گروه معارف ــ همایش ملی اخلاق کاربردی در سیره ائمه اطهار(ع) با تأکید بر آموزههای رضوی، امروز هفتم اسفندماه با پیام آیتالله مظاهری در دانشگاه اصفهان برگزار شد.
به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، همایش ملی اخلاق کاربردی در سیره ائمه اطهار(ع) با تأکید بر آموزههای رضوی، امروز هفتم اسفندماه با پیام آیتالله مظاهری در دانشگاه اصفهان با محورهای «اخلاق، علم و دین، چالشها و راهکارها»، «اخلاق حرفهای، آسیبها و راهکارها»، «اخلاق کلاسیک، آسیبها و راهکارها» و «اخلاق معاصر، چالشها و راهکارها» برگزار شد.
محمد لگنهاوزن، چهره ماندگار فلسفه و استاد مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) بحثی با عنوان «جهانشمولی حقوق بشر» و محسن جوادی، استاد فلسفه اخلاق دانشگاه قم و معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بحثی با عنوان «تطبیق مبانی اخلاق کاربردی در غرب و اسلام» را در این همایش مطرح کردند.
بازگشت به اخلاق، راه نجات بشر از بحرانهای عصر مدرن است
آیتالله مظاهری از مراجع تقلید، با صدور پیامی از برگزاری این همایش تقدیر و به نکات برجستهای در خصوص مسئله اخلاق و ضرورت نهادینه کردن آن در سطوح مختلف جامعه اشاره کردند که در قسمتی از این پیام آمده است:
«1) حاجت و نیاز مؤکّد بشر به اخلاق و زندگی اخلاقی در روزگار پرتلاطم معاصر از یکسو، و صعوبت و دشواریِ مضاعفِ التزام به اخلاق و اخلاقی زیستن در این روزگار پرفریب از سوی دیگر، دو مطلب بسیار مهمّ است که به ویژه جمع آن، هر انسان فکور و فرهیختهای -که دغدغۀ انسان و انسانیّت در شمار دلواپسیهای فکری و ذهنی اوست- را به تأمّل و چارهاندیشی وا میدارد که در این وضعیّت خطیر و پیچیده، چه باید کرد؟
در جهان معاصر، اگرچه بیتردید علم و فنّاوری در همۀ ابعاد و جوانب به پیشرفتهای حیرتانگیزی دستیافته است، امّا به همین میزان، در این دنیای جدید، حتّی زندگی ظاهری آدمی هم در اثر پشت کردن به اخلاق، دستخوش خطرات بزرگی نظیر آسیبهای آب و هوا و محیطزیست و انواع بیماریهای مختلف قرار گرفته است. این آسیبها عمدتاً نتیجه و رهآورد مصرفزدگی، تجمّلگرایی، اسراف، اتراف و تبذیر ماست که همۀ اینها از بزرگترین صفات یا افعال رذیلۀ اخلاقی است.
از سوی دیگر، امیال بیپایان آدمی در دنیای مدرن نیز به مدد پیشرفت و توسعۀ علوم و دانشهای بشری، امکان فعلیّت یافتن بسیار بیشتری پیدا کرده است، در حالیکه در دنیای گذشته، اساساً بسیاری از این امیال و اهواء، در ذهن و ضمیر آدمیان ایجاد نمیشد.
۲) اینک و در این شرایط ویژه که حاجت انسان در جهان معاصر به اخلاق، افزونتر از گذشته است و البتّه التزام و تعهّد به اخلاق نیز، دشوارتر از قبل شده است، چه باید کرد؟
بیشک، تنها راه نجات ما، بازگشت آگاهانه و صادقانه به اخلاق است. امّا برای این رجوع و بازگشت باید:
اولاً: بحثهای نظری و پژوهشهای علمی در ساحت بزرگ اخلاق، در قالبهای مختلف نظیر همین همایش و سایر برنامههای فکری و علمی، گسترش یابد؛
ثانیاً: برنامهها و اقدامات تعلیمی و آموزشی در زمینۀ اخلاق خصوصاً اخلاق و هنر زندگی، در تمامی سطوح مختلف تعلیم و تربیت، از آموزش و پرورش گرفته تا دانشگاهها و مؤسّسات آموزش عالی و حوزههای علمیّه و سطوح مختلف اجتماع، به نحو کاملاً دقیق و کارآمد، لحاظ و اجراء گردد؛
و ثالثاً: مجموعۀ مسئولان و دستگاههای حکومتی، چه در مقام سیاستگذاریهای عمومی و اختصاصی و نیز برنامهریزیهای گوناگون و چه در مقام اجراء و عمل و رفتار، پاس اخلاق را بدارند و حریم محترم آن را با تمام وجود، به شایستگی، صیانت و حفاظت نمایند.
