این روزها همزمان با شیوع ویروس كرونا كه مشكلات زیادی گریبانگیر جامعه بشری شده است، سخنان حكمتآموز سعدی مرتب در ذهنها تداعی میشود. در این نوشتار نكاتی ناب را درباره اندیشههای سعدی، كه منطبق با این روزهاست، میخوانیم.
اول اردیبهشتماه مصادف با یادروز بزرگداشت شیخ اجل، استاد سخن، سعدی شیرازی است. شاعر پارسیگوی بزرگی كه به خاطر اندیشههایش در تمام دنیا شناخته شده است.
این روزها همزمان با شیوع ویروس كرونا كه مشكلات زیادی گریبانگیر جامعه بشری شده است و در برخی موارد شاهد بروز ناهنجاریهای اجتماعی یا رفتارهای غیرانسانی هستیم، سخنان حكمتآموز سعدی مرتب در ذهن تداعی میشود و گاهی اخباری جسته و گریخته در فضای مجازی مبنی بر استفاده برخی از كشورهای دنیا از بیت معروف سعدی «بنیآدم اعضای یکديگرند/ كه در آفرینش ز یك گوهرند» به چشم میخورد.
در این راستا بنا داریم که نگاهی به اندیشههای سعدی، كه در شرایط كنونی جهانی شده است، داشته باشیم. به همین منظور پای سخن یكی از اساتید سعدیشناس دانشگاههای شیراز مینشینیم تا نكاتی ناب و شنیدنی را از سعدی و اندیشههایش بشنویم.
خسرو قاسمیان، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشكی شیراز و سعدیشناس، در گفتوگو با خبرنگار ایكنا فارس، گفت: در مورد سعدی صحبت كردن مثل خود شعر سعدی به نوعی سهل ممتنع است یعنی هم راحت و ساده است و میتوان بسیاری چیزها راجع به آن گفت و هم اگر بخواهیم دقیقتر صحبت كنیم قدری دشواری دارد زیرا سعدی یك شخصیت و مجموعه انسانی است و به تعبیر دیگر سعدی هم مانند برخی بزرگان جمع بین ضدین است یعنی حضور سعدی یك نوع پارادوكس و تضاد است چون در عین اینكه یك معلم اخلاق است، یك عالم عاشق مسلك است؛ هم معلمی عاشق و هم عاشقی است معلم.
وی با یادآوری اینكه ماجرای زندگی سعدی بسیار طولانی است و در این فرصت نمیتوان درباره حضور سعدی در جامعه صحبت كرد، گفت: بر اساس تجربهها و آموزههایی كه سعدی از دانشگاهها و مراكز علمی آن روزگار مثل نظامیهای بغداد و سیر و سفرهایی داشته است كه برخی درست و برخی تخیلی است، مجموعهای اندیشههای مختلف را در حوزههای تربیتی، دینی، اخلاقی، حتی عشق و عاشقی را در خود جمع كرده است كه اینها را در سه مجموعه یا اثر گرانقدر برای ما به یادگار گذاشته است؛ یكی كتاب بوستان است كه به نظم و در 10 باب نگارش شده است و دیگری كتاب گلستان به نظم و نثر و در 8 باب نوشته شده و ضلع سوم هم غزلیات سعدی است.
قاسمیان بیان كرد: اگر بخواهیم به این سه كتاب نگاهی داشته باشیم، باید بگوییم سعدی در گلستان دنیا را آنگونه كه هست ترسیم میكند، خوب و بدها و زشت و زیباها را در كنار هم و در نهایت دنیای واقعیتها را نشان میدهد، اما در بوستان دنبال یك آرمانشهر و مدینه فاضله و جهان بهتری است یعنی آنگونه كه باید باشد. در غزلیاتش احساس و عواطف و خرد همگی جمعند و از یك زاویه غزلهای سعدی به معنای عامش عشق است كه هم گاه زمینی است و هم گاه به یك معنا آسمانی است و در قسمتهای دیگر میتوان گفت با پند و اندرز است.
وی با بیان اینكه شعرها و آثار سعدی مجموعهای از زندگی و ذوق و نگرشهای او نسبت به جهانی است كه در آن میزیسته یا جهانی كه برای خود آرزو و ترسیم میكرده است، به یك بیت از اشعار سعدی در كتاب بوستان اشاره كرد و گفت: سعدی میگوید «دل دوستان جمع بهتر كه گنج/ خزینه تهی به كه مردم به رنج». این بیت دقیقاً حال و هوای امروز دولتمردان و حاكمیتها را بیان و سفارش میكند كه اگر بتوانیم مردمداری كنیم و دل مردم را به دست آوریم، بهتر از آن است كه گنج به دست آوریم و اگر خزینه تهی باشد بهتر از آن است كه مردم در رنج باشند و این پیامی است كه سعدی 800 سال پیش برای امروز ما گفته است.
