کد خبر: 3750911
تاریخ انتشار : ۰۷ مهر ۱۳۹۷ - ۰۸:۳۶

آموزه‌های دینی وحدت‌بخش هستند/ ایجاد و حفظ وحدت مستلزم تأکید بر نقاط اشتراک است

گروه سیاست و اقتصاد- یک استاد دانشگاه گفت: ما در جامعه خودمان بر اثر سرعت تحولات هنوز نتوانسته‌ایم، مبانی‌مان را به صورت کامل و جامع تعریف کنیم و چون اصول‌مان تعریف واحدی ندارد، با هم اختلاف نظر و عقیده داریم.

حمصیان:

به گزارش ایکنا از اصفهان، وحدت و انسجام ملی زمینه‌ای برای توسعه و پیشرفت یک جامعه محسوب می‌شود و برهمین اساس به‌عنوان یک ضرورت مهم مورد توجه قرار دارد، اما اینکه وحدت و انسجام ملی در چه زمینه‌هایی شکل می‌گیرد و متقابلا چه عواملی می‌‌تواند باعث خدشه‌دار شدن وحدت ملی شود، موضوعی است که خبرنگار ایکنا درباره آن با احمد‌رضا حمصیان، کارشناس مسائل سیاسی و استاد علوم سیاسی مراکز آموزش عالی استان اصفهان گفت‌وگویی داشته است که متن آن را در ادامه می‎خوانید. 

ایکنا: وحدت و انسجام ملی در ادبیات سیاسی به چه معناست؟ 
حمصیان: در علم سیاست، سلسله مفاهیمی وجود دارد، مانند مشارکت سیاسی، مردم‌سالاری، انتخابات و رفراندوم که اینها همه اگرچه به عنوان مفاهیم سیاسی تلقی می‌شوند، ولی با وحدت ارتباط مستقیمی دارند. یعنی در مشارکت سیاسی مردم از تکثر به وحدت میل می‌کنند، ولی در مردم‌سالاری، محور جامعه مردم هستند و وحدت ایجاد می‌شود. در انتخابات همه بر سر امری واحد تجمع کرده و به سراغ انتخابات می‌روند. در رفراندوم‌ها نیز از میان چند گزینه متفرق، امر واحدی را به دست می‌آورند. بنابراین وحدت در علوم سیاسی به معنای یگانگی است و مردم به دنبال راهکاری واحد، اساسی و یکدست هستند.
کلمه وحدت و یا معادل انگلیسی آن، unique، چیزی است که واحد می‌باشد و واحد مفهومی است که جزء ندارد. وحدت ملی به معنای یکی شدن و اجتماع ملت است. در واقع یکی شدن ملت یعنی اینکه همه در هم فنا شده و یک واحد را به وجود بیاورند. اجتماع یعنی جمع شدن همگان و وحدت بر سر یک موضوع. در ادبیات فارسی نیز اشعاری هستند که مزایای وحدت را نشان می‌دهند. پس معنای وحدت و انسجام این است که افراد جامعه با همدیگر یکسان شوند.

ایکنا: وحدت و انسجام ملی در چه شرایطی و با فراهم شدن چه زمینه‌هایی ایجاد می‌شود؟ در کشور ما چقدر زمینه برای ایجاد وحدت فراهم شده است؟
حمصیان: ایجاد وحدت نیازمند زمینه‌هایی است و یکی از آنها این است که اصول مشترک باشد، زمانی که ما مبانی، طرح‌ها و اصول مشترکی داشته باشیم، زمینه وحدت به وجود می‌آید. دومین شرط ایجاد وحدت، آینده مشترک است؛ زمانی که ما همگی هدف و مقصد مشترکی داشته باشیم و بخواهیم به طرف آن حرکت کنیم، با هم متحد خواهیم بود. سومین شرط مشترک بودن مسیر است، یعنی ما در یک راه با هم حرکت می‌کنیم که این حرکت، وحدت‌آفرین است. آخرین شرط نیز رعایت زمینه‌ها و تعهد برای انجام امور است. اگر زمینه‌ها و معیارها رعایت شده و برای انجام کارها تعهد داشته باشیم، وحدت ایجاد می‌شود.
در جامعه ما مواردی مانند اصول و مبانی مشترک ایرانیت و اسلامیت وجود دارد، ما آینده مشترکی داریم، آینده‌ای که همه منتظر هستیم جمهوری اسلامی به حکومت حق صاحب‌الزمان(عج) ملحق شود. همه ما از راه اسلام به سمت مدینه فاضله حکومت امام زمان(عج) حرکت می‌کنیم و این تلاش‌ها بیانگر این است که ما می‌خواهیم به وحدت‌مان متعهد بوده و به جامعه امام زمان برسیم. پس با رعایت این اصول انشاءالله به وحدت و یگانگی خواهیم رسید.

