کد خبر: 3728638
تاریخ انتشار : ۱۸ تير ۱۳۹۷ - ۰۷:۲۸

شروط و منشاء هدایت انسان چیست

کانون خبرنگاران نبأ ــ استاد حوزه و دانشگاه عنوان کرد: شرط اول هدایت انسان از سوی خداوند، ظرفیت، شرط دوم مجاهدت، تلاش و کوشش فرد و شرط سوم مستدام بودن انسان در مسیر هدایت است.

به گزارش کانون خبرنگاران ایکنا، نبأ، حجت‌‌الاسلام‌والمسلمین خاتمی بیدگلی، استاد حوزه و دانشگاه، 16 تیرماه در مراسم سخنرانی ایام شهادت امام صادق(ع) در مسجد جامع غدیر خم با اشاره به نقش هدایتی امام صادق(ع) در جامعه، گفت: یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌ها و نقش‌های انبیاء عظام و ائمه هدی‌(ع) نقش هدایت مردم و جامعه است.

وی بیان کرد: خداوند در آیه 46 سوره نور می‌فرماید «لَقَدْ أَنْزَلْنَا آيَاتٍ مُبَيِّنَاتٍ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ؛ قطعا آياتى روشنگر فرود آورده‏‌ايم و خدا هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مى‌‏كند». یعنی خداوند متعال هر کسی را بخواهد به صراط مستقیم هدایت می‌کند؛ حال آیا هدایت خداوند مثال هدایت و قبولی و مردودی یک دانش‌آموز است که معلم بگوید من دلم می‌خواهد این دانش‌آموز را قبول و یا مردود کنم که در معنای این آیه باید چند آیه از قرآن را به محضر شما تلاوت کنم.

استاد حوزه و دانشگاه گفت: در آیه 125 سوره مبارکه انعام آمده است «فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ؛ پس كسى را كه خدا بخواهد هدايت نمايد دلش را به پذيرش اسلام مى‏ گشايد و هر كه را بخواهد گمراه كند دلش را سخت تنگ مى‏‌گرداند چنانكه گويى به زحمت در آسمان بالا مى‌‏رود اين‌گونه خدا پليدى را بر كسانى كه ايمان نمى‌آورند قرار مى‌‌دهد». خداوند هر کس را بخواهد و اراده کند، هدایت می‌کند؛ پس کار خداوند مثل کار یک بانک نیست که قرعه‌کشی کند و کسی که 50 هزار تومان در حساب قرض‌الحسنه دارد یک ماشین برنده شود، این طور نیست که خداوند قرعه بیندازد اگر خوب بیاید بگوید آقا شما هدایت می‌شوی و اگر بد بیاید بگوید آقا شما هدایت نمی‌شوی؛ بلکه معنای این آیه این است که هر کس پذیرش و ظرفیت هدایت را داشته باشد، خداوند او را هدایت می‌کند.

بیدگی عنوان کرد: پیغمبر خدا، معجزات انبیا(ع) را نشان ابوجهل داد، ابوجهل گفت معجزات انبیا گذشته را نشانم بدهی من دین اسلام را می‌پذیرم، پیغمبر(ص) نیز یک به یک معجزات را نشان ابوجهل داد اما از آنجا که ابوجهل ظرفیت و پذیرش این موضوع را نداشت به پیغمبر(ص) گفت تو جادوگری؛ ابوذر غفاری از بزرگان صحابه پیامبر(ص) که در کنار ایشان نشسته بود، پیغمبر(ص) فرمودند ابوذر داستان اسلام آوردنت را برای مسلمانان تعریف کن، ابوذر گفت یا رسول‌الله ما بتی داشتیم که آن را پرستش می‌کردیم، زمانی کنار این بت کاسه شیری گذاشتم و گفتم این بت از این شیر استفاده کند، دیدم سگی آمد و شیر را خورد و حتی به این بت نجاستی هم انداخت، وقتی من این صحنه را دیدم پیش خودم گفتم این بتی که نمی‌تواند نجاست یک سگ را از خودش دور کند چطور آن را پرستش کنم، با دست خودم این بت را خرابش کردم و آمدم موحد و یکتاپرست شدم.

