حجتالاسلام غلامرضا زارع مهرجردی، رئیس دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد در گفتوگو با ایکنا از خراسان رضوی، با بیان اینکه با ایجاد خرافات مردم از اصل دین جا ماندند، اظهار کرد: زمانی که جنس اصلی در جامعه نباشد مردم رو به جنس تقلبی میآورند. دور ماندن از سخنان گوهر بار پیامبر(ص) باعث جعل احادیث شد. در آن دوران حرفها و سخنانی در مورد دین گفته میشد که فایدهای برای جامعه نداشته و فقط باعث سرگرمی مردم بود.
رئیس دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد با بیان اینکه ممنوعیت نقل احایدث پیامبر(ص) باعث شد تا جامعه اسلامی طوری تربیت شود که مردمی که نماز میخوانند، روزه میگرفتند و حج میرفتند در مقابل امام حسین(ع) قرار گرفتند و حضرت را به شهادت رساندند. اصل و اساس ورورد خرافات در دین به دلیل ناآگاهی مردم است و همیشه حاکمان کفر سعی میکردند که جامعه را از آگاهی دور نگه دارند چرا که معتقد بودند که برای سلطه بر مردم آنان را از آگاهی دور نگه داریم.
وی با بیان اینکه ائمه معصومین(ع) برخلاف این عقیده حاکمان عمل میکردند، ادامه داد: حضرت علی(ع) همیشه برخلاف این گفته عمل میکرد و میفرمود «اگر میخواهیم بر مردم حکومت داشته باشیم، لازمهاش آگاهی مردم است».
مقابله با خرافات
زارع با تأکید بر اینکه اگر بخواهیم با خرافات مقابله کنیم، باید سطح دانش و آگاهی مردم را بالا ببریم، گفت: اسلام تأکیدات فراوانی بر علم و دانش داشته و دارد. راه دوم مقابله، مدیریت رهبران دینی بر جامعه. اگر در جامعه رهبری دینی وجود داشته باشد و جامعه را اداره و به حرکتهای مردم جهت بدهد، میتوان انتظار داشت که مردم بتوانند راه حق از باطل را تشخیص دهند اما اگر رهبران نیز رهبران سست عقیدهای باشند، نخواهند توانست جامعه را به آن سطح از علم و آگاهی برسانند که مردم بتوانند حق از باطل را تشخیص دهند.
رئیس دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد با اشاره به اینکه یکی از حکمتهای رهبری دینی به فرموده امام علی(ع) این است که «زمین هیچگاه از قیام کننده خالی نیست»، اظهار کرد: علت فرموده حضرت آن است که اسناد روشن الهی به فراموشی سپرده نخواهد شد، احکام دین برای مردم تبیین میشود.
توجه به قرآن و تعالیم آسمانی
وی راه سوم مقابله با خرافات را توجه به قرآن و تعالیم آسمانی دانست و گفت: بهترین مبنا در هر اموری قرآن است، قرآن برخلاف کتب دیگر آسمانی نه تنها کتاب الهی است بلکه خود نیز معجزه است. این معجزه بودن قرآن نشان از این است که قرآن مبنای خوبی برای همه امور است اما تبیین کننده خاص خود را میخواهد. همین امر باعث شد تا بعد از رحلت پیامبر(ص) عترت را از قرآن جدا کنند.
زارع با بیان اینکه امروز شاهد آن هستیم که برخی از تعالیم دینی جزو خرافات محسوب میشود، ادامه داد: در خصوص معراج پیامبر(ص) چندین محور وجود دارد؛ اول اینکه آیا معراج پیامبر واقعی بود و یا تخیلی؟ در پاسخ به این سوال باید گفت که معراج پیامبر(ص) واقعی بوده است. پیامبر(ص) از خانه امه هانی که در کنار مسجدالحرام بود، به مسجد الاقصی و سپس به آسمان معراج میکند و دوباره این مسیر را بازمیگردد. ایشان در هنگام بازگشت با کاروان قریش که طی مسیر میکردند و گویا شترشان را نیز گم کرده بودند، برخورد داشتند.