این استاد ادبيات دانشگاه علوم پزشكی شيراز با یادآوری اینكه سعدی نكتههای اجتماعی و اندرزهای ارزشمندی در حوزه سیاست و عدالت دارد، گفت: در هر زمینهای كه نگاه كنیم سعدی به نوعی مردمدار است و رویكرد اجتماعی دارد یعنی در عین اینكه عشق میورزد عاشقی را پیشه كرده است و مردمداری را هم فراموش نمیكند.
قاسمیان با تصریح اینكه بزرگترین هنر سعدی شاید همین است كه در اوج احساس و عواطف و عشق، جامعهنگر است و به یك معنا یك جامعهشناس و مردمدار است، گفت: رویكردهای اجتماعی سعدی هم در حوزههای اخلاقی هم در حوزههای سیاسی بسیار برجسته و قابل توجه است.
وی تأكید كرد: سخن سعدی، حافظ، مولوی، فردوسی و امثال اینها تاریخ انقضا به آن معنا ندارد چون سخنانشان برآمده از جان و هستی و احساس انسان است و رویكرد جهان شمول دارد، پس سخنشان ماندگار است و ماندنی، زیرا حرف دل مردم است.
قاسمیان ادامه داد: سعدی هم حرفهای خوب میزند و هم خوب حرف میزند و اصولاً كسانی مانند سعدی كه ماندگار میشوند به دلیل این است كه حرف خوبی دارند و حرفشان را هم خوب بیان كردهاند زیرا پرداخت حرف خوب خیلی مهم است و سعدی نیز هنرمندانه حرفهایی كه باید در جامعه بیان شود، را بیان میكند چه بهصورت نظم چه نثر.
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشكی شیراز در ادامه به بخشی از آثار سعدی از كتاب گلستان در خصوص اوصاف جامعه امروز اشاره كرد و گفت: «خواهندهی مغربی در صف بزّازان حلب میگفت: ای خداوندان نعمت، اگر شما را انصاف بودی و ما را قناعت، رسم سؤال از جهان برخاستی/ ای قناعت توانگرم گردان / كه ورای تو هیچ نعمت نیست/ كُنج صبر اختیار لقمان نیست/ هركه را صبر نیست حكمت نیست». در اینجا سعدی میگوید یك سائل(گدا) از منطقه مغرب خطاب به صاحبان ثروت میگفت كه اگر شما انصاف داشتید و به ما میرسیدید و رعایت میكردید و ما هم قناعت میكردیم، جهان خوب میشد و اكنون نیز دنیا گرفتار همین است؛ عدهای میخورند و میگردند و بیخیال از دیگران هستند و یك عدهای هم نان شب ندارند كه چنین مسئلهای در همه جای دنیا وجود دارد.
وی بیان كرد: شاید اگر پندهای سعدی را به همین اندازههایی كه مطرح است، گوش میكردیم و رعایت میكردیم بسیاری از مشكلات برطرف میشد، اگرچه ما منابع دیگری هم برای شنیدن داریم ولی متأسفانه گوش شنوا كم است.
قاسمیان با بیان اینكه سعدی در حوزههای اخلاق یا رفتار انسانی نیز نكات نابی دارد، به شعر معروف «گِلی خوشبوی در حمام روزی/ رسید از دست محبوبی به دستم/ بدو گفتم كه مشكی یا عبیری/ كه از بوی دلاویز تو مستم/ بگفتا من گِلی ناچیز بودم/ ولیكن مدتی با گُل نشستم/ كمال همنشین در من اثر كرد/ وگرنه من همان خاكم كه هستم» اشاره كرد و گفت: سعدی در اینجا حتی از گلی كه در حمام به دستش میرسد یك مضمون اخلاقی و ماندگار میسازد و تأكید میكند كه «همنشین تو از تو به باید / تا تو را عقل و دین بیفزاید».
این سعدیپژوه كشورمان بیان كرد: آموزههای سعدی برخاسته از دل فرهنگ غنی اسلامی و ایرانی ماست كه اینها را به زیبایی و در قالبهای زیبا و سخن و كلام پخته و منسجم بیان میكند و آنها هم دلنشین میشوند.
وی به داستان نامگذاری خاندان كارنو كه در چند قرن پیش طی چند نسل، حاكمیت فرانسه را به عهده داشتند، اشاره كرد و گفت: خانواده كارنوها در فرانسه، نام چند نفر از فرزندان خود را سعدی میگذاشتند و وقتی كه از یكی از آنان میپرسیدند چرا میگفت من از شعلههای حقیقتگویی كه در سخن سعدی به جلوه در آمده است، لذت میبرم یعنی به سخن سعدی توجه میكنند و تحت تأثیر آن قرار میگیرند، بنابراین اندیشههای سعدی متعلق به مرز ما نیست بلكه جهان شمول است و رویكرد جهانی دارد.
