کد خبر: 3859438
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار : ۰۴ آذر ۱۳۹۸ - ۱۲:۲۹

«دهلیز انتظار»؛ روایت داستانی از تنهایی و رهایی یک فرمانده خسته و زخمی

گروه فرهنگی ـ کتاب «دهلیز انتظار» روایت داستانی از تنهایی و رهایی «ستار ابراهیمی» فرمانده خسته و زخمی است که در عملیات کربلای (4) فرمانده گردان پیادهای که در میان ده‌ها قایق، تنها قایق او به مدد غواص‌های خط شکن در آنسوی اروند می‌رسد.

«دهلیز انتظار»؛ روایت داستانی از تنهایی و رهایی یک فرمانده خسته و زخمیبه گزارش ایکنا از همدان، کتاب «دهلیز انتظار» روایت داستانی از تنهایی و رهایی شهید «ستار ابراهیمی»، فرمانده خسته و زخمی است در عملیات کربلای (4) فرمانده گردان پیاده ای که در میان ده‌ها قایق، تنها قایق او به مدد غواص‌های خط شکن در آنسوی اروند می‌رسد و بعد از یک روز نبرد در ساحل عراق با اصرار برادر خود صمد که زخمی شده بود مجبور به بازگشت شده و به ناچار داخل یک کشتی در فاصله‌ای نزدیک به ساحل دشمن پنهان شود. دهلیز انتظار،روایت تنهایی و رهایی این فرمانده خسته و زخمی است:
«صبحگاهی که چشمانش از تیزی آفتاب تنگ شده بود در کشتی بیرون را نگاهی
انداخت.صحنه تلخ و غمباری مقابلش رخ داد.صدای خفیف یک تیر تکانش داد.
و صدای دیگری چشمان او را به سمت خود کشید
افسر عراقی نوک سبیلش را تاب داد از شک درآمد و پوتین روی سینه صمد
گذاشت و فشار داد.صمد تکانی خورد.افسر عراقی یک قدم به عقب کشید و قدری
دوپایش را از هم باز کرد.ستار سر چرخاند و چشمانش را بست.افسر سر صمد را
نشانه رفت وماشه را چکاند.صدای دو تیر متوالی پلک‌های ستار را باز
کرد.صدا تا مغز استخوانش نشست..صدای تیر‌های خفیف باز هم می‌آمد و تیر‌های خلاصی بود که رها می‌شد.حالا ستار بود و یک دنیا غریبی در کشتی و
صحنه‌هایی که دیده بود و قولی که به پدرش در مورد مواظبت از صمد داده
بودواز طرفی خستگی تشنگی و گرسنگی در او...
در بخشی از این کتاب آمده است:
کشتی تا گلو میان گل نشسته بود، اما با همه سنگینی‌اش مثل پر کاهی روی دست‌های اروند بود، امواج سینه می‌کشیدند و کوهه کوهه خودشان را می‌کوبیند روی بدنه زنگ زده پوسیده‌اش.
کم کم آب از دیواره کشتی بالا می‌کشید، به جان سوراخ‌ها می‌افتاد، سر ریز می‌شد و زانو‌های زخمی ستار را در خود فرو می‌بلعید، باید بیرون میزد به هر طریق ممکن.
ماندن در کشتی، بیخ گوش عراقی‌ها، مرگ تدریجی بود، گل‌های خشک شده دور پلک‌ها و مژه‌هایش را با پشت دست ریخت، با زحمت تن زخم دارش را تا یک سکوی آهنی بالا کشید و از دهلیزی که موشک آر. پی. جی میان سینه کشتی انداخته بود، سر به بیرون برد... »


کتاب داستانی دهلیز انتظار به قلم توانای حمید حسام در قطع رقعی و ۶۴ صفحه توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شده است.
حمید حِسام متولد سال ۱۳۴۰ هجری شمسی، نامی‌آشنا در عرصه خاطره نگاری و داستان دفاع مقدس است، وی فارغ التحصیل مقطع کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران است که سابقه معاونت ادبیات و انتشارات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس را نیز در کارنامه دارد.
مجموعه داستان‌های کوتاه «دهلیز انتظار» اثر دوم نویسنده توانا، حمید حسام است که توسط انتشارات شهید کاظمی تجدید چاپ شده است، این اثر پیش از این به قلم اسماعیل اریب به انگلیسی ترجمه و منتشر شده است.
حمید حسام با کتاب غواص‌ها بوی نعنا می‌دهند که نوعی خاطره نگاری در حوزه ادبیات دفاع مقدس است، به جامعه ادبی معرفی شد که این اثر همزمان با سی و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط انتشارات شهید کاظمی تجدید چاپ شده است.

انتهای پیام
زهرا
|
United States of America
|
۲۱:۴۹ - ۱۴۰۳/۰۲/۲۵
0
0
میشه خلاصه کتاب رو بزارین
captcha