رئیس دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد با بیان اینکه پیامبر(ص) اولین جریان معراج خود را به ام هانی گفته بود، اضافه کرد: جریان معراج پیامبر(ص) در مدینه پیچید و مردم نیز میگفتند که اگر پیامبر(ص) راست میگوید، معراج داشته، توضیح دهد که مسجد الاقصی چه شکلی است؟ پیامبر(ص) در پاسخ آنان تمام خصوصیات دقیق مسجدالاقصی را بیان میکند و این در حالی است که پیامبر(ص) در حالت عادی مسجدالاقصی را ندیده بودند. ایشان همچنین در مورد کاروان قریش که شترشان را نیز گم کرده بودند، به آنان توضیح داد؛ لذا هنگامی که کاروان قریش به مدینه رسید مردم در خصوص دیدار پیامبر(ص) و گم شدن شترشان از آنها پرس و جو کرده و آنان نیز این مسئله را تأیید کردند.
وی با بیان اینکه محور دوم در خصوص معراج پیامبر(ص) این است که آیا معراج ایشان روحانی بوده یا جسمانی؟ ادامه داد: در پاسخ به این محور نیز باید گفت که طبق آیه اول سوره اسراء خداوند میفرماید «سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ؛ منزه است آن (خدايى) كه بنده اش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى كه پيرامون آن را بركت داده ايم، سير داد تا از نشانه هاى خود به او بنمايانيم كه او همان شنواى بيناست». در این آیه خداوند از کلمه (عبده) استفاده میکند؛ لذا مشخص است که خداوند جسم پیامبر(ص) را به معراج برده است. این نشان از آن است که معراج، معراجی جسمانی بوده.
اعتقاد بر معراج جسمانی و روحانی پیامبر(ص)
زارع با اشاره به اینکه ما معتقدیم که معراج پیامبر(ص) هم جسمانی بوده و هم روحانی اظهار کرد: برخی از مراتب در اسلام مراتبی است که جای حضور انسان نیست همانند مقام قرب الهی. پیامبر(ص) در معراج به مقام قرب الهی نزدیک شده بود؛ لذا درک این مرتبه با جسم امکان پذیر نیست چراکه خداوند جسم نیست که کسی به او نزدیک شود؛ لذا از این باب معراج را میتون روحانی نیز قلمداد کرد.
رئیس دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد با بیان اینکه پیامبر(ص) قبل بعثت هم معراج روحانی را بارها تجربه کردهاند، گفت: ایشان سالها قبل بعثتشان نیز در غار حرا مشغول عبادت میشدند و روح ایشان آنچنان به قرب الهی نزدیک میشد که از سوی خداوند به پیامبری مبعوث شدند.
عقل مساله معراج را انکار نمیکند
وی در پاسخ به سؤال کسانی که میگویند عقلاً معراج امکان ندارد، تصریح کرد: در پاسخ به آنان باید گفت، معراج پیامبر(ص) امری غیر عادی بوده است و از آنجایی که گاهی عقل مسالهای را ثابت نمیکند ولی انکار هم نمیکند؛ برخی از مسایل را نمیتوان با نردبان عقل به سراغ آن رفت ولی آن مساله دارای مرتبهای است که عقل انکارش نمیکند؛ لذا معراج پیامبر(ص) نیز از امور غیر عادی است که عقل آن را انکار نکرده است.
زارع ادامه داد: حرکتهایی که مرتاضهای هندی انجام میدهند با عقل جور درنمیآید، عقل انسان با حواس پنچگانه به برخی موارد میرسد؛ اگر خارج از این حواس باشد قبول نمیکند. این قبول نکردن به معنای رد مطلب نیست چرا که بعضی از مسایل خارج از حواس پنجگانه است. پس امور غیر عادی را عقل انکار نکرده است.
رئیس دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد با بیان اینکه در دین اسلام یکی از معیارهای احکام شرعی قرآن، حدیث، اجماع و عقل است، گفت: عقل یکی از منابع است ولی همه چیز نیست.عصای موسی(ع) که تبدیل به اژدها شد؛ آیا این مسئله با عقل جور در میآید؟ معراج معجزه بوده است؛ یعنی چیزی که مردم در آوردن همانند آن عاجز هستند، همانند دمیدن حضرت عیسی(ع) بر مرده و زنده شدن آن.
