
«چهار راه استانبول» ششمین فیلم مصطفی کیایی در مقام کارگردان، اثری در ستایش ایثار آتشنشانان است اما این کار در مقایسه با سه کار قبلی کیائی، اثری ضعیفتر محسوب میشود هر چند در چنین شرایطی نیز این کار یک سر و گردن از بسیاری از تولیدات سینمای ایران بالاتر است.
وقتی اشاره میشود که این فیلم نسبت به کارهای اخیر کیایی، کیفیت ضعیفتری دارد به لحاظ پروداکشن و عظمت تصویر نیست چون انصافاً تصاویری که از آتشسوزی و تخریب پلاسکو در این کار میبینیم خیرهکننده است.اما جنس آثار کیایی عموماً ویژگیهای خاص خود را دارد که اصطلاحاً میتوان آن را به یک موش و گربهبازی تشبیه کرد اما در این فیلم کارگردان سعی کرده یک قصه متفاوت با آثار خود نقد کند.
درباره بازیهای فیلم باید گفت که انصافاً تمامی نقشها بازیهای خیرهکننده از خود ارائه کردهاند اما در میان این بازیهای خوب نقشآفرینی مهدی پاکدل در نقش فرمانده آتشنشانان چیز دیگری است که از هم اکنون میتوان گفت وی یکی از کاندیدای دریافت نقش مکمل در جشنواره است. درباره تیم دو نفره بهرام رادان و محسن کیایی که پیشتر در «بارکد» تکرار شده بود باید گفت این دو به شدت با هم هماهنگ هستند ولی بهتر است بیش از این فیلم دو نفر را تکرار نکند زیرا هر اندازه که در کارشان موفق باشند، اسیر تکرار خواهند شد.
در ابتدای بحث «چهار راه استانبول» نسبت به سه فیلم گذشته کیایی اثری ضعیفتر توصیف کردم اما این مسئله به هیچ وجه به معنای این نیست که کارگردان دکوپاژ و میزانس بدی برای اثرش دیده باشد ولی افسوس «عصر یخبندان» ،«بارکد»،«خط ویژه» به اندازهای خوب بودند که «چهار راه استانبول» نسبت به آنها کاری پائینتر محسوب میشود.
درباره جذابیت بصری فیلم باید گفت که مطمئناً کار خواهد توانست در گیشه خرج سه میلیاردی خود را باز گرداند حتی سوددهی آن بسیار خواهد بود. چون باور دارم کیایی راه ارتباط با تماشاگر را به خوبی میشناسد.
شناخت گیشه به معنای کمارزش بودن کیفیت کار فیلمساز نیست چون این تصور بسیار غلطی است که در سینمای ما باب شده و به نوعی باعث افول اقتصادی فیلمهای ایرانی شده است زیرا برخیها معتقد هستند هر کاری که خوب بفروشد حتماً کار کم ارزشی است در صورتی که اولین رسالت سینما تأمین سلیقه مردم به شکلی مطلوب و استاندارد است.
ما درباره سینمای اجتماعی و نقدهای که پیرامون این دست تولیدات مطرح است حرفهای بسیاری از میشنویم برای مثال این نکته که برخی آثار سیاهنما هستند بسیار در میان منتقدان ما رایج است. البته ما نمیخواهیم درباره این دیدگاه اظهار نظر کنیم بلکه باید بگویم اگر قرار است حرفی اجتماعی در فیلمهایمان زده باشد باید آن کار با ابزار لازم خود روی سینما جان گیرد والا یا اثری تلخ تولید خواهد شد یا کاری شعاری آسیبهای که «چهار راه استانبول» با تمام نقاط ضعف و قوتش از آن مبراست.
در انتهای مطلب باید به اظهار نظر کیایی که در نشست خبری بعد از فیلم مطرح شد اشاره کنیم که بیان کرد از جیب شخصی خود سه میلیارد صرف ساخت این کار کرده است، این اقدام پسندیده است که یک سینماگر جوان برای دغدغه خود حاضر باشد از سرمایه شخصی خود خرج کند اما جدا از این امتیاز باید گفت کیایی در مسیری پول خود را سرمایه گذاری که ایثار آتشنشانان به نوعی تصویرسازی میشود برای همین کار وی را باید ستایش کرد و به احترامش کلاه از سر برداشت.