ایکنا: از لحاظ اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و قومیتی چه موانعی در راه حفظ وحدت و انسجام ملی وجود دارد؟
حمصیان: ما با روش‌های مختلف می‌توانیم ریشه‌های اختلاف را پیدا کنیم، در آیات قرآن حدود پنج یا شش مورد به عنوان ریشه‌های اختلاف ذکر شده است، اولین مورد آن خود برتربینی است، یعنی من خودم را از یک مومن دیگر برتر دیده و تلاش کنم خودم را جایگزین حق و دیگران بکنم. علاوه بر این، از نظر قرآن، جوامعی که‌ فرقه‌سازی و جناح‌بازی می‌کنند، دچار اختلاف می‌شوند. سومین مورد جهالت و بی‌خبری است، اگر از وحدت، مزایا و روش‌های ایجاد آن بی‌اطلاع باشیم، با دیگران اختلاف پیدا خواهیم کرد. چهارمین مورد از نظر اسلام، دوری از اصول آن مکتب است. یعنی اگر مبانی دینی و مکتبی خود را زیر پا گذاشته و نسبت به اسلام بی‌توجه باشیم، دچار اختلاف خواهیم شد. پنجمین مورد نفوذ خارجی‌ها و منافقان داخلی است که میان ما و دیگران اختلاف به وجود می‌آورند.

ایکنا: آیا موانعی وجود دارد که خاص جامعه ایران باشد؟
حمصیان: ما در جامعه خودمان بر اثر سرعت تحولات هنوز نتوانسته‌ایم مبانی‌مان را به صورت کامل و جامع تعریف کنیم و چون اصول‌مان تعریف واحدی ندارد، با هم اختلاف نظر و عقیده داریم. یعنی در بسیاری از مسائل اقتصادی، سیاسی، دیپلماتیک و یا روش برخوردمان با خارجی‌ها چون تعریف درستی از مبانی امور نداریم و از مواضع مختلفی با دیگران صحبت می‌کنیم، دچار اختلاف می‌شویم.
برای مثال از لحاظ دینی بحث حجاب مسئله‌ای اساسی و کلیدی است؛ اگر همه خانم‌ها در ایران مثلا چادر بپوشند، این خود باعث می‌شود که وحدتی در پوشش ایجاد شود، ولی اگر دقت کنید می‌بینید که در خصوص حجاب تعریف واحدی وجود نداشته و هنوز در اذهان جامعه در خصوص پوشش، میزان آن یا پوشش برتر اختلاف نظر وجود دارد و چون وحدت نظر نداریم، شاهد ناهنجاری‌های پوششی در جامعه هستیم، عده‌ای چادر و روبنده دارند و عده‌ای با مانتو هستند، یعنی چون تکلیف روشن نیست و در آن اختلاف نظر وجود دارد، نوع پوشش یکسان نیست.

ایکنا: نقش آموزه‌های دینی در تحقق وحدت و انسجام ملی چگونه است و در کشور ما به خصوص پس از انقلاب چقدر به نقش این آموزه‌ها توجه شده است؟
حمصیان: دین خودش نوعی امر وحدت‌آفرین است، یعنی دین باعث می‌شود که نگرش‌ها یکسان شده و وحدت ایجاد شود. اما دغدغه و آسیب جامعه ما این است که متاسفانه بر سر روش وحدت‌آفرینی اختلاف نظر وجود دارد. متأسفانه استفاده از آموزه‌های دینی با روش‌های مختلف چالش‌هایی را به وجود آورده است. اسلام دین حق و امری وحدت‌آفرین است، ولی در جامعه ما دین به خصوص برای نسل جوان به خوبی تبیین، تحلیل و توصیف نشده است. به همین دلیل نوعی زدگی از آن وجود دارد. دین باید با زبانی لین و بر اساس فرهنگ و با زمان‌بندی نسبتا طولانی نهادینه شود، با خشونت و برخوردهای نامناسب نمی‌توان آن را توصیف و اجرا کرد. بنابراین اگرچه ما گوهری ناب به نام اسلام داریم، ولی به دلیل برخوردها و روش‌های نامناسب فرهنگی به عاملی ضد وحدت تبدیل شده است. بهترین تعریف از این ماجرا را مرحوم شهید مطهری بیان می‌کند. ایشان در کتاب داستان راستان، داستانی را مطرح می‌کنند که یک مسلمان دین زیبای اسلام را برای همسایه مسیحی‌اش توضیح داد و آن فرد مسیحی اسلام را پذیرفت. سپس فرد مسلمان با رفتاری دو آتشه صبح زود همسایه‌اش را برای عبادت به مسجد برده و از او خواست روزه بگیرد و انواع عبادات را تا شب انجام دهد. با این رفتار افراطی، آن فرد تازه مسلمان شده گفت: درست است که اسلام دین خوبی است، اما من زن و بچه و زندگی دارم و اگر بخواهم هرروز مطابق روش شما مسلمان بمانم، به زندگی‌ام نمی‌رسم. بنابراین با این روش غلط فردی که گوهر اسلام را دریافته بود، از آن زده شد و برداشت اشتباهی کرد. دین اسلام گوهری نایاب و جذاب است، ولی روش‌های ما می‌تواند تصویر نامناسبی از آن ارائه دهد.