قاسمیان اضافه كرد: همین آدم را وقتی بررسی میكنیم مشاهده خواهیم كرد كه وقتی در حوزه عشق و لطافتهای روحی وارد میشود، چقدر زیبا حرف میزند و همان غزل بسیار مشهور «من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی/ عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی/ دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم/ باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی/ ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه/ ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی/ در بیتی به زیبایی و روانشناسانه وضع و حال عاشق را بیان می کند و می گوید : گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم/ چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی». این روانشناسی عشق و عاشق و معشوق است كه هرکس عشق و عاشقی را تجربه کرده باشد، می داند که سعدی چه قدر دقیق و منطبق با واقع سخن گفته است.
این استاد ادبيات دانشگاه علوم پزشكی شيراز یادآور شد: سعدی در همینجاست و به یك معنا بین ماست و 800 سال از عمر و فرهنگ و سخن سعدی میگذرد و ما احساس میكنیم درست به زبان ما حرف میزند؛ آن روز انگار برای امروز ما حرف میزند و این هنر سعدی و این نگاه وسیع به حوزه اندیشه سعدی است و تعارف نیست. البته سعدی هم مثل بسیاری از آدمها به یك معنا بیعیب نیست و میتوان بر آن ایراد گرفت كه یا منطبق بر حقیقت است یا ذوقی.
وی ادامه داد: در حوزه تربیت سعدی دو نگرش دارد ولی اگر هم این مسئله قابل ایراد باشد كه برخیها ایراد گرفتهاند، حرفهای سعدی هر دو گونه سخن كه به وراثت و ذات یا همنشین اشاره میكند، میبینیم كه یك واقعیت است و میتوان از سخنان سعدی دفاع كرد.
قاسمیان با بیان اینكه سعدی بیانگر رویدادهایی است كه در اطرافش میگذرد و میبیند و مشاهده میكند، به بیت مشهور سعدی اشاره كرد و گفت: سعدی میگوید «بنی آدم اعضای یكدیگرند( یک پیکرند) / كه در آفرینش زیك گوهرند / چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار / تو کز محنت دیگران بی غمی / نشاید که نامت نهند آدمی». این پیام سعدی، برای نوع بشر است و در همه جا قابل توجه و عبرت آموز است.
وی اضافه كرد: سعدی در این بیت خیلی دقیق و ساده و روان میگوید اگر برای عضوی از بدن ما مشكلی پیش بیاید، بقیه اعضای بدن بیقرارند و آرامش ندارند و وجود انسان درد میگیرد حال اگر در یك گوشه دنیا انسانی درد و مشكلی داشته باشد اگر ما آن حس انساندوستی و گرایش جمعی داشته باشیم نباید آرامش داشته باشیم.
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشكی شیراز در بخش پایانی سخنان خود به یك قطعهای از بوستان در خصوص احوال این روزها اشاره كرد و گفت: «شبی دود خلق آتشی برفروخت/ شنیدم که بغداد نیمی بسوخت/ یکی شکر گفت اندر آن خاک و دود/ که دُکان ما را گزندی نبود/ جهاندیدهای گفتش ای بُلهوس/ تو را خود غم خویشتن بود و بس؟/ پسندی که شهری بسوزد به نار/ اگرچه سرایت بُوَد برکنار؟/ به جز سنگدل ناکند معده تنگ/ چو بیند کسان بر شکم بسته سنگ/ توانگر خود آن لقمه چون میخورد/ چو بیند که درویش خون میخورد؟/ مگو تندرست است رنجوردار/ که میپیچد از غصه رنجوروار/ تُنکدل چو یاران به منزل رسند/ نخُسبد که واماندگان از پسند/ دل پادشاهان شود بارکش/ چو بینند در گِل خرِ خارکش/ اگر در سرای سعادت کس است/ ز گفتار سعدیش حرفی بس است/ همینت بسنده است اگر بشنوی/ که گر خار کاری، سَمن ندرَوی». حرف سر این است كه آتشی بلند شد و مغازه ای زیادی سوختند یك نفر مغازهاش در امان بود و خدا را شكر كرد كه مغازهاش نسوخته است یك آدم جهاندیدهای به او گفت آیا تو میپسندی كه یك جهان بسوزد ولی تو مشكلی نداشته باشی، دقیقاً امروز هم همین است و نمونههای فراوانی از این دست در آثار سعدی فراوان است كه جنبههای مردمی دارند و تأكید میكند كه باید به فكر همدیگر باشیم.
انتهای پیام