۳) اخلاق کاربردی به عنوان شاخهای با اهمیّت از علم اخلاق، با نظریّهپردازی و به کار بستن آموزهها و نظریّههای اخلاقی در حوزههای خاص همانند خانواده، تعلیم و تربیت، سیاست، تجارت و اقتصاد، پزشکی و بهداشت و درمان، محیط زیست، ارتباطات و رسانه، و دهها نظایر اینها، درصدد حلّ و فصل اشکالات نظری و مشکلات عملی آن حوزههاست؛ و بدین سبب از اهمیّت فوقالعادهای برخوردار است و گسترش و تعمیق و نهادینهسازی آن میتواند به بهبود و تعالی روحانی آدمیان و در نتیجه به سعادت و نجات جامعۀ انسانی بیانجامد.

خصوصاً در برخی از حوزهها نظیر خانواده، به عنوان اوّلین و کوچکترین نهاد اجتماعی که در جهان معاصر، با بحرانهای اخلاقی متعدّدی روبروست و حتّی در کشورهای اسلامی و در کشور خود ما که مدّعی حکومت بر پایۀ دین و ارزشهای اسلامی هستیم، شرایط مناسب و مقبولی را پشت سر نمیگذارد. افزایش سنّ ازدواج و نیز افزایش چشمگیر طلاق و آسیبهای خانمانسوزِ پس از آن و همچنین عدم آگاهی از مهارتهای اوّلیۀ زندگی زناشوئی و تربیت فرزند و نظایر اینها، معضلات بزرگی هستند که بنیان و اساس نظام خانواده را به شدّت تهدید میکند و آن را در معرض آسیبها و آفتهای جبران ناشدنی قرار میدهد.
و یا حوزۀ سیاست که آن نیز در دنیای جدید، تبدیل به حوزهای پرتلاطم و کارزاری آکنده از فریب و سالوس و نیرنگ و حقکشی و تهمت و غیبت و شایعه و افترا گشته است.
معضلات متنوّع و متکثّر حوزههای دیگر، نظیر اقتصاد و تجارت یا ارتباطات و رسانه نیز دست کمی از این دو حوزۀ اخیر ندارد. اخلاق کاربردی، میکوشد و البته میتواند این تنگناها و مشکلات را به خوبی در مقام نظر، شناسایی و بررسی نماید و در مقام عمل، راه اصلاح و عبور از آنها را به ما بیاموزد، مشروط بر آنکه ارادهای واقعی برای صلاح و سداد از سوی ما آدمیان وجود داشته باشد، که هم این آموزهها را با صداقتِ هرچه تمامتر بپذیریم و هم با جدیّت هرچه تمامتر بهکار بندیم.
۴) قرآن و عترت به عنوان دو منبع جوشان و سرآمدِ دینی، بیش از هرچیز دیگر، بر اخلاق تأکید ورزیدهاند و اساساً باید این دو منبع را کارخانۀ آدمسازی بدانیم و با تکیه بر آموزهها و تعالیم بلند و زندگیساز آنها، راههای طی نشده در ساحت بزرگ اخلاق را بشناسیم و بپیمائیم.»
اخلاق تنها محدود به حرفهها نیست
همچنین معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و استاد دانشگاه قم نیز در این همایش گفت: اخلاق ذاتا باید کاربردی باشد و در جامعه به کار بسته شود، درغیر این صورت اخلاق نیست.
محسن جوادی افزود: موضوع و درون مایه اخلاق کاربردی، مسائل و چالشهای عملی هستند که در زندگی و حرفههای مختلف وجود دارد که باید به رفع و یا اصلاح آنها پرداخت.
معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بیان کرد: آنچه امروز تحت عنوان اخلاق کاربردی مطرح میشود، عمدتا دربرگیرنده و محدود به حرفههای مختلف نظیر پزشکی، مهندسی و ... شده است، اما در واقع بحث اخلاق کاربردی را نباید صرفا با حرفهها محدود کرد، زیرا بحثهای اخلاق کاربردی در خانواده، محیط زیست و حفظ و نگهداری از حیوانات نیز مطرح است.
جوادی با بیان اینکه در دنیای جدید شاخههایی جدیدی از اخلاق کاربردی پیدا شده است، افزود: در غرب احکام و باورهای اخلاقی مبتنی برانگیزش است و در عین حال مباحث درونگرایی و برونگرایی هم مطرح میشود.

