به گزارش ایکنا از همدان، شهید «نبی الله فضلعلی» یکم فروردین ماه سال ۱۳۴۱ در شهر سرکان از توابع شهرستان تویسرکان در خانوادهای کشاورز و ساده زیست به دنیا آمد. پدرش حبیب کشاورز بود و با کار بر روی زمین زراعی و باغبانی مخارج زندگی خود و خانوادهاش را تامین کرده و در تلاش بود فرزندان خود را با سرشتی پاک و خداجوی پرورش دهد.
شهید فضلعلی سال ۱۳۴۸ وارد دبستان شد و تا پایان دوره راهنمایی ادامه تحصیل داد، در سالهای انقلاب همراه با دیگر جوانان و نوجوانان انقلابی شهرستان تویسرکان در فعالیتهای مبارزاتی شرکت کرد و در راه پیروزی قیام بزرگ ملت ایران گام برداشت.
پس از پیروزی انقلاب و با آغاز جنگ تحمیلی به عنوان سرباز به ژاندارمری وقت پیوست و راهی جبهههای نبرد حق علیه باطل شد تا از مرزهای ایران در برابر تهاجم وحشیانه رژیم بعث عراق دفاع نماید.
در مناطق مختلف عملیاتی حضور یافت و همراه با دیگر همرزمان و همسنگران خود حماسهها آفرید، سرانجام در دوازدهم آذرماه سال ۱۳۶۰ در منطقه عملیاتی سوسنگرد بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست، آرامگاه وی در گلزار شهدای زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است.
وصیتنامه شهید نبی الله فضلعلی
«بسم الله الرحمن الرحيم
بسم رب الشهدا و الصديقين
همه از آن خدا هستيم و باز گشت همه ما به سوى خدا است.
اول سلام، سلامتى تو پدر و مادر عزيزم و برادران عزيزم و خواهرانم را از خدا خواستارم.
سلام بر امام زمان، مهدى جان آرزوى ما ظهور توست و انقلاب ما هم زمينهساز ظهور توست، سلام بر نايب او خمينى عزيزم كه او را از ته قلبم دوست مىدارم. سلام بر يكصد و بيست و چهار هزار پيغمبر و پيغمبرزاده كه همگى آنها بر حق هستند. سلام و درود بر امام زاده عبدالله كه مرا در نزديكى آن به خاك مىسپارند.
سلام بر پدر و مادر عزيزم كه توانستند فرزندى صادق تربيت كنند و صادقانه در راه اسلام عزيز فدا نمايند. سلام بر شهيدان راه حق. سلام بر تمام قوم و خويشان و همشهريان عزيز.
بارى خطاب به تو مادر عزيز و پدر گرامى و برادران و خواهران عزيزم، براى من اميد است كه ناراحتى نكنيد اگر من شهيد شدم، چون شهادت چيزى نيست كه تحميلى باشد بلكه يك فيض الهى است كه نصيب بندگان خاص خداست.
و چون زمانه ما زمانى است كه پيغمبر خدا خود را براى اسلام و براى امتش فدا كرد از شما مىخواهم كه هميشه شكر خدايى را به جاى آوريد كه توانستيد بچه ناقابلى را در راه او و اسلام بدون هيچ ناراحتى فدا نماييد.
خدايا شهيد شدن، البته شهيد شدن در راه خودت را نصيب ما كن. اميد است همگى قوم و خويشان و همشهريان مرا ببخشند.
دوست داشتم در شب حجله به شهادت برسم.
قسمتم اين شد كه در سنگر ملت به شهادت برسم.
بنگر ز من ديگر شوق خدا دارم
گر كشته گرديدم در جبهه اى مادر
بهرم چراغان كن شوق خدا دارم
شيون مكن مادر در مرگ خونبارم
چون قاسم داماد بهر خدا سازى
در هر شب جمعه بهرم به خود آرى
روز اعزام به جبهه، 17 مهر 1360 روز عيد قربان».
روحش شاد و راهش پر رهرو باد.