به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، در یادداشتی به قلم یکی از مخاطبان ایکنا اصفهان درباره شفاعت آمده است: شفاعت از عقايد مسلم در دين اسلام و يکي از راههاي استمداد از لطف پروردگار و پناه بردن به سايه ايمان و تقوا براي بخشودگي گناهان است. نکته مهم درباره مسئله شفاعت اين است که عدهاي در اين مسير و با برداشتي سطحي از آيات و روايات موجود پيرامون اين مسئله، راه افراط و دستهاي راه تفريط را در پيش ميگيرند. بعضي مانند وهابيون منکر وجود هرگونه شفاعت از سوي خداوند براي گناهکاران هستند و عدهاي ديگر به بهانه شفاعت خود را مجاز به انجام هرگونه گناهي ميدانند. در حالي که اسلام راه ميانه را در پيش گرفته و در اين مسير نيز عدالت را به صورتي روشن و گويا براي جلوگيري از هرگونه شبهه و انکار برپاداشته است.
مهمترين نکته در بررسي شفاعت اين است که اصول حاکم بر مجازاتها از سوي خداوند با روشهاي مجازات در دنيا همانند نيست. در واقع آنچه ما در زندگي روزانه و روابط ميان انسانها در حوزه شفاعت مشاهده ميکنيم و آنچه در رابطه خداوند و بندگانش در مسئله شفاعت وجود دارد، بهکلي متفاوت است. در بحث مجازات الهي و گناه بندگان نوعي تعادل وجود دارد، از يک سو مجازاتهاي الهي بدون آنکه جنبه انتقام داشته باشند، ضامن اجرا براي اطاعت از قوانين و پيشرفت و تکامل انسانها است و بر اساس آن راه جرات و جسارت بر گناه بر بندگان بسته ميشود، از سوي ديگر راه بازگشت و اصلاح بهطورکلي بر گناهکاران بسته نيست و اين امکان وجود دارد که بتوانند با اصلاح خود به سوي خدا بازگردند.
در برداشت عاميانه از شفاعت شخص شفيع از موقعيت و شخصيت و نفوذ خود استفاده كرده و نظر شخص صاحب قدرتي را در مورد مجازات زيردستان خود عوض ميكند و اين کار از طرق گوناگون مانند استفاده از نفوذ، تحريک عواطف و احساسات يا تغيير مباني فکري فرد صاحب قدرت صورت ميگيرد. در واقع در اين نوع از شفاعت هيچگونه تغييري در روحيات و تفکر فرد مجرم پديد نميآيد. اما اين شفاعت در رابطه بين خداوند و بندگانش معنا ندارد، زيرا نه تنها خداوند اشتباهي نميکند که بتوان نظر او را عوض کرد، بلکه مانند انسان عواطفي ندارد که بتوان آنها را برانگيخت، علاوه بر اينکه پاداش و کيفر او بر محور عدالت ميچرخد. شفاعت در منطق اسلام يعني شخص شفاعت شونده و گناهکار موجباتي فراهم ميسازد كه از يك وضع نامطلوب و درخور كيفر بيرون آمده و به وسيله ارتباط با شفيع، خود را در وضع مطلوبي قرار ميدهد كه شايسته و مستحق بخشودگي ميگردد. در واقع شفاعت منحصر به مجرماني است که علاوه بر ندامت از گناه، در مسير جبران و اصلاح قرار گرفتهاند، کساني که به مقام ارتضاء رسيده و داراي عهد الهي هستند، به خداوند و کيفر و عذاب او ايمان داشته و اين ايمان در فکر و زندگي آنها انعکاس يافته است. به اين معنا شفاعت خداوند مشمول بندگان طغيانگر که هيچ اصل مقدسي را قبول نداشته و هرگز به اصلاح اعمال خود همت نميگمارند، نميشود. به عبارت ديگر طبق آيات قران داشتن عهد و پيمان الهي يعني ايمان و رسيدن به مقام خشنودي پروردگار و پرهيز از گناهاني چون ظلم و ستم جزء شرائط حتمي شفاعت است.
مهمترين آثار تربيتي شفاعت مورد تاييد منطق اسلام را ميتوان در موارد زير برشمرد:
- اولين اثر آن مبارزه با روح ياس در گناهکاران است. اميد به شفاعت باعث ميشود نه تنها فرد گناهکار خود را مجاز به انجام هرگونه عمل ناپسند نداند، بلکه روزنه اميدي براي او ميباشد تا از طريق آن با اميد به آمرزش، به جبران گذشته تشويق شده، آرامش رواني براي او حاصل گردد و به عنصري سالم و صالح در جامعه تبديل شود.
- شفاعت در اسلام عنصري بازدارنده و سازنده است و اين يعني يک مکتب عالي تربيت که افراد گناهکار و مجرم را به افرادي صالح و سالم تبديل مينمايد. هم موجب زدودن آثار جرم و گناه است و هم موجب افزايش مقامات معنوي و پرورش و تکامل و ارتقا مقام ميگردد.
- در اين مسير، شفاعت شونده بايد يك نوع ارتباط و پيوند با شفاعت كننده برقرار سازد، پيوندي از طريق توجه به حق و گواهي قولي و فعلي به آن، كه اين خود نيز عامل ديگري براي سازندگي و بسيج نيروها در مسير حق است.
- در مکتب اسلام شفاعت نوعي توصيه بيدليل اجتماعي نيست تا از طريق آن افراد جرات و جسارت بر گناه را در خود يافته و به اميد شفاعت به هرگونه ظلمي دست بزنند، بلکه شفاعت نيازمند به يك نوع ارتباط معنوي ميان شفاعت كننده و شفاعت شونده است و به اين ترتيب كسي كه اميد شفاعت را دارد موظف است در اين جهان ارتباط معنوي با شخصي كه انتظار دارد از او شفاعت كند بر قرار سازد و اين ارتباط در حقيقت يك نوع وسيله تربيت براي شفاعت شونده خواهد بود كه او را به افكار و اعمال و مكتب شخص شفاعت كننده نزديك ميكند و در نتيجه شايسته شفاعت ميشود.
- در مسير شفاعت در اسلام نه در اراده پروردگار تغييري ايجاد ميشود و نه نشانه خطا و دگرگوني در حکم سابق او است، بلکه فرد گناهکار تکامل و پرورش يافته و شايسته عفو خدا ميشود.
- شفاعت در اسلام موجب حفظ تعادل ميشود، هم راهي براي بازگشت گناهکاران است و هم مسير جرات و جسارت بر انجام هر گناهي را ميبندد.شفاعت همسو با سرشت پاک انساني و مشوقي براي توبه زود هنگام است، نوعي اميدواري در ميانه خوف و رجا که با تقويت ايمان، آرامش را به ارمغان ميآورد.
یادداشت از اعظم شجاعی