ایکنا: اینکه گفتید هنوز نتوانسته‌ایم تعریفی جامع و کامل از مبانی و اصول داشته باشیم که همه بر آن اتفاق نظر داشته باشند، ریشه‌اش چیست؟ چرا با گذشت حدود 40 سال از انقلاب هنوز این اختلافات پابرجا است و به وحدت نرسیده‌ایم؟
حمصیان: در غرب برای وحدت نظر تلاشی 500 ساله صورت گرفته است، یعنی آنها به مدت 500 سال تلاش کردند مبانی فکری خود را که دموکراسی و مردم‌سالاری است پیاده کنند، ولی اکنون پس از 500 سال هنوز به طور کامل به وحدت نرسیده‌اند و تشتت آرا دارند، اگرچه امری مستقر را ایجاد کرده‌اند. یعنی 40 سال زمان کافی برای نهادینه کردن امر فرهنگی نیست و برای این مسئله بیشتر از اینها زمان نیاز است. به علاوه، ما در مورد سرچشمه دینی و گوهر و ذات اسلام مشکلی نداریم، بلکه مشکل ما در تفاسیر است؛ نمونه آن این است که اسلام با اینکه دینی یگانه است و یک کتاب و یک پیامبر و یک خدا دارد، 72 فرقه در آن موجود است و همه این فرقه‌ها از این امر واحد سرچشمه گرفته‌اند. ما هم هنوز نتوانسته‌ایم درباره امور مختلف تعریف واحدی ارائه دهیم، مثلا در مباحث اقتصادی باید نهادگرا بود یا فردگرا؟ اینها تعاریفی هستند که پس از 40 سال هنوز در مورد آن به یقین و باور نرسیده‌ایم. این امور زمان‌بر است و چون یک معصوم حرف آخر را برای ما نزده است، نتوانسته‌ایم مفاهیم را تفسیر کنیم و هرکس برای خودش تفسیری ارائه می‌دهد و وحدت تحقق پیدا نکرده است. مثلا ببینید چقدر آموزش و پرورش سیستم آموزشی خود برای مدارس را تغییر داده است، معلوم است که ما نتوانسته‌ایم برای تنظیم امور فرهنگی و آموزشی‌مان به یک نظام آموزشی واحد برسیم. علت آن این است که ما هنوز نمی‌دانیم راه درست کدام است و می‌خواهیم با آزمون و خطا به آن برسیم.
به نظر می‌رسد در جامعه ما زیرساخت‌هایی برای وحدت ملی وجود دارد که اولین مورد آن فرهنگ جامعه است، فرهنگ یعنی بایدها و نبایدها و هنجارها، اگر این مسائل یکدست و یگانه باشد، به وحدت می‌رسیم. اگر قبله همه ما خانه کعبه باشد، همه رو به کعبه داریم و متحد می‌شویم. دومین مورد، تاریخ کهن است، ما تاریخی پرسابقه و دیرینه داریم که می‌توانیم از آن درس بگیریم. سومین مورد مکتب اسلام و تشیع است که ما را به وحدت می‌رساند، مثلا روز تاسوعا و عاشورا همه مردم ایران سیاه‌پوش و یکدست عزادار امام حسین(ع) هستند. انقلاب سال 57 هم از موارد وحدت‌آفرین در جامعه است که مردم را در اموری مانند استقلال و آزادی متحد کرده است. چیزی که از این انقلاب برخاست، نویدبخش استقلال و آزادی بود و تلاش 150 ساله مردم ایران برای این موارد را محقق کرد.
مورد مهم دیگر لوازم وحدت است؛ اولین مورد آن سعه صدر است، باید بدانیم که میان افراد اختلاف وجود دارد و این اختلاف‌ها با گفت‌وگو و سعه صدر به وحدت منجر می‌شود. دومین مورد تلاش همه جانبه برای یافتن نقاط مشترک برای کاهش اختلافات است. باید تلاش کنیم نقاط مشترک را پیدا کرده و آن را تقویت کنیم. سومین مورد هوشیاری است؛ باید با هوشیاری متوجه باشیم که وحدت طرفینی دارد که این طرفین باید شناسایی شده و تلاش کنیم زمینه‌های وحدت را ایجاد کنیم. آخرین مورد این است که برای ایجاد وحدت لازم است به مردم آگاهی دهیم. در واقع برای وحدت باید به مردم آموزش دهیم.
انتهای پیام

captcha