کد خبر: 3868049
تاریخ انتشار : ۱۱ دی ۱۳۹۸ - ۰۹:۵۲

دیدگاه انسان‌ها راجع به خدا متناسب با حد درک‌شان است

گروه معارف ـ عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی اصفهان گفت: دیدگاه انسان‌ها راجع به خدا متناسب با حد درک‌شان است و چون قرآن می‌خواهد کتابی برای همگان باشد، برای اقشار مختلف، خداهای مختلف در نظر می‌گیرد.

دیدگاه انسان‌ها راجع به خدا متناسب با حد درک‌شان است

به گزارش ایکنا از اصفهان، محمد نصر اصفهانی، عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، در دومین کرسی تلاوت و تدبر در قرآن کریم که روز سه‌شنبه 10 دی‌ماه، در معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی واحد اصفهان برگزار شد، در ادامه تفسیر سوره لقمان، اظهار کرد: «بسم الله الرحمن الرحیم» خلاصه کل قرآن است و حتی می‌توان آن را خلاصه اندیشه توحیدی دانست. راجع به «الله» چهار دیدگاه وجود دارد و دیدگاهی که قرآن با آن مقابله می‌کند، دیدگاه شرک‌آلود است، یعنی اینکه خدایی هست و غیر از او، دیگری نیز در اداره این جهان نقش دارد. طبق دیدگاه دوم که بسیار عوامانه و عامیانه است، خدا موجودی شبیه انسان فرض می‌شود، ولی با توانمندی‌ها و اوصافی بسیار بالاتر از آنچه به تصور درمی‌آید.

وی افزود: در دیدگاه سوم که عقلای عالم در طول تاریخ آن را مورد بحث قرار داده‌اند، خدا نقشی در زندگی بشر ندارد، در صحنه نیست و فقط در ابتدای خلقت حضور دارد. طبق دیدگاه چهارم، خدا همه چیز است و شبیه چیزی نیست، در همه عالم حضور دارد و از رگ گردن به انسان نزدیک‌تر است. به نظر می‌رسد خدایی که بتوان راجع به آن استدلال ارائه کرد، همین خدای دیدگاه چهارم است؛ مثلا اگر بگوییم خدا شبیه انسان است، ولی انسان نیست، در واقع او را محدود کرده‌ایم و خدا دیگر بی‌نهایت نیست؛ ولی اگر بگوییم خدا لایتناهی است و هیچ حد و مرزی برایش نمی‌توان قائل شد، همان خدایی است که همه چیز است و تک‌تک هر چیزی نیست.

دیدگاه انسان‌ها راجع به خدا متناسب با حد درک‌شان است

عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی اصفهان ادامه داد: بر اساس خطبه اول نهج‌البلاغه، داشتن دیدگاه خالص و توحیدی در مورد خدا منوط به این است که هیچ صفتی را به خدا نسبت ندهیم، چون اگر صفتی را برای او قائل شویم، در واقع قائل به تمایز شده‌ایم. قرآن فقط دیدگاه اول را برنمی‌تابد و اگر کسی بخواهد توحیدی محض باشد، نمی‌تواند دیدگاه‌های دوم و سوم را هم بپذیرد. دیدگاه انسان‌ها راجع به خدا متناسب با حد درک‌شان است و چون قرآن می‌خواهد کتابی برای همگان باشد، برای اقشار مختلف، خداهای مختلف در نظر می‌گیرد؛ مثلا آیه 115 سوره بقره را که می‌‌فرماید:«وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَليمٌ؛ مشرق و مغرب، از آن خداست! و به هر سو رو کنید، خدا آنجاست! خداوند بی‌نیاز و داناست!»، برای افرادی بیان می‌کند که توانایی درک آن را دارند.

 نصر اصفهانی اضافه کرد: در دیدگاه‌های اول و دوم و حتی سوم، احتمال تعدد خدا وجود دارد، ولی بر اساس دیدگاه چهارم، خدا یکی بیشتر نیست. تعابیر افرادی مانند حلاج که می‌گفت «انا الحق»، ناظر به همین معناست، آنها نمی‌خواستند ادعای خدایی کنند، بلکه می‌خواستند بگویند ما هیچ چیز نیستیم و هر چه هست، فقط خداست؛ همان‌طور که قرآن می‌گوید خدا میان شما و قلب شما قرار دارد. بنابراین یگانگی وبی‌نهایت بودن خداوند فقط با دیدگاه چهارم سازگار است.

وی با بیان اینکه یگانگی اولین صفتی است که قرآن و سایر کتب آسمانی برای «الله» ذکر کرده‌اند، گفت: علاوه بر این، دو صفت شاخص «رحمان» و «رحیم» نیز برای الله ذکر شده و با هر سه دیدگاه سازگار و قابل تصور است. آیه 163 سوره بقره می‌فرماید:«وَ اِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ؛ و خدای شما، خدای یکتاست، نیست خدایی مگر او که بخشاینده و مهربان است». در این آیه، تمام آنچه در مورد خدا باید تصور کرده و کارهای خود را با اتکا به او آغاز کنیم، شرح داده شده است.

