
به گزارش خبرنگار ایکنا، این روزها آشتی مردم با کتاب، موضوعی آشنا برای همه است و برخی عنوان میکنند که مردم دیگر علاقهمند به کتاب نیستند، برخی قیمت کتاب را بهانه میکنند و برخی دیگر اولویتهای دیگری جز کتاب دارند. اما کاری که یک جوان علاقهمند، در حوزه ترویج کتاب انجام داده، مثالزدنی است، کسی که بدون هیچ چشمداشت مالی، چهار سال به داستانخوانی در فضای مجازی پرداخته است و اکنون بیش از 12 هزار مخاطب دارد، این تعداد مخاطب به ما نشان میدهد که ما علاقهمندان به کتاب داریم اما باید سلیقه آنها را پیدا کنیم. در ادامه گفتوگوی گروه ادب ایکنا را با محمدامین چیتگران، این جوان خوشفکر بخوانید.
کاری در رابطه با خوانش داستان در فضای مجازی و شبکه اجتماعی انجام میدهید، بفرمایید که ایده این کار چطور شکل گرفت؟
شروع این کار از نهم آذرماه 93 بود، یعنی حدود 3 سال و نیم گذشته. ما هر شب رأس ساعت یازده یک داستان به زبان ترکی آذری و بعدها به زبان فارسی منتشر کردیم، به این بهانه که مردم را به کتاب خواندن تشویق کنیم.
انگیزهتان از آغاز این کار چه بود؟
از اینکه میدیدم مردم کتاب نمیخوانند ناراحت میشدم و حرصم میگرفت و این شد که خوانش داستان را آغاز کردیم و این کار هم از همان ابتدا در شبکه اجتماعی آغاز شد و با وجود اینکه این شبکهها چندان رواج نداشت، از این رو در ابتدا یک گروه بودیم و به تدریج گسترده شد و زمانی که قابلیت کانال ایجاد شد، حدود 12 هزار نفر عضو بودند.
در مورد نحوه کارتان، انتخاب داستان و ... توضیح بفرمایید.
در اوایل کار، خوانش داستانها به صورت مردمی بود، به این معنی که کسی که علاقهمند بود از طریق موبایل خود بخشی از کتاب داستان را میخواند و برای ما ارسال میکرد و ما آن را در کانال قرار میدادیم. کم کم که گروهمان رشد کرد، این کار را خودمان انجام میدهیم و از هفت شب هفته، پنج شب کار خودمان است و دو شب مربوط به داستانهایی که برایمان ارسال میشود.
یعنی باز هم شکل مردمی خود را حفظ کرده است؟
بله، همچنان مردمی است.
این کار مطمئناً نیازمند منابع مالی است تا به این شکل حرفهای انجام شود، این منابع را چگونه تأمین میکنید؟
این کار کاملاً شخصی است، اما خیلی دوست دارم که این فرهنگسازی انجام شود، آنچنان که در همهجای دنیا وجود دارد و ما جزء معدود کشورهایی هستیم که برای به دست آوردن یک اثر، مبلغی را پرداخت نمیکنیم. کپیرایت در کشورمان وجود ندارد و بدون پرداخت حتی یک ریال، کتاب و فیلم دانلود میکنیم. از این رو برنامهای داریم که علاقهمندان بتوانند اشتراک این کانال شوند. البته اجباری در پرداخت مبالغ نیست و بنا بر این است که هر چقدر که میتوانید پرداخت کنید یعنی میتواند 100 تومان تا 10 هزار تومان و یا بیشتر و یا کمتر باشد. این مبلغ مهم نیست، مهم فرهنگسازی است که باید در این راستا ایجاد شود.
در این زمینه برنامهای دارید؟
این کار را از اول اردیبهشت آغاز کردیم؛ هر چند از همان ابتدا ریزش مخاطب داشتیم، اما به نظرم ارزش این را دارد که فرهنگسازی شود و طی این سه سال و اندی سعی کردم مردم را به کتاب خواندن عادت دهم و فکر میکنم بتوانم در این فرهنگسازی موفق باشم. البته ایده این موضوع هنوز خام است و با چکشکاری شود. وقتی یک نویسنده به من این اجازه را میدهد که کتابش را بخوانم، یعنی کتاب خود را وقف کرده است. از این رو باید فکر بیشتری در رابطه با آن انجام شود.
همه داستانهایی که میخوانید و در فضای مجازی منتشر میکنید، از نویسنده آنها مجوز دارید؟
اصولاً این کار نشدنی است، چرا که بخشی از کارهای ما مردمی است و بقیه داستانها تا جایی که امکان دارد این کار را انجام میدهیم و یا اجازه خوانش بخشی از یک کتاب را دریافت میکنیم و مطمئنم که تیراژ مجموعه من از تیراژ ناشران کشور بیشتر است و در این زمینه برد بیشتری دارم و به نفع نویسندگان است که این موضوع را بپذیرند و اجازه دهند که کتابشان خوانده شود؛ چرا که این کار تبلیغ کتابشان نیز هست.
