افسانه یکرنگی، نویسنده کتاب «بعد از خدا تو سزاوار ستایشی» در گفتوگو با ایکنا از همدان، اظهار کرد: از همان کودکی به کتاب و داستانهای کهن علاقه داشتم.
وی افزود: در دوران تحصیل بهویژه همان سنین کودکی با مجلات رشد، کیهان بچه و سروش و ... سر و کار داشته و در مواقعی نوشتههایی از من حتی بدون نام در این مجلات به چاپ میرسید.
یکرنگی با بیان اینکه آموزگار دوره ابتدایی است، اضافه کرد: بعدها با گذشت زمان و قدم نهادن در مسیر تعلیم و تربیت، در کنار چاپ دست نوشتههایم و عنوان برخی بازیهای قدیمی میان کودکان در مجلات رشد، سعی در گردآوری قصههای کهن و داستانهای اصیل ایرانی کردم.
وی اضافه کرد: در همین راستا موفق به چاپ کتاب، «قصههای کهن 1» شدم، این کتاب با موضوع داستانهای قدیمی که بیشتر به نقل از بزرگان و سالخوردگان فامیل با قلمی ادبی نگاشته شده بود متأسفانه با استقبال خوبی روبهرو نشد.
این نویسنده همدانی ادامه داد: قصههای کهن، در سال 86 در قالب 39 صفحه و در هزار نسخه به چاپ رسید اما به دلیل محدویتهای موجود و عدم آشنایی با فضای چاپ و تبلیغات و جذب بازار فروش و ... این کتاب آن گونه که باید مورد استقبال قرار نگرفت و من را در نوشتن جلدهای 2، 3 و 4 این کتاب دچار تردید کرد.
یکرنگی اضافه کرد: با گذشت زمان، بنیاد حفظ آثار اقدام به برگزاری جشنواره خاطرهنویسی با موضوع دفاع مقدس کرد که من نیز با خاطرات عنوان شده از پدرم در دوران دفاع مقدس در این جشنواره شرکت کردم.
وی با اشاره به اینکه در بسیاری از جشنوارههای خاطرهنویسی استان با موضوع دفاع مقدس حائز رتبه برتر شده است، گفت: در آن جشنواره خاطرات من (به نقل از پدرم) حائز رتبه برتر شد.
این آموزگار ابتدایی گفت: در جشنواره بهناز ضرابیزاده و چندی از نویسندگان، استعداد نویسندگی را در من گوشزد کرده و خواستند که بهطور جدی پیگیر این مهم باشم اما من به دلیل برخی محدویتها از فعالیت جدی در حوزه نویسندگی معذور بودم.
وی اشارهای به آثار خود داشت و گفت: آثار برگزیدهای از من در قالب خاطرات در کتابهای «سه تکه ابر»، «سه برادر» و «کبریتهای سوخته» که مجموعهای از آثار نویسندگان استان همدان در حوزه دفاع مقدس است، عنوان و به چاپ رسیده است.
یکرنگی ابراز کرد: خاطرات «من و آئینه» با محوریت خاطراتی از خانم صالحی و آقای صاحبی (جانباز 70 درصد) توانست در سال 94، بهعنوان یکی از آثار برگزیده بخش خاطره نویسی معرفی و مورد تقدیر قرار گیرد.
وی با بیان اینکه از قبل با خانم صالحی آشنا بوده و دوستی داشته است، گفت: انتخاب خاطره «من و آئینه» در جشنواره خاطرهنویسی بنیاد حفظ آثار، باعث شد تا این ارتباط دوستی بیش از پیش محکمتر شده و زمینه تألیف کتاب «بعد از خدا تو سزاوار ستایشی» مهیا شود.
یکرنگی ادامه داد: با معرفی و تقدیر از اثر «من و آئینه» در جشنواره، باعث شد تا خانم صالحی پیشنهاد نگارش و ثبت خاطرات همسر خویش آقای صاحبی را در قالب یک کتاب به بنده بدهد.
این نویسنده حوزه دفاع مقدس ادامه داد: به دلیل نوع جانبازی آقای صاحبی که در دوارن جنگ از ناحیه دهان و صورت در اثر ترکش آسیب دیده است تکلم را برایش سخت کرده است؛ لذا خانم صالحی خاطرات همسر خویش را که در قالب دستنوشتههایی بود در اختیار بنده قرار داد.
وی با اشاره به اینکه خانم صالحی دارای روحیه بسیار بالا بوده و برای نگارش کتاب بسیار زحمت کشید و تلاش کرد، گفت: در بسیاری موارد نیز خاطرات و صحبتهای تکمیلی در راستای نگارش کتاب را از همسر خویش میپرسید و بر روی کاغذ مکتوب و برای بنده میآورد.
یکرنگی با اشاره به اینکه نگارش کتاب «بعد از خدا تو سزاوار ستایشی» 4 سال به طول انجامید، گفت: پس از اتمام نگارش کتاب و ویراستاری و حق چاپ از ارشاد، در سال 95 به چاپ رسید.
این نویسنده حوزه دفاع مقدس اشارهای به عنوان کتاب داشت و گفت: «بعد از خدا تو سزاوار ستایشی» برگرفته از تابلویی بود که آقای صاحبی پس از عقد با خانم صالحی بهعنوان تحفهای زیبا به ایشان هدیه میدهد.
وی با اشاره به اینکه رونمایی از کتاب در دقیقه 90 و بهصورت اتفاقی همزمان با روز جانباز صورت گرفت، گفت: من قصد رونمایی از کتاب را نداشتم اما به پیشنهاد یکی از همکاران خود کتاب را به بنیاد شهید استان بردم که برنامه رونمایی از کتاب توسط این مجموعه در روز بعد آن که همزمان با روز جانبار بود با حضور جمعیت بسیاری صورت پذیرفت.
یکرنگی با بیان اینکه کتاب «بعد از خدا تو سزاوار ستایشی» به چاپ دوم نیز رسید، گفت: چاپ اول این کتاب در هزار جلد در سال 95 و چاپ دوم در سال 96 با همان تعداد تیراژ وارد بازار شد.
وی اشارهای به دیگر آثار خود در حوزه دفاع مقدس داشت و گفت: تمامی آثار بنده به جز دو کتاب، «قصههای کهن» و «بعد از خدا تو سزاوار ستایشی» در قالب خاطره است که میتوان به «پناهگاه»، «ماهی شب عید»، «مهمان ناخوانده» و «وداع» اشاره کرد.
یکرنگی با بیان اینکه راوی «پناهگاه» و «ماهی شب عید» خودش است، ادامه داد: این دو به بیان خاطراتم در بمباران همدان اشاره دارد، راوی «مهمان ناخوانده» پدرم و «وداع» نیز حمیده بیرامی است.
وی با بیان اینکه در حال گردآوری داستانهای کهن ایرانی است، گفت: بهدنبال آن هستم تا در آیندهای نزدیک کتاب قصههای کهن 2 و 3 را به رشته تحریر درآورده و چاپ کنم.
انتهای پیام