا شیفته خود کرد؛ اخلاق و رفتار و منش و تشویقهای ایشان بود که مثل پدر من را به این عرصه کشاند؛ از سال 64 وارد جلسات قرآن وی شدم و شروع به یادگیری اصول قرائت کردم و در سال 65 به مقام اول قم که در آن زمان در سطح مسابقات ملی بود و از عظمت خاصی نیز به خاطر زحمات همین مرد بزرگ برخوردار بود دست یافتم و در سال بعد به مسابقات ملی راه یافته و پس از کسب مقام ملی به آرزوی خود یعنی تشرف به خانه خدا نائل شدم.
دهدشتی اظهارکرد: به رغم اینکه دو تن از شاگردان ایشان؛ یعنی مرحوم علامی و شهیدی از بازوان اصلی قرآنی کشور به حساب میآمدند و میآیند و تمام اساتید و قاریان بزرگ حال حاضر استان که در سطح ملی نیز چهره هستند با واسطه و یا بی واسطه از شاگردان وی به حساب میآمدند هیچ گاه اظهار نمی کردند که چنین شاگردانی دارند زیرا به حدی تواضع داشت که جملهای در این خصوص از زبان ایشان خارج نمیشد.
وی گفت: زحمات ایشان برای توسعه فرهنگ قرآنی به پیش از انقلاب اسلامی برمیگردد؛ آنجا که ایشان از یک روستا در بیش از 30 کیلومتری و مسیر کوهستانی و در آن زمان صعبالعبور برای کسب معلومات قرآنی به تهران رفته و در درس سرهنگ بیگلری حاضر می شد و سپس برای توسعه امر قرائت و آموزش قرآن، سخت ترین شرایط را به جان می خرید و به قم می آمد نشان از این دارد که این مرد، یک مرد بزرگ و تحول آفرین است.
وی تصریح کرد: امروزه کمتر از این دست افراد مشاهده میکنیم که مثل ایشان در آن سرمای کشنده و جادههای خاکی، کیلومترها با پایی که تا زانو در برف بود برای آموزش قرآن به قم بیایند و این مساله چیزی جز عشق بی حد و حصر به قرآن و عطش برای آموختن معارف قرآن کریم نیست.
استاد قرآن کریم بیان کرد: ایشان اولین کسی بود که سطح قرائت و آموزش قرآن را از سطح جلسات خانگی محدود در قم به عالی ترین جلسات قرآنی کشاند و در این عرصه شاگردان بسیاری را تربیت کرد.

وی گفت: جلسات مسجد محمدیه و مسابقات این مسجد به حدی عظیم بود که کل مسجد پر می شد و مردم برای گوش دادن به قرائات در خیابان مینشستند و به قرائت قرآن گوش می دادند؛ جوایز آن مسابقات با هزینه شخصی اعضای مجمع قاریانی که مرحوم رنجبر موسس آن بود تهیه میشد؛ چیزی که امروز دیگر کمتر نشانی از آن وجود دارد.
وی اظهارکرد: این همه برکات و شور قرآنی که دراین شهر و سپس استان ایجاد شد به برکت حرکت الهی و خالصانه استاد رنجبر بود؛ با این وجود تواضع و خاکی بودن و به معنای واقعی کلمه، قرآنی بودن ایشان به عینه قابل رویت بود؛ ایشان در هر حال یک فرد قرآنی بود و در همه شئون رفتاری و اخلاقی این شیوه را در پیش می گرفت.
وی گفت: از نظر دین و تقوای الهی، استاد شهره عام و خاص بود؛ وی انسانی متخلق، متدین بود که احکام قرآنی را به تمامه اجرا میکرد؛ ایشان به حدی شیفته و دلباخته دین بود که به کوچکترین و ریزترین مباحثی که در روایات بیان می شد نیز به شکل کامل عمل می کردند و بدون اینکه به عاقبت یک کار فکر کنند به حرف خدا و رسولش اعتماد کامل داشت.
وی افزود: حتی در قضیه ازدواج دخترش نیز یک حدیث پیامبر را ملاک عمل قرارداد و با آیهای قرآن به این جمعبندی رسید که اعتماد کند و پسری که پاکی و دیانت وی ثابت شده بود را به دامادی بپذیرد و همین عامل باعث شد که خداوند نیز به دلیل همین نیت خالص خانواده ای از برگ گل پاکتر به او عنایت کند.
وی گفت: انسانهای بسیاری هستند که خود را قرآنی و اهل بیتی(ع) میدانند ولی همین که پای عمل به میان میآید از پایینترین سطوح عملگرایی نیز برخوردار نیستند؛ بسیاری از افراد در هنگام عمل به هیچ عنوان قرآنی و اهل بیتی(ع) رفتار نمیکنند.

