
به گزارش ایکنا از اصفهان، مصطفی ملکیان، فیلسوف و متفکر معاصر شب گذشته، 5 آبان ماه در اصفهان اظهار کرد: همه ما به صورت خواسته یا ناخواسته و یا آگاهانه و ناآگاهانه در حال تعلیم و تربیت یکدیگر هستیم. تعلیم و تربیت انواعی دارد اما تنها تعلیم و تربیت اخلاقی مدنظر نیست، بلکه تعلیم و تربیت میتواند به صورت جسمی، ذهنی، اعتقادی، عاطفی و احساسی باشد.
وی با اشاره به اینکه در این بحث، اخلاق تعلیم و تربیت مدنظر است، افزود: منظور از این موضوع تعلیم و تربیت اخلاقی نیست، بلکه منظور ما این است که در هر نوع تعلیم وتربیتی که چه در ناحیه جسم، ذهن، احساس، عاطفه و مناسبات اجتماعی به متربی ارائه میشود، ابتدا خود شخص مربی و معلم باید اخلاقیاتی را در فرآیند تعلیم و تربیت رعایت کند تا در اجرای آن موفق شود.
تعلیم و تربیت نباید همراه با عجب و غرور باشد
این محقق و پژوهشگر اخلاق بیان کرد: اخلاق تعلیم و تربیت دارای یکسری فقرات و اصول اساسی است که باید مورد توجه قرار گیرند، اولین نکته که یک مربی و معلم باید آن را رعایت کند این است که تعلیم و تربیت نباید همراه با عجب و غرور باشد.
وی افزود: عجب یعنی اینکه منِ انسان فکر کنم هر آنچه دارم و متعلق به من میباشد، برتر و ارزشمندتر از آن چیزی است که به دیگری تعلق دارد. عجب، فقط نگاه تبخترانه داشتن به دیگری نیست، عجب یعنی هرچیزی که از آنِ من است، بهتر از همه چیزهایی دیگری هست که از آن من نیستند، آن هم با این مدعا که اینها از آن من هستند؛ در واقع عجب، نوعی باور است.
ملکیان ادامه داد: براساس این تعریف، ناسیونالیسم نوعی عجب تلقی میشود؛ یعنی اگر گفته شد ملت من، ارزشمندتر و بهتر از ملت دیگری میباشد - فقط با این دلیل که چون ملت من است و ملتهای دیگر ملت من نیستند - این نوعی عجب بهشمار میرود و فرقی نمیکند این ناسیونالیسم عربی باشد یا ایرانی و یا چینی. بنابراین هرجا ادعای برتری x برY مطرح شد و دلیلی بر برتری آن ارائه نشد مگر اینکه بگوییم x مال من است وy از آن من نیست، اینجا با عجب سروکار داریم. تعلیم و تربیت نباید همراه با عجب باشد.
این روشنفکر دینی گفت: آنچه در تعلیم و تربیت خطرخیز میباشد این است که پدران و مادران، معلمان و مربیان مخاطبان خود را با چیزی که از آن خودشان میباشد بار بیاورند بدون اینکه هیچ دلیلی داشته باشند، این چیزی که از آن من است برتر از آن چیزی میباشد که از آن من نیست. بزرگترین خطری که تعلیم و تربیت را تهدید میکند، این است که پدر و مادر یا معلم و مربی، تعلیم و تربیتی را که ارائه میدهند همراه عجب باشد.
وی ادامه داد: بزرگترین عجب این است که آدمی فکر کند فکر، مسلک، کشور، اعتقاد، ایدئولوژی و آیین او برتر و ارزشمندتر از دیگران است. دنیایی که بر پایه چنین تعلیم و تربیتی شکل بگیرد، آدمهای آن در تضاد و تعارض با هم قرار میگیرند.
استبداد وقتی رخ میدهد که قدرت جای دلیل و استدلال را بگیرد
ملکیان تصریح کرد: عجب در امر تعلیم وتربیت نباید دخیل باشد، بلکه تعلیم و تربیت باید به گونهای انجام شود که اساس و اصول آن اثبات همگانی شده و مورد قبول عموم واقع شده باشد.
این فیلسوف و متفکر معاصر ادامه داد: تعلیم و تربیت علاوه برعجب، نباید همراه با استبداد باشد، استبداد وقتی رخ میدهد که قدرت جای دلیل و استدلال را بگیرد. هیچ معلم و مربی حق ندارد در امر تعلیم و تربیت با استبداد رفتار کند، بلکه باید برای هر کار خود دلیل و استدلال ارائه دهد.
وی گفت: تعلیم و تربیت در نظام آموزشی ما به گونهای است که از مهد کودک تا دانشگاه و از معلمان و اساتیدمان حرف شنوی داریم، چون قدرت در دستآنها است و با امضای آنها ما میتوانیم مدرک بگیریم. تعلیم و تربیتی که مبتنی برا استبداد باشد و قدرت جای دلیل و استدلال را گرفته باشد دو تاثیر عمده دارد؛ یکی اینکه اگر یک بچه از پدرو مادرخود استبداد را پذیرفت، فردا دیگر از هر کسی استبداد را میپذیرد. دوم اینکه اگر روحیه منِ نوعی روحیهای شد که حرف زور را پذیرفتم، دیگه فقط از پدر و مادرم نیست که آن حرف را میپذیرم، چون از نظر روحی وا دادهام و از نظر روحی تسلیم زور هستم.
عشق و دوست داشتن مشروط به شرط اطاعت، بردهپرور است
ملکیان ادامه داد: نمیشود تعلیم و تربیت همراه با استبداد داشته باشیم و بعد از فرزندان خود انتظار داشته باشیم در برابر ظلم اعتراض کنند. برای اینکه تعلیم و تربیت از اول مبتنی بر استبداد نباشد باید از همان اول یعنی در کلاس درس هر حرفی مبتنی بر دلیل به بچهها ارائه شود. هر که از شما مطالبه قبول کرد شما وظیفه دارید مطالبه دلیل از او بکنید.
این متفکر معاصر افزود: قدرت را نمیتوان از بین برد، اما استبداد را میشود کنار گذاشت. قدرت باید توأم با استدلال و دلیل باشد. استبدادهای سیاسی در جوامعی ایجاد میشود که در مکتبها و مدرسههای آن با بچهها مستبدانه رفتار شده باشد.
وی در پایان بیان کرد: عشق و دوست داشتن مشروط به شرط اطاعت، طرف مقابل را برده بار میآورد، یعنی برده پرور است. در امر تعلیم و تربیت نباید دنبال سربازگیری و جمع نیرو باشیم تا همیشه مطیع ما باشند.
انتهای پیام