وی با اشاره به نمونههایی از اعجازهای پیامبران که عقل آن را انکار نمیکند، تصریح کرد: کودک در گهواره در زمان حضرت یوسف(ع) به سخن آمد. درست است که عقل انسان برخی موارد را درک نمیکند ولی انکار هم نمیکند. این معراج نیز یکی از آن مسایل است.
انسان مذهب را با استدلال بپذیرد
زارع با تأکید بر اینکه مسئله معراج یکی از ضرورتهای دین است که اگر بخواهیم ان را انکار کنیم، باید خیلی از موارد را انکار کنیم، گفت: در حوزه اعتقادات دینی در اسلام باید انسان مذهب را با استدلال بپذیرد و تقلید در آن جایز نیست؛ لذا هنگامی که شخص دین را پذیرفت، مسیرهای دین را از متخصص فرا خواهد گرفت. مناسک دین وسایلی هستند برای استحکام اساس دین، نماز برای قرب خداوند است.
رئیس دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد با بیان اینکه مناسک، ظواهر دین است، افزود: اگر این مناسک انجام شود، ما را به خداوند نزدیکتر میکند چون مناسک با حواس پنجگانه انسان در ارتباط است ولی اعتقادات قابل رویت نیست؛ لذا خرافات بیشتر در جنبه مناسک دینی بیشتر جلوه پیدا می کند.
اعتقادات؛ هدف اصلی در رواج خرافات
وی با اشاره به اینکه همه انسانها در همه مراتب محسوسات را بیشتر درک میکنند، ادامه داد: بیشتر در جنبه محسوسات خرافات رسوخ پیدا کرده است؛ لذا رفتارهای دینی ما را مورد هجمه قرار میدهند، مثل اینکه دارویی دست کاری شود، خواص خود را از دست میدهد؛ لذا اگر عبادات ما غلط اجرایی شود ما قرب به خدا پیدا نخواهیم کرد، هدف اصلی دور شدن از اعتقادات است که راه آن ورود از مناسک است.
زارع با تأکید بر اینکه تأثیر خرافات از تروریستها و اقداماتی که آنان انجام میدهند، بیشتر است، گفت: تروریست نفوس مردم را نشانه گرفته و اشخاص ترور میشوند. با حرکتهای تروریستی مردم آگاهتر شده اند؛ امروز از لحاظ فکری با جامعه روشن تری روبهرو هستیم. پس تروریست جان انسانها را نشان میگیرد اما ایجاد خرافات در جامعه باورها، اعتقادات و افکار مردم را هدف قرار میدهد؛ لذا آن ترور اشخاص است و این ترور اذهان.
رئیس دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهد با بیان اینکه نیروهای داعشی چطور شد که تروریست شدند، تصریح کرد: آنان از لحاظ فکری شست و شوی مغزی شده و تغییر کردند و آنان را به جایی میرسانند که اگر یک مسلمان را بکشند، چقدر اجر و پاداشش در نزد خداوند دارند پس اول فکر انسانها را ترور میکنند.
وی با تأکید بر اینکه ترور اذهان بسیار مهمتر از ترور اشخاص است، گفت: مردم بر اساس باورهای خود زندگی میکنند اگر باور درست باشد منشأ تحول میشود ولی اگر درست نباشد باعث انحاط جامعه خواهد شد. حضرت علی(ع) در جنگ صفین با انسانهای جاهلی رو به رو بودند؛ لذا دشمن از جهالت لشکریان مسلمان استفاده کرد و قرآنها را سرنیزه کردند. دشمن چون میدید که برای لشکریان مسلمان جلد قرآن، کاغذ و نوشته اش مهم است و این در حالی بود که حضرت علی(ع) به یاران فرموده بود «که قرآن ناطق خود ایشان هستند؛ اصل قرآن خود حضرت هستند» ولی آنان نمیفهمیدند چرا که افکار آنان را در 25 سال بعد از رحلت پیامبر(ص) خالی شده بود.
انتهای پیام