
حجتالاسلام والمسلمین محمد شهسواری، فرزند مرحوم آیتالله شهسواری، در گفتوگو با خبرنگار ایکنا، با اشاره به زندگینامه پدرش گفت: آیتالله شهسواری متولد 1311 است که دوران کودکی و مکتب را در روستا گذراند و بنا به خواسته پدر و مادرش و در راستای ترویج و تعلیم احکام دین و قرآن و در سن سیزدهسالگی به حوزه علمیه قزوین رفت و در محضر اساتیدی بزرگ همچون آیتالله مظفری، رفیعی و دیگر علما تحصیل علم کرد. همچنین برای ادامه تحصیل به قم مشرف شد و در محضر اساتیدی همچون آیتالله مشکینی، آیتلله امام موسی صدر تحصیل کردند.
وی ادامه داد: پدر برای آموزش درس فقه و خارج شش سال در محضر حضرت امام راحل و شش سال در محضر آیتالله بروجردی تحصیل کردند و سپس برای تبلیغ و ترویج دین، قرآن و احکام الهی به تهران آمدند و سال 41 در غرب تهران خدمت کردند.
حجتالاسلام شهسواری اظهار کرد: منطقه غرب تهران در سال 41، چندان توسعه یافته نبود، به همین دلیل مسجدی به همت اهالی محل ساخته شد و پدرم به دعوت اهالی محل در مسجد امام جعفرصادق(ع)؛ انتهای یادگارامام، بیش از نیمقرن در کنار مردم ساده و بیآلایش زندگی کرد و در جهت ترویج احکام دین، شاگردان بسیاری را پرورش داد.
وی بیان کرد: پدرم در مسجد امام جعفر صادق(ع)، به شدت در حوزه آموزش قرآن فعال بود و بسیار به رشتههای روانخوانی، مفاهیم و تفسیرقرآن تأکید داشت. همچنین در زمان او قاریان بسیاری به جامعه تحویل داده است، قاریانی که هنوز هم در جامعه قرآنی میدرخشند.
فرزند مرحوم آیتالله شهسواری اظهار کرد: یکی از بارزترین ویژگیهای علمی پدرم، آموزش احکام دین بود. او در هرجایی که بودند، مردم را با احکام دین آشنا میکردند. همچنین پدرم 14 سال در برنامه زنده رادیو قرآن به عنوان پاسخگو به مسائل شرعی فعال بودند که این برنامه، یکی از برنامههای پرشنونده رادیو قرآن به شمار میرفت. البته پدرم در سیما برنامههای احکام دین هم داشتند.
وی بیان کرد: از دیگر اقدامات پدرم تدریس دروس فقه، اصول و ادبیات عرب در سطح اول و دوم حوزههای علمیه تهران بود. اکثریت شاگردان پدرم، امروزه ائمه جماعات مناطق و بزرگان کشور هستند.
حجتالاسلام والمسلمین شهسواری اظهار کرد: پدرم در زمان حیات حضرت امام راحل، در بخش استفتائات، عضو دفترشان بودند و به مسائل شرعی پاسخ میدادند. بنا به گفته دستاندرکاران امر، پاسخهای پدرم به پرسشهای احکام، آنقدر قانعکننده بود که هر پرسشکنندهای، پس از شنیدن پاسخها قانع میشد.
وی بیان کرد: پدرم، پس از رحلت امام امت، به دفتر مقام معظم رهبری دعوت شدند و در همین مسئولیت به عنوان یکی از محوریترین پاسخگویان به مسائل شرعی به احکام و فقه فعالیت کردند.
فرزند مرحوم آیتالله شهسواری اظهار کرد: نگاه پدرم به شاگردانش همچون یک پدر معنوی بود و پدرم هرگز تفاوتی میان شاگردان و فرزندانش نمیگذاشت و همیشه متواضع، اخلاقمدار و فروتن بود، به همین جهت نکوداشتی که برای پدرم گرفته شد، یک نکوداشت مردمی و از سوی شاگردانش برگزار شد.
وی افزود: جامعه روحانیت تهران، پیش از پیروزی انقلاب اسلامی تشکیل شد و در هر منطقهای، دو نماینده از علما حضور داشت که یک نماینده از جامعه روحانیت و یک نماینده از علمای آن منطقه انتخاب میشد که پدرم نماینده علمای غرب تهران بود. او در جلسات علمایی همچون آیتالله رفسنجانی و مهدونی کنی حضور مییافت و راهبری و هدایت مردم را در جهت رسیدن به پیروزی انقلاب عهدهدار بود و سازماندهی برنامههای راهپیماییها و برنامههای انقلاب را در غرب تهران به اتفاق آیتالله عرفانی(نماینده جامعه روحانیت مبارز) برعهده داشت.
حجتالاسلام والسلمین شهسواری اظهار کرد: نغمه صوت پدر همیشه در گوش ماست و همیشه بر ما توصیه میکردند که روزی یک صفحه قرآن را تلاوت کنیم. همیشه پدرم جزء علمایی بودند که به شدت بر تلاوت قرآن اهمیت میدادند و از معدود علمایی بودند که به آموزش قرآن توجه ویژهای داشتند.
وی ادامه داد: رعایت تقوای الهی و تمسک جستن به قرآن در وصیت پدرم بود و همیشه این دو موضوع را برما تأکید میکرد. زمانی که پدر در دفترحضرت امام راحل و مقام معظم رهبری بودند، هیچکدام از اطرافیانشان در جریان اسارت من نبودند تا جایی که یک روز پدرم منقلب میشود و میگوید: آیا پسرم را دوباره میتوانم ببینم که در آن صورت همه متوجه اسارتم شدند.
وی ادامه داد: متولد 1343 هستم و زمانی که هفده ساله بودم، سه بار به جبهه اعزام شدم و در عملیاتهایی همچون فتحالمبین شرکت کردم. در اعزام سومم یعنی ظهر روز 21 بهمنماه سال 61 طی عملیات والفجر مقدماتی، اسیر شدم و پس از هفت سال و نیم یعنی 30 مردادماه سال 63 از اسارت رها شدم.
حجتالاسلام والمسلمین شهسواری در پایان اظهار کرد: شش ماه از معمم بودنم میگذشت که اسیر شدم. دوران اسارت، فرصت خوبی برای پیشرفت در حوزه قرآن بود. در دوران اسارت، به دلیل آنکه جزء قاریان قرآن بودم، به آموزش قرآن برای اسرا پرداختم.
انتهای پیام