گروه اجتماعی - همانگونه که رفتار محبتآميز در خانواده فرد را به سوي نيکي و خلاقيت رهنمون ساخته و بنيان خانواده را مستحکم ميکند، کمبود محبت در اين کانون و جستجوي آن در مکانهاي ديگر به خصوص در فضاي مجازي افراد ناسالم و پرخاشگري را به اجتماع تحويل ميدهد که هرگز قادر به پيشرفت و تعالي روحي و معنوي نخواهند بود.
به گزارش ایکنا در یادداشتی به قلم یکی از مخاطبان ایکنا اصفهان آمده است: محبت شيرينترين و دلپذيرترين واژه در زندگي بشر، و مفهومي که اساس جهان هستي، رسالت و هدايت انسانها بر اساس آن شکل گرفته است. واژهاي که خداوند کانون مرکزي آن میباشد و خلقت بر محور آن پديد آمده است:
نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود
زمانه نقش محبت نه اين زمان انداخت
در دين اسلام آن چه بيشترين نقش را در ساماندهي يک جامعه آرماني برعهده دارد، مفهوم محبت است؛ چرا که موثرترين عنصر براي پرورش انسانهاي کارآمد و جامعه مطلوب عنصر محبت ميباشد، تا جايي که ميتواند مانند يک داروي معجزهگر يک جامعه را به اهداف فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي رهنمون سازد. اهميت محبت در اسلام و جايگاه آن به اندازهاي بالا است که اساس دين اسلام را که برنامه تکامل انسان است، محبت ميدانند و همين امر نشان میدهد که از طريق محبت ميتوان در مسير کمال گام برداشت. اما از آن جا که دين اسلام بر اساس منطق عقل و فطرت شکل گرفته و رهنمودهاي آن در جهت کمال انسان است، تاکيد آن بر عنصر محبت نيز براساس منطق و عقل ميباشد. به عبارت ديگر اسلام محبت به هرچيزي را مجاز ندانسته و انسان را از محبت به زيباييهاي دروغين که موجب فراگير شدن زشتيها و بيماريهاي فرهنگي در جامعه ميگردد، نهي ميکند و او را به سمت زيباييهاي راستين و محبت به آنها در مسير تکامل معنوي رهنمون ميسازد.
محبت از جمله عناصري است که سبب تحکيم بنيان خانواده ميشود و انسان براساس فطرت خود تشنه محبت بوده و همواره در جستجوي آن است و خانواده مهمترين کانون براي ارضاي اين نياز فطري است. پديد آمدن احساس مطلوب در فرد، پذيرش سختيها و تربيت درست از جمله نتايج توجه به محبت در زندگي و روابط بين فردي ميباشد. از نظر اسلام به منظور استحکام بنيان خانواده و شکلگيري شخصيت مطلوب فرزند و به تبع آن جامعه سالم، تبادل عاطفه و محبت بايد از دوران کودکي آغاز شده و مهمترين نقش در اين مسير برعهده والدين به خصوص مادران است. همان گونه که فرزند به آب و غذا نياز دارد، تشنه محبت نيز ميباشد و چنان چه در خانواده به اين مطلوب دست نيابد، آن را در محيطهاي ديگر جستجو خواهد کرد.
خانواده امروز در جامعه اسلامي ما، به سبب پيشرفتهاي روزافزون علم با شبکههاي ماهوارهاي، رسانههاي مدرن، فضاي مجازي و ابزاري از اين دست روبه رو گرديده است. آسيبهاي موجود در اين فضاها و ابزارها بسيار مورد توجه و بررسي قرار گرفته است، اما آن چه نگران کننده است تاثير مخرب و روز افزون اين فضا بر بنيان خانوادهها ميباشد. علاقه افراطي افراد خانواده به فضاي مجازي نتيجهاي جز دور شدن افراد خانواده از يکديگر و از ميان رفتن صميميت و عاطفه بين همسران و فرزندان نخواهد بود. تنوع ارتباطات عاطفي در فضاي مجازي آن قدر فراوان است که با کوچکترين بي توجهي يا کم توجهي، افراد به جستجو و تبادل عاطفه در اين فضا روي ميآورند و گاه در زندگي واقعي خود دچار انزوا ميگردند. فقر محبت و از ميان رفتن احساس صميميت و عاطفه بين اعضاي خانواده و دور شدن آنها از يکديگر، به دليل لذتهاي آني موجود در فضاي مجازي و آسان شدن روابط لجام گسيخته در اين فضا مهمترين اثر نامطلوب فضاي مجازي در حوزه اجتماع ميباشد، چيزي که منجر به پديد آمدن معضلاتي مانند طلاق عاطفي، خيانت، تنوع طلبي جنسي، افزايش سن ازدواج، شکاف نسلي بين فرزندان و والدين میشود.
واقعيت تلخ اين است که فضاي مجازي به عنوان يک دنياي جايگزين ميتواند نيازهاي رواني افراد مانند توجه، محبت، همنشين داشتن و دوست داشته شدن را تأمين کند و با ارضاي نيازهاي رواني فرد اعتيادآور باشد. ايجاد دلبستگي و وابستگي براي فرد نسبت به اين فضا منجر به دور شدن و انزوا در محيط واقعي و خانواده شده و همين موضوع باعث میشود فرد نياز به محبت و عاطفه که به صورت فطري در وجود او نهادينه شده است را در اين فضا جستجو کند. اين آسيب به وضوح در جامعه مشاهده ميشود، توجه افراد در محيط کار، مهماني، بين اعضاي خانواده، در اماکن عمومي و بسياري مکانهاي ديگر به تلفن همراه گوياي اين مهم است.
کمبود محبت در خانواده و ميان زن و شوهر و والدين و فرزندان منجر به فروپاشي نظام خانواده خواهد شد و زندگي توام با نشاط و آسايش تنها در سايه محبت و مهرباني اعضاي خانواده پديد ميآيد. همانگونه که رفتار محبتآميز در خانواده فرد را به سوي نيکي و خلاقيت رهنمون ساخته و بنيان خانواده را مستحکم ميکند، کمبود محبت در اين کانون و جستجوي آن در مکانهاي ديگر به خصوص در فضاي مجازي افراد ناسالم و پرخاشگري را به اجتماع تحويل ميدهد که هرگز قادر به پيشرفت و تعالي روحي و معنوي نخواهند بود. اتلاف وقت در فضاي مجازي فرصتهايي مانند صحبت کردن، وقت گذاشتن براي يکديگر، بيرون رفتنهاي خانوادگي به بهانههايي مانند خريد، تعامل بيشتر و ايجاد ارتباط صميمانه بين اعضاي خانواده را از افراد ميگيرد.
ايجاد ارتباط صميمانه و تبادل عاطفه در خانواده کار سختي نيست، بلکه تنها بايد براي آن وقت گذاشت و به آن اهميت داد، زيرا خانوادهاي که بر اساس محبت پايه ريزي شود و تداوم يابد، تاثير مثبت خود را در جامعه برجاي خواهد گذاشت، آشفتگيهاي اجتماعي از ميان خواهد رفت و جامعهاي مطلوب را به ارمغان خواهد آورد.
یادداشت از اعظم شجاعی
انتهای پیام