مسعود پورفرد، عضو هیئت علمی گروه سیاست پژوهشکده نظامهای اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در یادداشتی به ترویج فرهنگ مشارکت اجتماعی ـ سیاسی به مناسبت چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران پرداخته است که در ادامه متن کامل این یادداشت از نطر میگذرد:
مشارکت فرایندی است که به واسطه آن مردم خود را جامعهپذیر کرده و پذیرای تحول در خود و جامعه میشوند. فراگرد فرهنگ مشارکت بهعنوان توانمندسازی بر سه محور بنیادی مشارکت در قدرت اجتماعی، ورود به کنترل و نظارت بر قدرت و فراهم کردن فرصتهای پیشرفت به روی مردم تأکید دارد. یکی از با ارزشترین جنبههای فرهنگ مشارکت، شکستن انسدادهای اجتماعی- سیاسی و شکوفا نمودن نیروی ابتکار و خلاقیت در شهروندان است. شهروندان زمانی بیشتر به خود اعتماد پیدا میکنند و بیشتر ایدههای خلاق ارائه میدهند که در زمینه تصمیمگیری مشارکت پیدا کنند. میزان توسعه پایدار یک کشور بستگی مستقیم به این مؤلّفه دارد.
مسئله اساسی در هر سیستم اجتماعی ـ سیاسی مسئله فرهنگ خود ترمیمی است. ایجاد فرهنگ مشارکت، مکانیسمی است که زمینه گردش، مشارکت شهروندان وسایر بازیگران در جامعه را فراهم میکند. این فعالیت به نوعی بازسازی و ترمیم سیستم اجتماعی- سیاسی نیز است. گروه جدیدی که بجای گروه قبلی میآید و قدرت اجتماعی ـسیاسی را بدست میگیرد در حقیقت در تمرین فرهنگ مشارکت با یک سری تغییرات که به وجود میآورد و آراء و دیدگاههای مردم را میبیند دست به ترمیم سیستم اجتماعی- سیاسی نیز میزند.
بیشک اولین گام در راه اصلاح یک جامعه، اصلاح فرهنگ آن است. نقش فرهنگ چنان حائز اهمیت و حیاتی است که میتوان آن را حیاتبخش یک جامعه نامید؛ بهگونهای که پیشرفت در همه ابعاد اقتصادی،اجتماعی و سیاسی بدون عنایت به بعد فرهنگی نمیتواند موجبات فرهنگ تعالی جامعه را فراهم سازد. از این روست که حضرت امام خمینی(س) اساس سعادت یا شقاوت یک ملت را از فرهنگ میدانستند. از منظرایشان ، فرهنگ سازنده ، سبب هدایت انسانها، جامعهها و تربیت الهی خواهد شد. ازنظرامام، رأس همه اصلاحات اصلاح فرهنگ است. راه اصلاح یک مملکتی فرهنگ آن مملکت است. اصلاح باید از فرهنگ شروع بشود. اگر فرهنگ درست بشود یک مملکت اصلاح می شود. و همچنین مقام معظم رهبری، مقوله فرهنگی را اساسی تلقی می کنند «به نظر ما، مقوله فرهنگ از نظر تأثیرش در آینده یک ملت و یک کشور، با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست».
در مدل جمهوری اسلامی ایران دو رکن اساسی، جمعی بودن اقتدار وفرهنگ مشارکت مردمی نمود مییابد زیرا اهمیت اصل حاکمیت مردم با دال مرکزی توحید به رهبری فقیه و کارشناس دینی به گونهای است که سایر مؤلفههای دموکراسی دینی در طول آن قرار گرفته و از لوازم آن محسوب میشوند. اگر فرهنگ مشارکت مردمی نفی شود دیگر جایی برای اصولی مانند آزادی و رقابت معنادار باقی نمیماند. در واقع ویژگی اصلی دموکراسی، فرهنگ مشارکت مردمی در تصمیم گیری اموری است که سرنوشت آنان به آن وابسته است. به هر میزان که مردم سالاری به معنای عام و خاص آن در جامعه فراگیرتر باشد، مشارکت و از آن جمله مشارکت اجتماعی به همان میزان تحقق و نمود بیشتری یافته و روانتر عمل می کند.
برخی جامعهشناسان معتقدند تشکیل و تداوم فرهنگ اجتماعی- سیاسی حاصل درونیشدن فرهنگ هنجاری از طریق مجاری جامعهپذیری اولیه است البته بعضی نیز معتقدند که فرهنگ اجتماعی -سیاسی، همان سیستم اجتماعی- سیاسی درونی شده در ادراکات، احساسات و ارزیابیهای مردم است. به طور کلی، هرگاه به نقش ساخت قدرت در حفظ و تقویت فرهنگ اجتماعی- سیاسی توجه کنیم تاثیر فرآیندهای جامعهپذیری ثانویه از جمله نظام اجتماعی- سیاسی آشکارتر میگردد.
در نتیجه بدون مشارکت پیشرونده مردم، مردمسالاری در جمهوری اسلامی ایران ظاهرسازی عمدهای بیش نخواهد بود و البته که دموکراسی به معنای حل مسالمتآمیز مسائل مربوط به عقاید متفاوت و دفاع از حقوق و منافع فردی ضمن محترم شمردن حقوق اجتماعی و اقتصادی دیگران،عامل مهمی در مشارکت و سهیم شدن آزادمنشانه گروههای اجتماعی در جریان توسعه و سرعت بخشیدن به آن است. مشارکت ازطریق حاکم کردن تودههای مستحق بر سرنوشت خودشان به آنها قدرت می دهد زیرا انرژی آنان را مهار کرده و آنها را در تصمیم گیریها دخالت می دهد. مهمترین پیامد و آثار فرهنگ مشارکت مردمی ایجاد رشد اجتماعی مردم و جامعه، در عین حال عامل بقای حکومت مردمی است. در حقیقت، فرهنگ مشارکت در تصمیم سازی ها،تصمیمگیریها و نیز در شرایط گوناگون، به آنان این خودباوری را خواهد داد که از مقدورات و ظرفیتهایشان استفاده بهینه کنند.
بررسی آمار مشارکت مردمی، نشانه نقش مردم در صحنه های سیاسی و اجتماعی است و این عامل مردمسالاری را تقویت خواهد کرد. در 37 مرتبه انتخابات برگزار شده در نظام جمهوری اسلامی ایران تا به حال بیش از 821 میلیون نفر مشارکت کردهاند که حکایت از نهادینه شدن فرهنگ مشارکت در جمهوری اسلامی ایران است.
به قلم مسعود پورفرد، عضو هیئت علمی گروه سیاست پژوهشکده نظامهای اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
انتهای پیام