رحمانیت با الله عجین شده است

عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بیان کرد: وقتی صفت رحمانیت برای خدا به‌کار برده می‌شود، بیشتر جنبه تکوینی دارد، یعنی حقیقت خدا به گونه‌ای است که فقط خیر و رحمت می‌رساند و هستی‌بخش و کمال‌بخش است و امور دیگری از او ساطع نمی‌شود. امور بد و ناپسند، امور عدمی است. این کمالات هستند که امور وجودی‌اند. رحمانیت با الله عجین شده است، یعنی در تفکر قرآنی، خدا هر چیزی را که به خودش نسبت می‌دهد، به رحمان نیز منتسب می‌کند. قبل از اسلام، الله و رحمان هر دو شناخته شده بودند، ولی قبل از اسلام، انسان‌ها موقع گرفتاری از رحمان و الله یاد نمی‌کردند، بلکه می‌گفتند یا هبل! یا عزی و خداهای مختلف دیگری که وجود داشت، در واقع معتقد بودند خود رحمان خواسته است که ما این‌ها را بپرستیم. آنها به الله کافر نبودند، بلکه به رحمان کافر بودند.

وی افزود: کفر به معنای پوشاندن حق است، برخی از روی جهل و برخی دیگر از روی عناد کفر می‌ورزند که مورد اخیر مورد مذمت قرآن قرار گرفته است. کفار خدا را نمی‌خواندند، همین‌طور که ما نیز خدا را نمی‌خوانیم. 

میان الله و رحمان تعادل وجود دارد

 نصر اصفهانی با بیان اینکه خدا هم آفریدگار و هم پروردگار است، گفت: رحمانیت همان پروردگاری محسوب می‌شود و غیر از خدا کس دیگری رحمان نیست. اگر ما به پول نیاز داشته باشیم، فورا یاد کسی می‌افتیم که بتواند این پول را تأمین کند، منظور از ذکر نیز همین است. قرآن تأکید می‌کند که انسان باید از رحمان یاد کند و او را بخواند. کفار قبل از اسلام نه در برابر الله، بلکه در برابر بت‌ها تواضع نشان می‌دادند، چنان‌که قرآن در آیه 60 سوره فرقان می‌فرماید:«وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ قالُوا وَ مَا الرَّحْمنُ...؛ و هنگامی که به آنان گفته شود: برای خداوند رحمان سجده کنید، می‌گویند: رحمان چیست؟! (ما اصلًا رحمان را نمی‌شناسیم!).» نه اینکه رحمان را به لحاظ وصفی نمی‌شناختند، بلکه معتقد بودند رحمانیت خدا در همان چیزهایی که می‌پرستیدند، متجلی شده است و بت‌ها را شفیع خودشان در درگاه خدا می‌دانستند.

وی تصریح کرد: در قرآن تقریبا میان الله و رحمان تعادل وجود دارد، چنان‌که می‌گوید هیچ معبودی جز رحمان نیست و یک جا از الله و در جای دیگر از رحمان نام می‌برد که بر عرش استیلا یافته است، یا انس و جن را آفریده و یا کتاب را فرستاده است. همچنین می‌فرماید که رحمان آسمان را برافراشت و زمین را نهاد، در قیامت فرمان‌روایی از آن رحمان بوده و در آن روز، شفاعت و سخن گفتن به اجازه اوست. در واقع تمام تعابیری که برای الله ذکر شده، برای رحمان نیز به‌کار رفته است و همه آنها جنبه پروردگاری دارد، یعنی خلق آسمان‌ها و زمین و ارسال انبیا و کتب آسمانی ناشی از ویژگی رحمانیت خداست.

عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تصریح کرد: اگر می‌خواهیم فقه، سیاست، حکومت و اقتصاد ما خدایی باشد، باید رحمانی باشد و اگر رحمانی نباشد، مشخص می‌شود که خدایی نیست. ممکن است بگوییم یک‌سری آیات و روایات و احکام شرعی وجود دارد که از آنها معنای رحمت مستفاد نمی‌شود، در واقع می‌توان گفت این‌ها در زمان به‌خصوصی برای جامعه‌ای منحط رحمانی بودند. 

 نصر اصفهانی بیان کرد: علامه طباطبایی(ره) می‌فرماید تأویل حقیقت عبارت آیات قرآن است، یعنی آنچه عندالله بوده و ما به آن دسترسی نداریم. آیت‌الله معرفت معتقدند اتفاقا همه به تأویل دسترسی دارند، منتها افراد باید اهل ذکر و راسخ در علم باشند و وقتی زمان و مکان و اشخاص آیات را حذف کردند، آنچه باقی می‌ماند، تأویل است. قرآن هم تنزیل و هم تأویل دارد. تنزیل همان است که در کتاب قرآن آمده و تأویل آن، باطن قرآن است. باطن قرآن غیر از ظاهر آن محسوب می‌شود.

وی با بیان اینکه بخشی از هدایت و رحمت خدا نسبت به انسان غیراختیاری است و نصیب همه انسان‌ها می‌شود، گفت: بخش دیگری از آن اختیاری است، یعنی انسان‌ها می‌توانند هدایت و رحمت را بیش از بخش تکوینی آن به دست آورند که در این خصوص، قرآن و پیامبران راهکارهایی ارائه داده‌اند. در هر صورت، رحیمیت خدا لطفی مازاد و مخصوص مؤمنین است و با آن بخشی ارتباط دارد که انسان‌ها با اختیار خودشان به دست می‌آورند. در واقع، الله علاوه بر خیر عمومی، خیر خصوصی هم دارد که هر کس طالبش باشد، می‌تواند آن را به دست آورد، از طریق عمل کردن به آموزه‌هایی که در کتب آسمانی ذکر شده است.

انتهای پیام
captcha