با نویسندگان و ناشران که در مورد وقف کتابشان صحبت میکردید، از این کار استقبال میکردند؟
اصلاً، البته برخی نویسندگان موافق بودند و برخورد منطقی داشتند و ناشران اصلاً موافق این موضوع نبودند و منطقشان این بود که با این کار، دیگر کتابشان فروش نخواهد کرد که به نظرم منطق درستی نیست؛ چون بسیاری از مردم هنوز، نسخه کاغذی کتاب را دوست دارند، اما هر چه جلوتر میرویم همه چیز در یک گوشی و تبلت و ... جمع میشود و این فرهنگی است که به وجود میآید و چه اشکالی دارد که ما خود را با این فرهنگ سازگار کنیم. در هر صورت منطقی نیست که ناشران نگران فروش خود باشند.
بازخوردی از این کار از سوی نویسندگان داشتید؟
گل سرسبد مجموعه ما، داستانهای شب عیدش است و 15 شب ویژهنامههای نوروزی داریم و هر شب پادکست داستان در تلگرام و یا فضای مجازی منتشر میشود که براساس آماری که دارم، نزدیک 4 میلیون شنونده داشته است و این رقم بزرگی است و نشان میدهد که مخاطب به این مجموعه علاقهمند است و بازخوردی خوبی نیز از سوی نویسندگان دریافت کردیم و این مجموعه تاکنون موفق عمل کرده و حرکت نویی را انجام داده است.
برنامهای برای حضور در نمایشگاه کتاب تهران دارید تا نویسندگان و ناشران بیشتری را با خود همراه و مخاطب بیشتری را جذب کنید؟
خیلی دوست دارم که در نمایشگاه کتاب تهران حضور داشته باشم؛ چرا که نیازمند حمایت هستم، اما از طرفی هم به دلیل استقلالی که در کارم دارم، میخواهم همین استقلال وجود داشته باشد، اما به هر حال ادامه این کار بدون حمایت، نشدنی است.
به آینده کار خود فکر کردید که اگر تلگرام فیلتر شود، چه کار خواهید کرد و میخواهید که کار خود را در پیامرسان دیگری آغاز کنید؟
امیدوارم که این کار نشود، اما زندگی من که چهار سال در زمینه کتاب و کتابخوانی تلاش کردم و عمرم را برای این کار گذاشتم، با زدن یک دکمه فیلتر، همه زندگیاش نابود میشود. اما در مورد اینکه فکری کرده باشم، ایدههایی داریم که هنوز عملی نشده است، مثلاً یکی از ایدهها این است که این برنامه را در قالب اپلیکیشن اجرا کنیم که این کار نیازمند سرمایهای است و یا اگر بخواهیم در پیامرسان دیگری همین کار را انجام دهیم، باید از صفر شروع کنیم. اما به هر حال برنامههایی داریم که از زیر فشار این تهدیدها خارج شویم.
خودتان در حوزه نویسندگی نیز فعالیت دارید؟
بله، نویسنده هستم و یک عنوان کتابم در سال گذشته چاپ شد و این کتابم را برای اولینبار در مجموعه خودم، خواندم و پس از آن برای نشر، به ناشر سپردم و مردم زودتر این کتاب را شنیدند و روی فروش کتابم نیز اثر داشت. من نگرانی ناشران و نویسندگان را درک میکنم، اما امیدوارم یک همدلی رخ دهد و اتفاقی بیفتد تا مردم کتابخوان بیشتری داشته باشیم.
چه افقی را برای خود ترسیم کردید؟
خیلی دوست دارم که این مجموعه را به سمت یک رادیو پیش ببرم و این کار میتواند به صورت رادیویی روی آنتن و یا اینترنتی باشد. ما در حوزه نمایش، رادیو نمایش و در حوزه موسیقی رادیو آوا را داریم اما در مورد داستان و کتاب چنین برنامهای را نداریم و این از آرزوهای من است که رادیو داستان را راهاندازی کنم و در طول چهار سال به اندازهای تجربه کسب کردهام، فهمیدم و یاد گرفتم که میتوانم این کار را انجام دهم و میدانم که اتفاق دور از دسترسی نیست.
صفر تا صد کارها با شماست؟
اغلب کارها با من است، اما در کار یک گروه هستیم، از جمله گرافیست که کاورها را طراحی میکند، مسئول روابط عمومی داریم که پاسخگوی مردم است و ادیت و منتشر کردن کارها نیز با من است و حدود 8 ساعت از وقتم را صرف این کار میکنم و برای این کارم درآمدی ندارم و این کار کاملاً دلی و از روی علاقه است و یاد گرفتم از طریق کتابم و یا طرق دیگری نظیر یادداشت نوشتن برای مطبوعات و ... کسب درآمد کنم و هیچ وقت دوست نداشتم از راه این مجموعه کاسبی کنم، وگرنه میتوانستم تبلیغات جذب کنم و درآمدی از این راه داشته باشم.
گفتوگو از سمیه قربانی
انتهای پیام