وی ادامه داد: ابوجهل ظرفیت و پذیرش اسلام آوردن را نداشت در صورتی که ابوذر غفاری آن ظرفیت و سینه گشاده را برای پذیرش اسلام داشت. نکته دیگر اینکه قرآن کریم می‌فرماید هر کس را که خداوند بخواهد هدایت کند خودش نیز باید قدمی بردارد و تلاش و کوشش کند. نقل می‌کنند شخصی به نام جبیر زمانی که به مدینه آمد، مشرک بود، دید پیغمبر خدا دارد برای مردم آیات هفتم و هشتم سوره طور را قرائت می‌کند «إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ لَوَاقِعٌ * مَا لَهُ مِنْ دَافِعٍ؛ كه عذاب پروردگارت واقع‏ شدنى است* آن را هيچ بازدارنده‏‌اى نيست»؛ خداوند متعال می‌فرماید عذاب الهی واقع می‌شود و حتمی است و کسی هم نمی‌تواند مانع عذاب خداوند شود نه ثروت قارون و نه قدرت فرعون و نه عوامل دیگر. زمانی که جبیر از پیغمبر(ص) این آیات را شنید و پرسید این آیات از کیست و پیغمبر(ص) در پاسخ فرمود که این‌ها وحی الهی است و از خداوند رسیده است؛ جبیر با همین دو آیه از قرآن دین اسلام را پذیرفت. در واقع او خود قدمی برداشته بود، شنیده بود که پیغمبری آمده، از مکه  به مدینه آمد و این آیات را شنید و دین اسلام را پذیرفت.

استاد حوزه و دانشگاه عنوان کرد: پس شرط اول هدایت انسان از سوی خداوند، ظرفیت و شرط دوم مجاهدت، تلاش و کوشش فرد است؛ حال شرط سوم مستدام بودن انسان در مسیر هدایت است. خیلی‌ها در مسیر هدایت قرار گرفتند اما ادامه ندادند؛ در زمان پیغمبر(ص) صهیب رومی مسلمان شد و دین اسلام را پذیرفت اما بعد از وفات پیغمبر(ص) زیر بار ولایت حضرت امیرالمؤمنین(ع) نرفت یعنی مسیر هدایت را تا خط پایان ادامه نداد. این نکته مهم است که در هدایت انسان از سوی خداوند متعال این سه شرط را باید در کنار یکدیگر قرار داد.

وی با اشاره به منشأ هدایت، گفت: منشأ هدایت، موعظه است؛ حضرت امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند که موعظه خوب هدایتی است. لذا فضیل بن عیاض راهزن با یک آیه قرآن موعظه شد؛ این راهزن رفت در خانه‌ای دزدی کند دید در خانه کناری یک پیرمرد روشن‌ضمیر دارد قرآن تلاوت می‌کند که شنیدن آن آیه قرآن چنان در او تأثیر گذاشت که گویی انقلابی در درون او ایجاد شد.

بیدگلی ادامه داد: دومین منشأ هدایت، خواب و رویاست؛ مالک بن دینار شراب‌خور بود، روزی خوابی دید که همین خواب باعث شد هدایت شود و دست از شراب‌خواری بردارد. یک وقتی یک الهام در خواب مسیر انسان را تغییر می‌دهد و باعث هدایت او می‌شود.

استاد حوزه و دانشگاه سومین منشأ هدایت را توسل عنوان کرد و گفت: عکرمه پسر ابوجهل مشرک بود، در مسافرتی که با کشتی در آب بود، طوفانی داخل دریا آمد و او ترسید و همان جا به خداوند متوسل شد و گفت خدایا اگر نجاتم دهی قول می‌دهم وقتی به ساحل نجات رسیدم موحد و یکتا‌پرست شوم، خداوند او را نجات داد، که عکرمه بعد از نجات دین اسلام را پذیرفت.

ناهید ارنجی

انتهای پیام

captcha