کد خبر: 3815065
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۳:۵۹

«مهمان شام»؛ نگاهی بر خاطرات و زندگی‌نامه شهید سیدمیلاد مصطفوی

گروه فرهنگی ــ کتاب «مهمان شام» شامل خاطرات و زندگی‌نامه شهید سیدمیلاد مصطفوی از شهدای مدافع حرم است که از سوی گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی منتشر و راهی بازار نشر شده است.

«مهمان شام»؛ نگاهی بر خاطرات و زندگی‌نامه شهید سید میلاد مصطفویبه گزارش ایکنا از همدان، کتاب «مهمان شام» شامل خاطرات و زندگی‌نامه شهید سیدمیلاد مصطفوی از شهدای مدافع حرم است که از سوی گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی منتشر و راهی بازار نشر شده است.
کتاب «مهمان شام» مجموعه‌ای از خاطرات همراهان و همرزمان شهید میلاد مصطفوی است که در هر کدام، بخشی از شخصیت و ویژگی‌های اخلاقی شهید تشریح شده است.
«شب قدر»، «سفر به مشهد»، «هدایت‌گری»، «توسلات»، «کاروان آشتی»، «سرباز بی‌نماز»، «بی‌قرار رفتن»، «توسل»، «بازگشت» عنوان‌های برخی از داستان‌های این کتاب هستند. این داستان‌ها از زبان نزدیکان و آشنایان شهید روایت شده‌اند و در آن‌ها سعی شده سیمای واقعی شهید «سیدمیلاد مصطفوی» به‌خوبی برای مخاطبان به‌خصوص نسل جوان روشن شود.
در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «از روی عادت هیات نمی‌رفت؛ به قول یکی از شهدا که در خواب به سردار شهید علی چیت‌‌سازیان گفته بود: راهکار رسیدن به خدا و شهادت اشک می‌باشد، سید هم از این راهکار می‌خواست به شهدا برسد.
تو روضه‌ها اشک امانش نمی‌داد، عاشق مناجات و روضه بود. گاهی اوقات حتی آهنگ زنگ موبایلش هم صدای حاج منصور و روضه حضرت رقیه بود، من در تمام عمرم کسی رو به اندازه سید عاشق اهل بیت ندیدم. خودم چندین مرتبه دیده بودم که در عزاداری بی‌هوش شد، چند بارش رو من براش روضه خوندم، رفتیم اروند کنار، اونجا آب رو که می‌دیدیدم، دل‌هامون هوای روضه می‌کرد، اون هم روضه مادر،سید گفت: شیخ بریم یه گوشه برای من روضه حضرت زهرا(س) بخون، اینجا عملیات با رمز مقدس یا فاطمه زهرا(س) بوده. بریم به عشق شهدا توسل داشته باشیم.
رفتیم گوشه‌ای نشستیم. آب بود و غربت اروند. هنوز هم بوی شهدا رو براحتی می‌شد از اون فضای معنوی حس کرد، بسم ‌الله گفتم و روضه رو شروع کردم، روضه به اوج خودش که رسید سید از خود بی‌خود شد، حال خیلی منقلبی داشت. مثل عادت همیشگی که من دیده بودم،‌ تو روضه دستش رو می‌گذاشت روی قلبش. آنجا هم داد می‌زد و می‌گفت: آخ مادر جان... خیلی جان سوز ناله می‌زد، مثل مار گزیده‌ها به دور خودش می‌پیچید. کم‌کم بی‌حال شد و افتاد، من روضه رو قطع کردم، سرش رو گذاشتم روی زانوهام مقداری از آب اروند روی صورتش پاشیدم تا کمی حالش بهتر شد.»
کتاب «مهمان شام» با شمارگان سه‌هزار نسخه در 192 صفحه از سوی گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی منتشر شده است.
گفتنی است شهید مصطفوی در عملیات مستشاری در سال 94 در سوریه به دست تروریست‌های تکفیری به شهادت رسیده و پیکر پاکش در شهرستان بهار از توابع استان همدان به خاک سپرده شده است، گفته می‌شود داعش پس از شهادت شهید مصطفوی، پیکر او را با خود می‌برد، اما بعد از مدتی خود شهید آدرس دقیق پیکر را در خواب به یکی از دوستانش می‌دهد.
انتهای پیام

ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۳۶ - ۱۴۰۱/۰۹/۲۸
0
0
عالی
captcha