به گزارش ایکنا از همدان، مراد ازفهم قرآن کریم بهره مندی وتاثیر پذیری ازاین کتاب الهی و کاربردی نمودن آن درحیات دنیوی وساختن بنیان انسانی است. از این جهت مراد ازفهم قرآن فقط دانستن معنای الفاظ و یا مباحث پیرامون آن نیست چه اینکه می دانیم بسیاری از خاورشناسان ومستشرقین درمورد قرآن تحقیقات گسترده ای انجام دادند لیکن خودشان نه تنها ازاین کتاب الهی استفاده نمی کنند به آن اعتقاد چندانی نیز ندارند.لذا براساس آیات قرآن کریم قرآن هرچند برای هدایت همۀ انسانها می باشدلیکن فقط متقین وکسانی که برفطرت انسانی باقی مانده باشند ازاین کتاب بهره مند بوده به فهم آن نایل می شوند.
تفسیر به معنای کشف وپرده برداری از فهم قرآن کریم خواهد بود البته باید دانست درخود قرآن کریم هیچ گونه حجاب وپرده ای نیست بلکه دروجود انسانها حجابهایی وجود دارد که تا این حجابها ازبین نرود فهم قرآن وتفسیر آن صورت نمی گیرد.حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه درمورد تفسیر قرآن می فرماید «تفسیر قرآن کریم دراصل جز برای خدای متعال میسر نیست. چون قرآن ازسوی اونازل شده واحاطه براو امکان ندارد»
امام معتقدند تفسیری سزاوار وجامع بر قرآن کریم برای انسانهای عادی امکان ندارد وآنچه ما از قرآن میدانیم پرده ای از پرده های کتاب خدا است و باقی محتاج تفسیر اهل بیت است که معلم به تعلیم رسول الله بوده اند(تفسیر سوره حمد صص 93-95).

باید دانست بهره مندی از قرآن کریم وتدبر درآیات آن باید برای همۀ افراد ممکن باشد لذا برای همگان این امر میسور است که به تدبر وفهم قرآن بپردازند و با بهره گیری از معصومین که به تعبیری نسبت به قرآن ثقل اصغر شمرده می شوند به فراگیری معارف قرآن بپردازند.دراین راستا حضرت امام(ره) معتقدند «امر بهره مندی از قرآن کریم باید مستقیم وهمگانی و باب تدبر در قرآن باید برای آحاد جامعه باز ومیسر باشد.باید زمینه ای فراهم شود که هرمسلمانی درهر آیه از آیات شریفه که تدبر می کند مفاد آن را با حال خود تطبیق کند ونقصان خود را به واسطۀ آن مرتفع سازد و امراض خود را شفا دهد»(آداب الصلوه ص224).
درمیان کتب آسمانی تنها کتابی که از گزند تحریف، مصون مانده وحلقه اتصال میان زمین وآسمان معرفت می باشد قرآن کریم است.آنهایی که با متون مقدس آشنا هستند می دانند ازمیان کتابهای آسمانی یا خبری ازآنها وجود ندارد مانند زبور داود وصحف ابراهیم و یا دستخوش تحریف واقع گشته اند مانند تورات موسی وانجیل عیسی علیهم السلام.لیکن قرآن تنها نسخۀ شفا بخش بوده وبه تعبیر حضرت امام اگر قرآن نبود باب معرفت الی الله بسته بود الی الابد. لذا پیاده کردن مقاصد قرآن و سنت معصومین هدف حکومت اسلامی بوده وتوجه به احکام سیاسی قرآن ازعوامل بسیار مهم رفع مهجوریت قرآن است (کشف الاسرار ص8).
عواملی که مانع از فهم قرآن میشود؛
همانطور که مبین است قرآن کریم تبیانا لکل شی هست ودراصل قرآن کریم هیچ گونه حجاب وپرده ای نیست لیکن میان فهم انسانها وقرآن برخی موانع وجود دارد که باعث بازدارندگی درفهم آیات قرآن شده وتا این موانع مرتفع نگردد انسان به فهم حقایق قرآن نائل نمی گردد. متأسفانه برخی بجای استفاده ازاین کتاب آسمانی درمقابل آن موضع گیری نموده و به تکذیب آن برمی خیزند. اینکه چه عواملی باعث می شود این افراد به حقائق قرآنی نائل نشود علل فراوانی را می شود ذکر کرد لیکن برخی از مهمترین این عوامل را این گونه می توان برشمرد:
1-خود بینی وتکبر. قرآن کریم در این که برخی بواسطۀ خودبینی وتکبری که دارند از فهم حقائق قرآن باز می مانند می فرماید:
سَأَصْرِفُ عَنْ آياتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها وَ إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً وَ إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ كانُوا عَنْها غافِلِينَ (اعراف146) و كسانى را كه در اين سرزمين بنا حق بزرگى مىكنند از آيههاى خويش منصرف خواهم كرد كه هر آيهاى ببينند بدان ايمان نيارند اگر راه كمال ببينند آن را پيش نگيرند، و اگر راه ضلال ببينند آن را پيش گيرند، چنين شود زيرا آيه هاى ما را دروغ شمرده و از آن غفلت ورزيده اند .
