به گزارش ایکنا از همدان، سرباز شهید، خیرالله سرمدی جوادی نوزدهم آبان ماه سال ۱۳۴۴ در روستای قادر آباد از توابع شهرستان کبودراهنگ در استان همدان به دنیا آمد، سال ۱۳۵۱ وارد دبیرستان شد و تحصیلات خود را آغاز کرد و تا پایان دوره ابتدایی ادامه تحصیل داد.
در سالهای انقلاب همراه با دیگر جوانان و نوجوانان انقلابی شهرستان کبودرآهنگ در فعالیتهای مبارزاتی شرکت کرد و در راه پیروزی قیام بزرگ ملت ایران گام برداشت، پس از پیروزی انقلاب و با آغاز سالهای دفاع مقدس به عنوان سرباز به ارتش جمهوری اسلامی ایران پیوست و راهی جبهههای نبرد حق علیه باطل شد تا از مرزهای ایران در برابر تهاجم وحشیانه رژیم بعث عراق دفاع نماید.
وی در مناطق مختلف عملیاتی حضور یافت و همراه با دیگر همرزمان و همسنگران خود حماسهها آفرید، سرانجام پس از ماهها مجاهدت در راه خدا در بیستم خردادماه سال ۱۳۶۴ در منطقه عملیاتی بانه هنگام درگیری با نیروهای ضد انقلاب بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست، آرامگاه وی در گلزار شهدای زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است.
در وصیتنامه شهید آمده است
خدايا به تو پناه مى برم كه مبادا گمراه گرديم يا گمراه گردم.
با سلام و درود فراوان به رهبر كبير انقلاب اسلامى ايران و رزمندگان، حماسه آفرينان جهان و جهانيان. با نام خداوند وصيت نامه ام را شروع مى كنم و با اجازه پدر و مادرم چند كلمه از خودم به عنوان يادگارى به يادداشت مینويسم.
در جبهههاى جنگ تحميلى ابرقدرتها به جمهورى نوپاى اسلامى، نيروهاى تامين كننده جبهه را به خود اختصاص داده اند و در اين راه که در ادامه كربلاى حسين (ع) است، آرمانشان فداكارى و شهادت است و با مظلوميت و تشنگى در قتلگاه كربلاى ايران كه همانند يك مكتب و دانشگاه انسان ساز است، حضور دارند.
قمر بنى هاشم(ع)، على اكبر(ع) و قاسمها و حبيب بن مظاهرها، به عنوان بزرگ معلمان اين دانشگاه اسوه و الگو قرار گرفته اند، بسيجيان امام، خون خويش را پاى درخت تنومند اسلام و انقلاب ريختهاند و مناديان امت اسلامى ندا سر دادهاند كه اين ريزش خون همچنان ادامه خواهد داشت تا زمينه ظهور بقيةالله الاعظم روحى و ارواح العالمينله الفدا را فراهم نمايد تا آن بزرگوار در ادامه نبرد پيروزمند بدر و با يارانى آنگونه و با ذوالفقار على (ع) انتقام آن خونى كه از فرق على (ع) در محراب مسجد كوفه بر زمين ريخت و آن خونى كه از حسين (ع) در روز عاشورا ريخته شد و هنوز تقاصش گرفته نشده است و انتقام خون تمامى شهداى راه حق و حقیقت را بگيرد. آرى بسيجيان قهرمان در اين راه حماسه آفريدند و فخر اسلام و قرآن را به ارمغان آوردند.
برادر بزرگوارم صفىالله و خواهرانم، به شما سفارش مىكنم جان خودتان و جان پدر و مادر مهربانم. اگر بنده شهيد شدم اصلا ناراحت نباشيد و در برابر دشمنان گريه و زارى نكنيد. با خوشحالى و سربلندى با مردم برخورد و رو برو شويد.
بار خدايا، پروردگارا راضيم به راهى كه رضاى تو در آن است چندين بار كشته شوم و زنده شوم تا بدين طريق ديگران اسلام را، قرآن را و اهل بيت(ع) را بشناسند و حقيقت را درك كنند.
بارى برادر جان سفارشى كه به پسر عمو على زارعى گفته بوديد خواهشمندم صبر كنيد چون بنده خودم ميدانم شهيد مى شوم. در ضمن برادر گرامى اميدوارم مرا ببخشيد، چون همه كار و زندگى به گردن شماست. باز تكرار مى كنم اگر من شهيد شدم جان خودت و جان پدر و مادرم. از قول من به برادران و خواهران و برادرزاده هاى عزيز يك به يك سلام میرسانم و آنها را از راه دور ديده بوسى مىنمايم.