کد خبر: 3778713
تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۹۷ - ۰۹:۳۸
حکمت‌های امیر/برداشت ۶۰

خشونت زبان/ درنده‌ای که سکوت را می‌درد

گروه معارف - زبان درنده‌ایست که سکوت را می‌درد، گرگی است که بره سکوت را تکه تکه و پاره پاره می‌کند و می‌خورد.

خشونت زبان/ درنده‌ای که سکوت را می‌درد

در حکمت شمار 60 نهج‌البلاغه امام علی(ع) آمده است: «اللِّسَانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّيَ عَنْهُ عَقَرَ؛ زبان، درنده‌اى است كه اگر رهايش كنى مى‌درد». سبُع = درنده - وحشی/ عقر= دریدن- مجروح ساختن.
زبان از دید زبان‌شناسان، مجموعه‌ای از نشانه‌های قراردادی است که در امتداد بعد زمان برای انتقال پیام استفاده می‌شود. به نحوی که هرنشانه پس ازنشانه دیگر قرار گرفته و در طول زمان مفهومی را در ذهن انسان شکل می‌دهد. ویژگی زبانِ انسان را در قابلیت تجزیه دومرتبه‌ای آن برشمرده‌اند، که در بار اول کلام به تکواژها و سپس در مرحله دوم به واج‌ها (عناصر کلامی بی معنی و به لحاظ آوایی بسیط) تجزیه می‌شود.
شروع تحول انسانی و سخن گفتن او با پیدایش ژن foxp2 یا همان عامل شکل دادن اعصاب حرکتی پیچیده و دخیل در صحبت کردن انسان، درحدود 500000 سال پیش تخمین زده شده است. نخستین کلمات انسان به تقلید از صداهای طبیعی پیرامون او، صدای حیوانات یا باد و باران و برخورد اشیا با هم و... بوده و دارای منشأ هیجان و ترس و وحشت از خطرات یا به منظور ترساندن و فراری دادن دشمنانش و یا همچنین به منظور حمله و شکارکردن حیوانات و... بوده است. نوام چامسکی، زبان شناس معاصر، اصول و خصوصیات زبان در انسان را، ذاتی و دارای برنامه ریزی ارثی می‌داند.
در این کلام از سبوعیت و «خشونت زبان» در شکلی کلی و توصیفی سخن رفته است، و این چیزی بیش از «خشونت زبانی» است. خشونت زبانی نوعی عارضه اخلاقی و کژکارکردی زبان است، اما خشونت زبان یک واقعیت ذاتی و بنیادی در زبان است که کمتر به آن توجه کرده‌ایم. منشا خشونت زبانی و سپس خشونت فیزیکی و بیرونی را شاید بیش از هر چیز دیگر باید در این ویژگیِ بنیادیِ زبان جستجو کرد. با تکیه بر داده‌های فوق شاید بتوان تا حدودی ریشه «درنده خویی زبان» را که امام علی(ع) در این حکمت به آن اشاره کرده است دریافت.
زبان فی‌نفسه درنده خوست و این با توجه به نظریاتی که در باب شکل‌گیری و خصوصیت توارثی زبان نقل شد شاید تا حدودی با تاریخچه زندگی بشرقابل توجیه باشد. انسان اولین استفاده‌هایش از زبان، به تقلید از حیوانات، برای ترساندن و حمله و هجوم و ارعاب رقبایش بوده و این کارکرد زبانی را از طریق توارث به نسل‌های بعدی تا امروز رسانده است. زبانی که خشونت و سبعیت را از دوران زندگی در جنگل و غارنشینی، به ارث برده و در حافظه ژنتیک خود ذخیره کرده است و اینک به شکل آشکارساز آن میراث عمل می‌کند.
درنده خویی زبان، تفسیر دیگری را نیز شاید بتواند بپذیرد؛ زبان درنده‌ایست که سکوت را می‌درد، گرگی است که بره سکوت را تکه تکه و پاره پاره می‌کند و می‌خورد! هرجمله‌ای یا تک واژی یا واج و آوایی دندان‌هایی است که در تن معصوم و آرام سکوت فرو می‌رود و آن را می‌درد. این ویژگی را نمی‌توان از زبان جدا کرد، ماهیت و جزء لاینفک آن است. و همین هجوم و حمله زبان به عرصه خالی و بی دفاع سکوت! به آن وجهی خشن و بی مهار و درنده بخشیده است.
تفسیر دیگری هم از این «خشونت بنیادی» زبان ارائه شده است. ژاک دریدا، خشونت اساسی زبان را از طریق ایجاد تفاوت و تقابل‌های دوگانه‌ای دانسته است که ریشه آن در عدم نیل دلالت‌های زبانی به یک مدلول مطلق است. از دید او خشونت، در گفتمان و عدم قطعیتی نهفته است که در ذات دلالت و معنا وجود دارد، چرا که طی فرایند معناسازی، معنا به دال‌های دیگر واگذار می‌شود و برخی جنبه‌های نشانه برای همیشه بازگو نشده و «محروم» باقی می‌مانند و همین «محرومیت» نقطه آغاز «خشونت» است. زبان با اسم‌گذاری کار می‌کند و هر تسمیه‌ای کامل نیست و برخی وجوه را نمی‌پوشاند و در آنجاهایی هم که پوشش می‌دهد دلالت‌ها به سلسله‌ای بی‌انتها تحویل می‌شوند و...
علت چه اینها که گفته شد باشد یا نباشد، این خشونت ساختاری و ریشه‌ای اگر کنترل نشود و برآن اشراف نداشته باشیم، به ایجاد تقابل‌ها و دوگانه‌های متخاصمی خواهد انجامید که پایش را ازعرصه زبان به بیرون خواهد گذارد و خوی و خصلت درنده خوییش را در دریدن و شکار گوینده و مخاطبانش آشکار خواهد کرد. این وصیت علی(ع) به همه ماست که امروز در عصر سلطه رسانه‌ها وسرعت و گستردگی انتقال زبان بیش از همیشه گرفتار خشونت و خصومت‌های خونین شده‌ایم.

پی‌نوشت‌ها: 

1- بخشی از وصیت امام علی(ع) به فرزندش محمد حنفیه –مصادر نهج البلاغه ج4 ص 51

2 - مهدی محسنیان راد-ارتباط شناسی-سروش1369ص174-177/

به قلم داریوش اسماعیلی/ معاون فرهنگی جهاددانشگاهی واحد اصفهان 

انتهای پیام 

captcha