
به گزارش ایکنا از همدان، شهید مصطفی احمدی روشن در 17 شهریور سال 1358 در روستای سنگستان استان همدان متولد شد، وی دوران کودکی خود را در خانوادهای فقیر گذراند.
خانواده وی در محلهای واقع در پشت امامزاده یحیی همدان به نام محوطه آقاجانی بیگ و در خانه اجارهای و قدیمی، با امکاناتی اندک زندگی میکردند، پدر وی راننده مینیبوس بود و در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران سالهای بسیاری را به مبارزه با دشمن بعثی پرداخت.
وی تحصیلات خود را در زادگاه خویش آغاز کرد، دوره راهنمایی را با رتبه عالی از مدرسه خیام همدان فارغالتحصیل شد و به دبیرستان ابن سینا رفت، شهید احمدی روشن هشتاد و پنجمین شهید دبیرستان ابن سینای همدان است.
شهید احمدی روشن در سال 1377 در رشته مهندسی شیمی وارد دانشگاه صنعتی شریف شد، او از بسیجیان فعال بود و در دوران دانشجویی به عنوان معاون فرهنگی بسیج دانشجویی دانشگاه شریف فعالیت مینمود.
شهید احمدی شخصی ولایتمدار و از شاگردان آیتالله خوشوقت استاد اخلاق تهران بوده است، در سال 1381 در رشته مهندسی شیمی موفق به دریافت مدرک کارشناسی شد.
وی دانشجوی دکترای دانشگاه صنعتی شریف و از نخبگان این دانشگاه به شمار می رفت، این شهید که به عنوان استاد دانشگاه نیز فعالیت میکرد دارای چندین مقاله ISI به زبانهای انگلیسی و فارسی است.
شهید احمدی روشن عضو هیئت مدیره یکی از شرکتهای تامین کالای نیروگاه هسته ای نطنز اصفهان بود که در زمینه تهیه و خرید تجهیزات هسته ای فعالیت داشت.
این شهید بزرگوار در هنگام شهادت معاون بازرگانی سایت نطنز بوده است، معاون بازرگانی سایت نطنز شخصی شوخ و باصفا و در عین حال در مدیریت جدی و قاطع بوده است.
به گفته دوستان وی، شهید احمدی روشن فردی ولایتمدار، اخلاق مدار و شوخطبع بود، شهادت آرزوی شهید احمدی روشن بود، او از شهادت نمیترسید و بلاخره به آرزویش رسید.
شهید احمدی همیشه میگفت دعا کنید تا من شهید شوم و اگر شهید شدید دست من را هم بگیرید، شهید احمدی دارای روحیه بسیجی و جهادی بود، او فردی خاص بود و دشمنان خوب فهمیده بودند که چه کسی را باید ترور کنند.
وی اهل نماز اول وقت، دارای پشتکار بالا، پرتوان، پرتلاش، پرانرژی و توانمند در عرصه اجرایی و علمی بود، او در خط ولایت و سرسپرده بود، دعای همیشگی او این بود که مثل ابراهیم مالک اشتر نشوم و مختار را تنها نگذارم.
شهید احمدی روشن صبح چهارشنبه 21 دی ماه 90 بر اثر انفجار یک بمب مغناطیسی در خودروی خود در میدان کتابی ابتدای خیابان گل نبی تهران بدست عوامل استکبار به شهادت رسید از این شهید والا مقام یک فرزند به نام «علی» به یادگار مانده است.
فرازی از وصیت نامه شهید احمدی روشن
بسم الله الرحمن الرحیم
الهی انت کما احب فاجعلنی کما تحب
الهی هب لی کمال انقطاع الیک
سلام و درود خداوند بر ارواح پاک حضرت محمد(ص) و آل محمد و درود و سلام ما و خدا به مولا و آقای عالم حضرت بقیهالله(عج)؛ شهادت میدهم که خداوند یگانه است و محمد(ص) خاتم رسولان و برترین بنده خداست و امیرالمومنین علی مرتضی(ع) برادر و وصی او بود و فرزندان معصوم مولا، امامان پس از او هستند و تا قیامت امامت در خاندان پاک محمد (ص) قرار دارد و لاغیر «و رضیت بذلک».
خداوندا دو چیز را از اختیار انسان خارج کردی و آن اولی مرگ و دومی تولد است که انسان به اندازه ذرهای در آن دخالت ندارد، ابتدا خدا را شاکرم که به من نعمت وجود را عطا کرد و پس بر آن شاکرم که در موجودات از جمله موجوداتی هستم که حرکت میکنند.
در میان این موجودات مرا انسان خلق کردی و در میان انسانها مرا عاقل خلق کردی و در میان عاقلها مرا یکتاپرست خلق کردی، در میان یکتاپرستان مرا مسلمان آفریدی و در میان مسلمانان شیعه و در میان شیعیان شیعهی اثنی عشری آفریدی و ای کاش در میان این شیعهها مرا از ذریهی زهرا خلق میکردی و در میان آنها از جمله کسانی بودم که مادر و پدرم هر دو سید میبودند.
خداوندا باز هم بگویم به من چه دادی؟ چرا؟! مگر من با آن بچه مسیحی و بچه یهودی و آن کافر چه فرقی داشتم…، خدایا چه دادی که شکرش را بهجا آوردم؟
و شاید «علی جان»!
به یمن والدینی خوب و عشاق/ مرا عبد و غلامت آفریدند
خدایا!
بهشت را بهشتهام/ بهشت من علی بود
خدایا! اگر روزی آمد که محبت علی(ع) را از من گرفتی، جان من در بدنم نباشد.
خدایا حال میدانم که علی (ع) چرا چیزی را جز دل چاه برای درد دل انتخاب نکرد.
خیلی چیزها را نمیتوان به هیچکس گفت؛ خدایا جان آن امام زمان (عج) را سالم بدار که او امید شیعه است. در طول ۱۴۰۰ سال شیعه را کشتند به خاطر مولایشان، به خاطر یک کلام عشق چهارده تن چرا؟...
انتهای پیام
وای خدایا