کد خبر: 3810138
تاریخ انتشار : ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۷:۱۵

نافرمانی از هدایت الهی؛ معامله زیانبار دنیوی و اخروی

گروه معارف - آن‌ها که در برابر هدایت خدا و رسول(ص) مقابله می‌کنند، معامله زیانباری کرده‌اند، زیرا براساس آیات قرآن، هدایت و ضلالت با یکدیگر تضاد و آشتی ناپذیری دارند و هرکس یکی را گرفت طبعا دیگری را از دست می‌دهد.

نافرمانی از هدایت الهی؛ معامله زیانبار دنیوی و اخروی

به گزارش ایکنا از اصفهان، منافقان از همان زمان بعثت رسول اکرم(ص) دشمنی و نفاق خود علیه اسلام را نشان دادند و از همان زمان تاکنون، برای ضربه زدن به اسلام تلاش کرده و می‌کنند. آیات 6 تا 16 سوره بقره درباره منافقان وضدیت آن‌ها با خدا و پیامبراکرم(ص) را بیان می‌کند. خداوند در این آیات پرده از چهره منافقان کنار می‌‍زند و چهره کاذب و منافق آن‌ها را برای مسلمانان برملا می‌سازد. خداوند در این آیات به خوبی نشان می‌دهند که منافقان برای ضدیت با خدا و دستورات الهی از هر وسیله و ظاهرسازی بهره می‌گیرند. این آیات راهی برای شناخت منافقان و نوع مقابله با نفاق آنها را بیان می‌کند. استاد ابوالفضل بهرام‌پور در تفسیر این آیات در کتاب تفسیر خود می‌نویسد:

«سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ ءأَنذَرْتَهُمْ... »، در ان آیه از ایمان قرآن قطع امید شده است: یکسان است به حال آن‌ها چه بترسانیشان یا نترسانی، ایمان نمی‌آورند. گفتنی است در این آیه سخن از کفاری است که دارای مرتبه نهایی کفر هستند. این‌ها کسانی هستند که کفرشان به نهایت رسیده و آن، حق نا پذیری از روی آگاهی هست.
خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ... کفار به خاطر عنادی که با رسول خدا و قرآن داشتند حاضر نبودند حتی یک کلمه از پیامبر سخنی بشنوند و گوش و چشم خود را می‌بستند و طبعا خدا هم آن‌ها را به حال خودشان رها می‌سازد و این همان مهر نهادن بر دل‌هاست. این که در این آیه قلب و گوش را با مهر زدن آورده و چشم را با پرده قرین نموده است، شاید بدین جهت باشد که قلب و گوش در ادراکات خود جهت معینی ندارد ولی چشم سر تنها جهت مقابل را می‌بیند؛ از این رو قلب و گوش با مهر خوردن و چشم با پرده تناسب دارد.
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ... از کلمه «يَقُول» فهمیده می‌شود که ایمان منافق لفظی و سطحی است و ادعایی بیش نیست.
يُخَادِعُونَ اللَّهَ... در این آیه هدف آن‌ها از تظاهر به اسلام بیان می‌شود. آن‌ها می‌خواهند با این کار مردم را فریب دهند حتی به خیال خود خدا را. اما آن‌ها فریب نمی‌دهند مگر خودش را ولی درک نمی‌کنند.
وَمَا يَشْعُرُون. نشانگر عجز منافقین از درک بیماریشان است. این کلمه از ریشه «شْعر» به معنی مو گرفته شده است. شعور به معنی باریک بینی و موشکافی است، وفهم عیوب انسانی و تشخیص حق از باطل نیازمند موشکافی و دقت است. همان چیزی که منافقان ندارند.
فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ... در دل‌هایشان کینه و بدخواهی بر ضد اسلام دارند و بر مرضشان افزود به وسیله پیروز کردن اسلام و به سبب دروغشان عذاب دردناکی برای آن‌هاست. در این آیات برای منافقین صفات متعددی از قبیل فریب، تظاهر به اسلام، دورویی و دروغ بیان شده، ولی عذاب الیم را جزای صفت دروغگویی قرار داده است. از این جا معلوم می‌شود که صفت اصلی و ریشه‌ای آن‌ها دروغگویی است و صفت نفاق بر دروغ استوار است.
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ... فتنه گری یکی دیگر از ویژیگی‌های منافقان است. آن‌ها اقداماتی در جهت کارشکنی و ایجاد و مشکل برای مسلمانان انجام می‌داند و در مقام سخن هم می‌گفتند: کارهای ما در جهت صلاح جامعه است، در حالی که خود بهتر می‌دانستند که انگیزه‌ای جز ایجاد فساد و تفرقه ندارند. از جمله آن‌ها در مقابل پیامبر مسجدی بنا کرده‌اند و در واقع پایگاهی برای توطئه‌های خود ساختند که پیامبر اکرم به امر خدا مأمور تخریب آن گردید و آن را مسجد ضرار نامید. ولی آن‌ها در مقام دفاع از این کار آن را اصلاح طلبی می‌نامیدند.
آمِنُوا كَمَا آمَنَ النَّاسُ... یکی دیگر از خصوصیات منافقان تحقیر مؤمنان بود. آن‌ها مؤمنان را مردمانی ساده لوح و زودباور می‌دانستند. در این آیه پرده از این عقیده منافقین برداشته است که به آن‌ها گفته شود شما نیز مثل مردم ایمان بیاورید، خواهند گفت: آیا ما هم مثل سفیهان ایمان بیاوریم؟! این آیه باطن و نیت سوء آن‌ها را افشا می‌کند.
أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ... از نظر منافق، سفیه کسی است که به دین اسلام آورده باشد، در حالی که از نظر قرآن، سفیه کسی است که به خدا و دین کافر شده باشد. و چه سفاهتی بالاتر از این که انسان سخنان پیامبر صادق را بشنود و از آن رو برتابد.
وَإِذَا خَلَوْا إِلَىٰ شَيَاطِينِهِمْ... از کلمه «خَلَوْا» بر می‌آید که مسلمین در موضع قدرت و منافقین در موضع ضعف بوده‌اند. از این رو آن‌ها فعالیت غیر علنی داشته‌اند و به خلوت پناه می‌برند تا با بزرگان خود جلساتی برگزار نمایند.
إِنَّا مَعَكُمْ... منافقین به دیگر یاران خود می‌کفتند: ما قطعا با شماییم. این جمله با حرف «إِنَّ» تأکید شده است. بیانگر این است که چون بنیاد نفاق بر کذب است. منافقین در میان خود نیز به یکدیگر اعتماد ندارند.
اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ... یکی از الطاف خفیه خدا آن است که انسان را به خاطر گناهی که مرتکب می‌شود مبتلا سازد تا زودتر بیدار شود و توبه کند، ولی لطف خدا از طغیانگران سرکش قطع می‌شود و به آن‌ها فرصت می‌دهد تا با خیال آسوده بر گناهان خود بیفزایند. قرآن کریم فرمود: « کافران گمان نکنند که مهلت دادن ما به آن‌ها به نفعشان است. ما به آن‌ها فرصت می‌دهیم تا سرانجام بر جرایم خود بیفزایند و برایشان عذاب خوار کننده‌ای است( آل عمران/۱۷۸). لذا در این آیه فرمود: خدا آن‌ها را استهزا می‌کند و مهلت‌شان می‌دهد تا به بن بست و سرگردانی برسند.
أُولَٰئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ... آن‌ها که در برابر هدایت خدا و رسول ایستاده‌اند معامله زیانباری کرده‌اند. در این آیه خاطر نشان می‌سازد که هدایت و ضلالت با یکدیگر تضاد و آشتی ناپذیری دارند، هرکس یکی را گرفت طبعا دیگری را از دست می‌دهد. لذا قرآن آن را به معامله تشبیه کرده است.
منبع: بهرام‌پور، ابوالفضل(۱۳۹۱): تفسیر یک جلدی مبین، انتشارات آوای قرآن.
انتهای پیام

captcha