وی با اشاره به نسبت بین احکام اخلاقی و چگونگی ارتباط آن با دیگر موضوعات و محورها نظیر حیوانات، محیط زیست و فناوریهای جدید برای برقراری یک زندگی خوب و مناسب، گفت: در غرب برای تحقق این مهم، منشا اصلی از متون دین اخذ نمیشود، بلکه این مهم را براساس مولفههایی نظیر شهودات عقلی، وجدان، عاطفه و همدلی کسب میکنند.
وی ادامه داد: اسلام چنین رویهای را قبول نمیکند و تحقق این مهم را صرفا مبتنی بر شهودات عقلی، عاطفه، همدلی و تجربه نمیداند، زیرا در اسلام متن مهم است. البته در جهان اسلام جریانهای افراطی وجود دارند که تنها اصالت را به متن میدهند و به دیگر ابعاد توجهی نمیکنند.
جوادی تصریح کرد: متن برای یک مسلمان مهم است و باید دید که متن دینی درباره این موضوعات چه حکمی دارد. دین هم برای این است که نحوه تعامل ما با خانواده، محیط زیست و محیط اجتماعی را مشخص کند.
استاد دانشگاه قم گفت: آنچه در این زمینه مهم و قابل توجه است، نوع نگاه به متن میباشد، به طور مثال اشاعره معتقدند مبنای همه چیز را متن مشخص کرده و دیگر ضرورتی برای بحث و بررسی درباره این موضوعات وجود ندارد. این نگاه مورد قبول متفکران شیعه و یا برخی از اهل سنت نظیر معتزله نیست. شیعه معتتد است متن یک حالت کاشفی دارد، در واقع خود سازنده اخلاق نیست، بلکه حکایت کننده اخلاق است. در اسلام متن مهم است، چون ما آن را یک قول درست از حکم اخلاقی میدانیم، اما در کنار متن ما میتوانیم به عقل و رابطه آن با خلاق و یا رابطه وجدان با اخلاق هم توجه کنیم.
جهانی بودن حقوق بشر مبهم است
محمد لگنهاوزن، چهره ماندگار فلسفه و استاد مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی نیز با اشاره به مبناهای مختلف در رابطه با جهانی بودن حقوق بشر اظهار کرد: کمتر کسی را میتوان یافت که به طور روشن بیان کرده باشد که منظور از جهانی بودن حقوق بشر چیست. یک دیدگاه معتقد است که همه انسانها از این حقوق برخوردارند، پس حقوق بشر جهانی است، چون برای همه انسانها کاربرد دارد. دیدگاه دیگر، حقوق بشر را جهانی میداند، به این دلیل که همه انسانها آن را امضاء کرده و به آن احترام میگذارند؛ در حالی که افرادی را میشناسیم که این حقوق را تأیید نمیکنند.
وی افزود: دیدگاه اول شاید رایجترین دیدگاه در خصوص مبنای جهانی بودن حقوق بشر است و بسیاری از نویسندگان بر آن صحه میگذارند، ولی اگر تنها قائل به این دیدگاه باشیم، کمی مشکلآفرین است، چرا که مشخص نمیکند حقوق بشر فقط متعلق به انسان امروز است و یا مطلق انسانها را در گذشته، حال و آینده نیز شامل میشود. اشکال دیگری که به این دیدگاه میتوان وارد کرد، این است که اگر حقوق بشر برای همگان میباشد، چرا واژه جهانی به آن اضافه میشود.

وی اضافه کرد: ممکن است کسی فکر کند که شرط لازم برای برخورداری از حقوق بشر، این است که کسی انسان شود، ولی این نیز مشکلآفرین است، چرا که برخی از حقوق بشر را به گروهها اعطا میکنند؛ چنانکه ماده 16 اعلامیه حقوق بشر میگوید که خانواده حق دارد تا در برابر جامعه و دولت از آن محافظت شود. بنابراین این نوع حق، به خانواده و نه به انسان مربوط میشود و هر امر انسانی دارای حق نیست.
لگنهاوزن تصریح کرد: منظور از جهانی بودن در منشور سازمان ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر این است که همگان این حقوق را قبول کرده و امضاء میکنند. اعلامیه حقوق بشر، جهانی است، چون بسیاری از کشورها آن را پذیرفتهاند؛ البته همه دولتهایی که باید حقوق بشر را امضاء کرده و قبول کنند، این کار را انجام نمیدهند، از جمله دولت آمریکا زمانی که اعلامیه حقوق بشر مطرح شد، چندین قید و شرط بر آن گذاشت که نشان میدهد دولتها مایل نیستند کاملا زیر بار اینگونه تعهدات بروند.
انتهای پیام