همان طور که ازاین آیه فهمیده می شود تکبر بیجا ونا بحق و همچنین خودبینی عامل مهمی در بازدارندگی از فهم قرآن کریم است. اینها را از آیات منصرف می کنیم یعنی به فهم قرآن نائل نمی شوند و به تعبیر علامه طباطبایی جمله «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا» صفات رذيله ايشان را تعليل نموده و مىفرمايد: همه اين كجروىهاى ايشان آثار تكذيبى است كه به آيات خدا نموده و از آن غفلت ورزيدهاند، البته ممكن هم هست تعليل جمله «سَأَصْرِفُ عَنْ آياتِيَ» بوده باشد(المیزان.ج8ص247). مطمئنا کسی که آیات الهی را تکذیب نماید به دنبال فهم آن نیز نخواهد بود.
ازبرخی سخنان حضرت امام نیز فهمیده می شود تا انسان از حجاب بسیار ظلمان خود خارج نشود وتا گرفتار خود بینی هاست لیاقت پیدا نمی کند تا به فهم قرآن نائل شود.(صحیفه نور.ج14ص37)
2-کفر .یکی دیگر ازعواملی که موجب عدم فهم صحیح از قرآن کریم می شود کفر وجدال وندارستی است که کفار دارند دراین مورد قرآن می فرماید:
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها حَتَّى إِذا جاؤُكَ يُجادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلاَّ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ (انعام 25)
از آنان كسانى هستند كه به كلام تو گوش مىدهند، ليكن ما بر دلهاى آنان پردهاى كه از فهمشان جلوگيرى كند افكنده و گوشهايشان را سنگين كرديم، و اگر هر آيهاى را ببينند باز ايمان به آن نمىآورند، حتى وقتى هم كه نزد تو مىآيند غرضشان جدال است، و لذا همانها كه كافر شدند بعد از شنيدن آيات قرآن مىگويند اين جز همان افسانهها و حرفهاى قديمى نيست
اكنه" جمع" كن"- بكسر كاف-، به معناى چادر و پردهاى است كه در آن چيزى را پنهان و پوشيده مىدارند، و" وقر" به معناى سنگينى گوش است، و" اساطير" جمع" اسطوره" و بنا بر آنچه از مبرد نقل شده به معناى دروغ و خدعه است. ازاین آیه هم فهمیده می شود برخی به ظاهر به ایات الهی گوش می دهند یا حتی می خوانند اما باتوجه به عناد وکفری که دارند حاضر به پذیرش آن نمی باشند.
یکی ازنکات حائز اهمیت ودقت درایات فوق این است که افرادی که کفر می ورزند یا بخاطر تکذیب آیات الهی مهر وقفل بردلهایشان زده شده اگر تمام آیات ومعجزات را با چشم خود ببینند باز به آنها ایمان نمی آورند ودرصدد کنار زدن آن می باشند چه اینکه امروزه شاهدیم برخی از مستشرقین که به ظاهر با آیات قرآن ارتباط دارند اما درصدد غیر وحیانی جلوه دادن قرآن می باشند.

3-دوری ازساخت معصومین علیهم السلام.یکی از عوامل عدم فهم صحیح از قرآن کریم دوری وبه تعبیری دشمنی وعناد نسبت به معصومین علیهم السلام می باشد.باتوجه به روایت ثقلین قرآن کریم وعترت طاهرین دو ثقل درکنار هم می باشند که ازیکدیگر جدا نمی باشند لذا برای فهم درست قرآن نیاز به روایات ائمه معصومین علیهم السلام داریم که درتفاسیر روایی به آنها اشاره می گردد.ازاین جهت عناد ودشمنی نسبت به ساحت معصومین موجب بی بهره گی ودروماندن از قرآن مس باشد چه بسا کسانی که به ظاهر قرائت زیبایی دارند اما بصیرت درستی ندارند.
4-عدم تفکر نسبت به قران.یکی دیگر ازعوامل بازدارنده در فهم صحیح قرآن را عدم تفکر درست ویا جمود فکری می توان دانست. قرآن کریم به تدبر وتعقل نسبت به قرآن تأکید نموده وکسانی را که ازاین امر غفلت می ورزند به عنوان کسانی که قفل بردلهایشان زده شده نام می برد:افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوبهم اقفالها.
کسانی که بر قلب یعنی قوای ادراکی شان مهرزده شده از فهم قرآن عاجزند.
5-گناه وبی تقوایی.باید دانست گناه ومعصیت همچون زنگاری است که برروی قلب انسان قرار می گیرد.ثمره گناه وبی تقوایی ناتوانی ،نابودی ویا پرده افکندن بر قلب انسان است.چنین فردی درنهایت به تکذیب آیات الهی برخواسته وازفهم ان به دور خحواهد بود. قرآن کریم می فرماید:ثم کان عاقبه الذین اساووالسوی ان کذبوا بایاتنا وکانوا بها یستهزون
نکتۀ پایانی اینکه عواملی دیگر همچون حب دنیا ودنیا طلبی،توقف برآرای باطله،تقلید کورکورانه وتبعیت از اندیشه های باطل گذشتگان نیز می تواند مانع فهم درست قرآن گردد.
یادداشت از مریم بیگدلو
انتهای پیام