به گزارش ایکنا از همدان، پنجم جمادیالاولی روز ولادت بانوی صبر و ایثار، حضرت زینب کبری(س) از دو جهت روز پرستار نامگذاری شده است، اینکه ایشان پس از واقعه عاشورا از امام زمان خود امام زینالعابدین(ع) که بر اساس تقدیر الهی مبنی بر تداوم امامت شیعیان درگیر بیماری سخت بودند پرستاری کردند و دیگر اینکه ایشان تمامقد از دین رسولالله(ص) که بنیامیه درصدد تغییر و از بین بردن اصل دین بود پاسداری کرده و صیانت از دین خدا پس از به شهادت رسیدن برادر بزرگوارش امام حسین(ع) بر دوش این بانو نهاده شد.
پرستاری حضرت زینب(س) از امام سجاد(ع) که فرزند برادرش بود هرچند پس از گذراندن واقعه عظیم عاشورا که تمام عزیزانش را در راه خدا هدیه کرده بود، یا مسئولیت نگهداری از تمام بیمارها، کودکان و زنان حریم اهل بیت که تماماً بر دوش حضرت زینب(س) احساس میشد شاید آنقدرها دشوار و یا حائز اهمیت نبود.
اما دفاع و پاسداری که این بانوی بزرگوار در محضر طاغوت زمان خود و در دستگاه یزید که اذهان تمام مردم را علیه آلرسول(ص) شورانده بود قطعاً برگرفته از شجاعت و عظمتی بود که جز تکیه بر باریتعالی محقق نمیشد.
حضرت زینب کبری(س) پس از شهادت برادر بزرگوارش حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و یاران باوفایش در کربلا، رسالت خویش را در کوفه و شام به خوبی انجام داد و با استفاده از فرصتهای بهدست آمده، ضربههای کاری بر دشمن وارد ساخت.
عقیله بنیهاشم، با خطبههای غرا و استدلالهای قوی، تبلیغات دروغین بنیامیّه را خنثی کرد، با سخنان کوبنده خود، مردم کوفه را به خاطر پیمانشکنی مورد عتاب قرار داده و از خواب غفلت بیدار ساخت.
بر کسی پوشیده نیست که اگر زینب کبری(س) نبود پیام بزرگ عاشورا روی زمین میماند و به نسلهای بعد منتقل نمیشد، البته در این میان نباید از نقش اساسی امام سجّاد(ع) در بقای تشیّع غافل شد؛ چراکه آن حضرت در مدّت سی و چهار سال بعد از شهادت امام حسین(ع)، برای احیا و پرورش حرکت حسینی تلاش کردند و در آن دوران، تشیّع را بین مردم جا انداختند و باعث شدند که شجرۀ طیبۀ قرآن، به بار بنشیند. امّا در روز عاشورا مصلحت تشیّع در بیماری امام سجاد(ع) بود؛ زیرا بیماری، مانع شهادت ایشان و عامل باقی ماندن امامت شد.
شایستگی حضرت زینب(س)
به ثمر نشاندن خون شهدای مظلوم کربلا، لیاقت خاصّی میطلبید که حضرت زینب(س) از آن لیاقت برخوردار بود. در حقیقت، حضرت زینب(س) برای پیروزی در وظیفۀ خطیر و عظیمی که بر عهده داشت و نیز برای نتیجهگیری از شهادت و اسارت، نیازمند برخورداری از فضائل نیکوی اخلاقی و صفات حسنه اخلاقی بود.
به عبارت دیگر، قافلهسالار اسرای کربلا باید به صفاتی همچون صبر، گذشت، وفا، اخلاص، ایثار و از جمله شجاعت، متصّف باشد و زینب مظلومه چنین بود. ایشان، قضیۀ کربلا و وظایف خویش را در دوران طفولیّت، از مادر گرامی خویش حضرت زهرا(س) آموخته بود. مثلاً طبق آنچه در برخی مقاتل آمده است، حضرت زهرا(س) پیراهنی که با دست مبارک خود، رشته و بافته و دوخته بودند، به زینب دادند که وقت وداع، به برادر بدهد و از طرف مادر، زیر گلوی او را نیز ببوسد. امیرالمؤمنین(ع) نیز دختر خویش را از واقعۀ کربلا آگاه ساخته بودند. پس، حضرت زینب(س) از کودکی برای این حرکت سرنوشتساز تربیت شده و با بصیرت کامل به کربلا آمده، خالصانه برادر خویش را همراهی کرد.
صحنۀ کربلا و بعد از آن، درس آموزندهای برای همه ماست. بعد از عاشورا نقش بیهمتای حضرت زینب(س) در انقلاب کربلا آغاز میشود.
