کد خبر: 3725915
تاریخ انتشار : ۰۶ تير ۱۳۹۷ - ۱۲:۵۹
در کلام حضرت امیر(ع)؛

بخل سبب سنگدلی و قساوت است

گروه معارف - امیرالمومنین(ع) در حکمت سوم نهج البلاغه در نکوهش بخل، فقر و ترس از آثار فقر و تنگدستی می‌گوید.

بخل سبب سنگدلی و قساوت است

«وَ قَالَ (علیه السلام): الْبُخْلُ عَارٌ، وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ، وَ الْفَقْرُ يُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ [حَاجَتِهِ] حُجَّتِهِ، وَ الْمُقِلُّ غَرِيبٌ فِي بَلْدَتِهِ بخل ننگ است و ترس مایه نقصان، فقر شخص زیرک را از بیان دلیل اش گنگ می‌سازد و آن کس که فقیر و تنگدست است حتی در شهر خود غریب است.»
به گزارش ایکنا از همدان، امام علی (ع) در این حکمت والا به 4 نقطه ضعف اخلاقی و اجتماعی انسان اشاره می‌کند و آثار سوء هر یک را بر می‌شمرد تا همگان از آنها فاصله بگیرند.
نخست می‌فرماید «اَلبُخلُ عار، بخل ننگ است» بخل آن است که انسان حاضر نباشد چیزی از مواهب خداداد را در اختیار دیگران بگذارد، هرچند امکانات او بسیار بیش از نیازهای او باشد و نقطه مقابل آن سخاوت و کرم است که گاه سبب می‌شود انسان حتی وسایل مورد نیاز خود را به دیگران ببخشد و خود به کمترین مواهب حیات قناعت کند.
عار بودن بخل و افتخار بودن کرم و سخاوت بر کسی پوشیده نیست، چراکه اولا بخل سبب نفرت مردم از بخیل می‌شود و افراد نزدیک و دور از او فاصله می‌گیرند و دوم اینکه بخل سبب سنگدلی و قساوت است، بخیل ناله مستمندان را می‌شنود و چهره رقت بار آنها را می‌بیند و در عین حال به آنها کمکی نمی‌کند و این مایه قساوت است.
هم‌چنین بخل سبب می‌شود که بسیاری از منابع اقتصادی از گردش تجاری سالم خارج شود و به صورت کنز و اندوخته درآید، درحالیکه گروه‌هایی در جامعه ممکن است به آن نیاز داشته باشند. افراد بخیل گاه به زن و فرزند خود نیز تنگ و سخت می‌گیرند به قدری که شاید مرگ او را آرزو کنند و این عار و ننگ دیگری است.
افراد به سبب دلبستگی فوق العاده غیرمنطقی به مال و ثروتشان از نظر تفکر اجتماعی بسیار ضعیف و ناتوان اند و این هم ننگ و عار دیگری است، لذا حضرت امیر(ع) در عهدنامه معروف مالک اشتر به او توصیه می‌کند که هرگز بخیل را در مشورت خود دخالت ندهد که او را به ترک حق دعوت می‌کند و از تهیدستی و فقر می‌ترساند؛ لا تدخلن
امام(ع) در یکی از این کلمات قصار (حکمت 378) سخن بسیار جامعی درباره بخل فرموده اند «بخل تمام عیوب را در بر دارد و انسان را به سوی هر بدی و زشتی می کشاند».


رذیله دوم؛ نقصان
امام(ع) رذیله دیگر بخل را نقصان بیان می‌کنند و « ترس مایه نقصان است»، افراد ترسو هرگز نمی‌توانند از قابلیت ها، شایستگی ها و استعدادهای خود استفاده کنند و نتیجه آن عقب ماندگی در زندگی است.
امام(ع) در سومین جمله اشاره به آثار فقر در زندگی انسان‌ها می‌کند و می‌فرماید «فقر شخص زیرک را از بیان دلیلش گنگ می‌سازد». اشاره به این دارد که از یک سو افراد فقیر در خود احساس حقارت می‌کنند و هر اندازه فطن و باهوش باشند بر اثر این احساس حقارت از گفتن حساب خود و دفاع از حقوق خویشتن باز می‌مانند و از سوی دیگر چون می‌دانند بسیاری از مردم برای سخنان آنها بهایی قائل نمی‌شوند چراکه غالبا دنیاپرست اند و برای افراد ثروتمند شخصیت قائل اند همین احساس سبب می‌شود که فقیران نتوانند حرف حق خود را بیان کنند.
درباره آثار سوء فقر و تنگدستی روایات زیادی از معصومین وارد شده که حتی فقر را در سر حد کفر معرفی کرده اند و این به سبب آن است که پیروان خود را برای مبارزه با فقر تشجیع کنند، در دنیای امروز نیز دولت های ثروتمند و زورگو با شجاعت سخنان باطل خود را همه جا مطرح می‌کنند درحالیکه دولت های فقیر از رساندن حرف حساب خود به گوش جهانیان عاجز اند.
اگر در بعضی از روایات مدحی از فقر شده و پیامبر اکرم (ص) آن را فخر خویش شمرده یا اشاره به فقر الی الله است که قرآن مجید بیان کرده « یا أَیُّهَا النّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللّهِ وَاللّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمیدُ»(فاطر/ آیه 15) و یا اشاره به ساده زیستی و قناعت است که در ظاهر شباهت با فقر دارد.
حضرت در چهارمین و آخرین جمله که در واقع تکمیل کننده جمله سوم می‌افزاید « آن کس که فقیر و تنگدست است حتی در شهر خود غریب است».
غریب کسی است که دوست یا آشنایی ندارد و احساس تنهایی می‌کند و می‌دانیم دنیاپرستان از افراد فقیر و تنگدست فاصله می‌گیرند و آنها را در شهر خود غریب می‌گذارند و به عکس ثروتمندان حتی در بلاد دور دست از وطنشان غریب نیستند.
انتهای پیام

captcha