تربیت شاگردان
این استاد و قاری برجسته کشور بیان کرد: ایشان با رویکرد اخلاقی و تخصصی و قدرت فنی که داشتند و اینکه همیشه عاشق یادگرفتن و مطالعه بود اساتید طراز اولی را به کشور تقدیم کردند که علاوه بر اساتید علامی و شهیدی، اساتیدی چون شعاعی، کسمائی، علیزاده، رهبری، خدابندی و.... را به جامعه تحویل دادند که این افراد هزاران نفر را در این سال ها در جلسات قرآنی آموزش داده اند.
وی گفت: محبوبیت عجیب ایشان نزد شاگردان به واسطه همین رویکرد اخلاقی و تواضع عجیب ایشان بود؛ در عین حال که همه ما خود را مدیون ایشان میدانستیم و کم کم به درجات عالی قرآنی در کشور نیز دست می یافتیم ولی ایشان کوچکترین تغییر رفتاری نداشتند ولی حتی وقتی نمایندگان قم در جلسات قرآنی به محضر رهبر انقلاب می رفتند بدون هیچ ادعایی در یک گوشه می نشستند ونظاره گر برنامه بودند ولی در سال های آخر با اصرار برگزارکنندگان در جایگاه قرار میگرفت.
نقش استاد رنجبر در قرائت سبک جدید
دهدشتی بیان کرد: نقش استاد در قرائت به شکل جدید بی بدیل است؛ ایشان اولین کسی بود که سبک قاریان مصری را در قم و استان های اطراف نهادینه کرد و آموزش داد و به نوعی ایشان از معدود افرادی بود که بانی این سبک قرائت در کشور شد که همین سبک زیبا که با نغمات آوایی همراه بود نیز باعث رشد رویکرد جوانان به این عرصه شد.
وی گفت: ایشان با لحن همراه با آرامش و محبت خود با شاگردان برخورد میکرد؛ وقتی یک قاری اشتباه میکرد مثل افرادی که می خواهند همیشه خود را به شاگرد تحمیل کنند رفتار نمی کرد و با مهربانی به نوعی او را متوجه اشتباهش می کرد؛ وقتی شاگرد این دلسوزی و تواضع را در استاد میبیند شیفته درس و استاد خود میشود.

تواضع در فراگیری علم از شاگرد
این استاد و قاری برجسته کشور بیان کرد: در سال های اول قرائت به دلیل قرائت تجربی و تقلیدی کمتر کسی از نغمات قرآنی اطلاع داشت و این نغمات به شکل تجربی قرائت می شد ولی بنده این قرائات و نغمات را فراگرفتم و آنها را روی ورقههایی مینوشتم و به دوستان و قاریان میدادم؛ یک روز ایشان در مغازه خیاطی من حاضر شد و گفت که شنیدهام که شما این نغمات را آموزش می دهی، لطف کن و این نغمات را به من هم آموزش بده.
وی افزود: من به ایشان عرض کردم که شما استاد من هستید و من هرچه دارم از شما و چیزی ندارم که به شما آموزش دهم؛ ایشان بیان کرد که این حرف درست نیست؛ علم قطعی نزد هیچ کسی جز معصومین نیست و همه ما محتاج هستیم که از علم دیگران بهره ببریم؛ هر کس علمی دارد باید به دیگران نیز عرضه کند و امروز نیز از شما میخواهم که این نغمات را که در آن زمان آموزش نوینی بود به من ارایه دهی؛ شاید اگر کس دیگری بود سعی می کرد که این کار را با واسطه انجام دهد و هیچ وقت نزد شاگرد خود چنین خواستهای را نبرد.
وی گفت: همین تواضع و خضوع بود که ما شاگردان را شیفته این انسان الهی کرد؛ این درس بزرگی بود که انسان هایی متکبری که همیشه به دنبال به چشم آمدن هستند زود از چشم میافتند و کسانی که این چنین از دیده شدن ها دوری میکنند چگونه در دل ها خانه میکنند و این مساله یک اصل قرآنی است.