نقش و جایگاه حضرت زینب(س) از دیدگاه امام خمینی(ره)
امام خمینی(ره) در صحیفه خود به معرفی جایگاه و نقش از حضرت زینب(س) میپردازد؛ «سیدالشهدا(ع) و اصحاب او و اهل بیت او آموختند تکلیف را فداکاری در میدان، تبلیغ در خارج میدان. همان مقداری که فداکاری حضرت ارزش پیش خدای تبارک و تعالی دارد و در پیشبرد نهضت حسین(ع) کمک کرده است، خطبههای حضرت سجاد و حضرت زینب هم به همان مقدار یا قریب آن مقدار تأثیر داشته است.
آنها به ما فهماندند که در مقابل جائر، در مقابل حکومت جور، نباید زنها بترسند و نباید مردها بترسند. در مقابل یزید، حضرت زینب(س) ایستاد و آن را همچو تحقیر کرد که بنی امیه در عمرشان همچو تحقیری نشنیده بودند.» (صحیفه امام؛ ج17، ص54).
« امام حسین با عده کم همه چیزش را فدای اسلام کرد؛ مقابل یک امپراتوری بزرگ ایستاد و «نه» گفت؛ هر روز باید در هر جا این «نه» محفوظ بماند. و این مجالسی که هست مجالسی است که دنبال همین است که این «نه» را محفوظ بدارد. بچهها و جوانهای ما خیال نکنند که مسأله، مسأله «ملتِ گریه» است! این را دیگران القا کردند به شماها که بگویید «ملتِ گریه»! آنها از همین گریهها میترسند، برای اینکه گریهای است که گریه بر مظلوم است؛ فریاد مقابل ظالم است. دستههایی که بیرون میآیند، مقابل ظالم هستند؛ قیام کرده اند. اینها را باید حفظ کنید. اینها شعائر مذهبی ماست که باید حفظ بشود. اینها یک شعائر سیاسی است که باید حفظ بشود.» (صحیفه امام؛ ج10، ص 316).
در ماه محرم بیاد رستاخیز حسینی دور هم جمع می شویم، این رخداد عظیم را زنده نگه میداریم و بیاد از خود گذشتگی و فداکاری سالار شهیدان و یاران با وفایش سوگواری میکنیم و بر روان پاک آن شهیدان راه حق درود میفرستیم.
هواداران و شیفتگان سیدالشهدا(ع)، پیروان مکتب توحید و یکتاپرستی باید بدانند مبارزه در زندگی امری است اجتنابناپذیر و شیرینترین مبارزات، مبارزه حق علیه باطل است. پیروزی در این مبارزه نیازمند استقامت، ارادۀ قوی، ایثار و جانبازی با مال و جان و البته با روش و تاکتیک مناسب است. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ»(محمد/7)
بزرگترین درس عاشورا ایستادگی در راه حق و پایمردی در راه هدف بود و اینکه انسان با ایمان، شهادت در راه خدا را جاودانگی خود میداند؛
«ملتی که سالار شهیدان را پیشوا و ایثار و فداکاری را سلاح و شهادت را سبب جاودانگی خود می داند از چه می ترسد و با چه کسی جز خدا معامله میکند.» ( صحیفه امام؛ ج20، ص 198).
«آن چیزی که در اینجا حاصل شد و باید او را جزء معجزات، ما حساب بکنیم، همان انقلاب درونی این ملت بود. انقلاب درونی این ملت موجب شد که این انقلاب پیدا شد و همان انقلاب درونی آنها و شناخت آنها از اسلام و توجه آنها به خدای تبارک و تعالی موجب شد که در تمام این دوره ای که ما در آن هستیم، از اوّلی که قیام شد و بعد به انقلاب مبدل شد و بعد پیروز شد و تا الآن، روز به روز میبینید که حضور ملت و تعهد ملت رو به افزایش است. این نه برای انقلاب است، برای انقلاب درونی است. انقلاب همه جا بوده است، بسیاری از جاها بوده است، این انقلاب درونی است که پیدا شد در این کشور و در این مملکت و نیست الّا به عنایات خدای تبارک و تعالی. ما از خود چیزی نداریم، هر چه بود عنایات او بود که این عنایات موجب شد که این انقلاب باطنی پیدا بشود و از آن حالتی که همه خود ملت ما می دانند در سابق بود، به این حالت که حالا می بینند متحول شده است. این موجب شد که انقلاب پیروز شد. پیروزی را ما باید از انقلاب درونی مردم جستجو کنیم.» (صحیفه امام؛ ج19، ص 479)
امام خمینی(ره) در صحیفه خود انقلاب اسلامی را امتداد قیامی میداند که حضرت زینب(س) برای زنده نگهداشتن آن پس از امام حسین(ع) تلاش کرد.
انتهای پیام