گروه هنر ــ یک منتقد و کارشناس سینما گفت: از نگاه من فیلم «مغزهای کوچک زنگ زده» با وجود اینکه در مباحث فنی خوب ظاهر شده است اما در قصهگویی و شخصیتپردازی، منطق روایی ندارد.

این کارشناس سینما سومین فیلمی که به آن پرداخت «شعلهور» بود. وی درباره این کار گفت: شعلهور فیلم بسیاری خوبی است. فیلمی که مدتهاست از تماشاگر ایرانی دریغ شده است، چراکه در آن تمام ارزشهای سینمایی مشاهده میشود، همچنین لذتهای بصری در این کار تبدیل به سینما شده است.
این مدرس سینما تاکید کرد: نکته دیگری که درباره این فیلم میتوانم بگویم این است که شعلهور به معضلی میپردازد که این روزها متاسفانه در جامعه ما رایج و باب شده، این مسئله فراگیر هم حسادت است. این کار جز معدود آثاری است که به چنین امری میپردازد، البته شاید قصه، رسائی لازم را نداشته باشد، اما به هر حال میشود پختگی لازم را در کارگردانی این فیلم به خوبی مشاهده کرد.
این فعال رسانهای درباره بازی خیرهکننده امین حیایی هم اظهار کرد: درباره نقشآفرینی امین حیایی نیز باید بگویم، وی به خوبی هر چه تمامتر نقش یک «ابزورد» را بازی کرده است. در شعلهور قهرمان فیلم شخصیت اصلی نیست، بلکه در مقابل فردی که به وی حسادت میکند بازیگر نقش نخست است. درباره ایرادات فیلم هم باید بگویم، فیلم شخصیتهای سمپاتیک کار را خیلی رفو شده کار نکرده است برای همین در جهتگیری اشکالاتی دیده میشود، ولی در مجموع از شعلهور در سینمای ایران کاری آبرومند محسوب میشود.
وی در پاسخ به این پرسش که این فیلم به واسطه پرداختن به یکی از هفت گناه کبیره آیا فیلمی دینی محسوب میشود؟ گفت: اینکه بخواهیم به اسم فیلم دینی این کار را در دستهبندی خاص قرار دهیم به نظرم امری اشتباه است، اما قبول دارم اگر بخواهیم به بحث ثاثیرگذاری آثار سینمایی بپردازیم باید اذعان کرد این فیلم بیش از دیگر کارهایی که در حوزه سینمای دینی تولید میشود تماشاگر را تحت تاثیر خود قرار میدهد.
درستکار درباره کیفیت کار حمید نعمتالله کارگردان فیلم بیان کرد: این سینماگر در شرایطی بسیار سختی فیلمسازی میکند، چون در موقعیتی که فیلم خوب ساختن دشوار و محال شده، سینماگرانی نظیر نعمتالله به خوبی از پس چنین کاری به خوبی بر آمدهاند. باید اضافه کنم فیلمهایی چون شعلهور نیاز امروز سینمای ما است، زیرا هم در بحث جذابیت ظرفیتهای لازم را دارا است هم اینکه تماشاگر از آن نکته را میآموزد.
وی در بخش دیگری از این گفتوگو به فیلم کاتیوشا پرداخت. او با بیان اینکه نباید فیلمهایی نظیر کاتیوشا را به بهانه اینکه از آثاری چون «لازانیا»، «دمسرخها» بهتر هستند، خوب توصیف کرد، گفت: اگر قرار است قیاسی برای کارهایمان داشته باشیم باید آن را، فیلمهایی نظیر «شعله ور» قرار دهیم، هرچند این فیلم نیز در مقایسه با «رگ خواب» کار قبلی نعمتالله از کیفیت پایینتری بهرمند شده است.
درستکار درباره فروش خیرهکننده کارهایی چون «هزارپا» هم تصریح کرد: ما منتقدان با فیلمهای پرفروش مشکلی نداریم، چون این دست تولیدات سینما را از بن بستهای مالی نجات میدهند. در حقیقت تولیدات مورد نظر به صنعت سینما کمک میکنند تا این حوزه زنده بماند، اما این فیلم به لحاظ هنری از ارزشهای لازم بری است. در کلامی دیگر این آثار، کمیت فزاینده مخاطب را گرفته، در عوض کیفیت را فدا میکنند. فیلمهایی نظیر هزارپا قادر نیستند که یک کمدی آبرومند و شریف روی پرده برند، بلکه تنها هجوی را میبینیم که هیچ منطق روایی در آنها مشاهده نمیشود.
وی درباره چرایی استقبال مردم ایران از فیلمهایی نظیر «هزارپا» هم چنین گفت: فرضیهای وجود دارد که مردم ایران در شرایط فعلی ناراحت هستند، برای همین ما باید آنها را با فیلمهایی نظیر «هزارپا» خوشحال کنیم. برای همین فیلمهایی اینچنینی تولید میشود. در این قبیل آثار، هر نوع عقدهای جا داده میشود تا تماشاگر با دیدن آنها تخلیه شود. برای مثال در فیلم «آینه بغل»، کارگردان با نشان دادن زندگی لاکچری، چیزهایی که مردم آرزوی آن را دارند را دارند پیش روی تماشاگر قرار میدهد. این امر به نظرم نوعی فریب تماشاگر است. برای همین اگر آثار مورد نظر صدبرابر بیشتر از این چیزی که فروخته بفروشد باز هم فاقد ارزش خواهد بود.
فیلمهایی نظیر «هزارپا» مکروه هستند
درستکار با مکروه خواندن فیلمهایی نظیر هزارپا در سینما گفت: این تولیدات را نه میتوان نساخت نه اینکه از آنها حمایت کرد، چون همانگونه که گفتم حضورش باعث گردش چرخه اقتصاد سینما میشود، اما هیچ دست آورد هنری به همراه ندارد. در بخش انتهایی هم باید بگویم در چند سال اخیر با آدمها و اتفاقات دهه شصت شوخی میشود. من به ذاتِ با این امر مشکلی ندارم، چون نمیخواهم برای آدمها تقدس قائل شوم، ولی در سینمای ما فیلمهایی نظیر بمب نیز وجود دارد که نگاهی زیبا و شریف به آن دوران میکند.
گفتوگو از داود کنشلو