کد خبر: 3894842
تاریخ انتشار : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۰۹:۰۸
ناصر مهدوی در گفت‌وگو با ایکنا بیان کرد:

عبادت؛ راهی برای رهایی / از نگاه صرفاً تکلیفی عبور کنیم

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با بیان اینکه عبادت راهی برای رهایی نفس، تعالی جان و زیست اخلاقی است، گفت: آنچه آدمی را به این وادی می‌رساند، تغییر نوع نگاه است. آدمی باید از نگاه صرفاً تکلیفی و وظیفه‌ای عبور کند و به این باور برسد که خداوند زمینه‌ها را برای او فراهم کرده است.

فلسفه عبادت، زیست اخلاقی انسان است

عبادت راه تقرب انسان به خداست. انسان در پرتو عبادت خالصانه و قلبی، رذایل اخلاقی را از خود دور می‌سازد و به خداوند می‌رسد. در میان عبادت‌هایی که خداوند وضع کرده و انسان را به انجام آن‌ها امر کرده است، روزه جایگاه‌ خاص و منحصر به فردی دارد. خبرنگار ایکنا اصفهان، در همین رابطه گفت‌وگویی با ناصر مهدوی، دین‌پژوه و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، داشته است که متن آن را در ادامه می‌خوانید:

ایکنا ـ عرفا چه نگاه و قرائتی از مسئله عبادت به خصوص روزه دارند، در واقع از منظر عرفان، فلسفه روزه‌داری چیست و از پرتو آن چه تحولی در وجود انسان رقم می‌خورد؟

اگر بخواهم این موضوع را از نگاه عرفانی بیان کنم، باید به نگاه مولانا اشاره کنم، زیرا مولوی خلاصه تاریخ عرفان است. برخی از رفتارهای افراطی برخی عرفا که در قالب زهد افراطی، ترک دنیا و خوف و هراس افراطی در زبان و ذهن آن‌ها وجود داشت، در اندیشه و منش مولانا هرس و پیراسته ‌شد و جنبه‌های مثبت، سازنده و تأثیرگذار آن در مثنوی احیا ‌شد. عرفا یک ویژگی برجسته داشتند که چنین ویژگی در ادبیات نیز به معنای نگاه سورآلیستی نامیده ‌شده است که براساس آن، واقعیت تنها در عالم ماده و محسوس خلاصه نمی‌شود، بلکه جهان تودرتو است، یعنی اگر انسان‌ها چشم درون خود را باز و روحشان را تهذیب کنند، می‌بینند که هستی مراتب دیگری نیز دارد و فراتر از این جهان، جهان دیگری وجود دارد و آن جهان قدسی هست که خداوند از آنجا فرمان می‌راند. خدا همه هستی و همه خیر و حقیقت مطلق است. از منظر عرفا، دنیا فراتر از این دنیای مادی، زوال‌پذیر، کمی و مادی است. این نگاه باعث می‌شود عرفا نسبت به همه پدیده‌ها، اشیا و موجودات عالم نگاه ژرف‌تری داشته و از نگاه سطحی به دور باشند. مولانا می‌گوید: «زین قدح‌های صور کم‌باش مست/ تا نگردی بت‌تراش و بت‌پرست / از قدح‌های صور بگذر مه‌ایست / باده در جامست لیک از جام نیست».

این نگاه، نوعی نگاه عرفانی است. به عنوان مثال، عرفا وقتی به قدرت نگاه می‌کنند، معتقدند باید به ورای آن نگاه کرد که از آن عدالت بیرون می‌آید، وقتی به پول می‌رسند می‌گویند باید به باطن آن رسید که می‌شود با آن دست بینوایی را گرفت، وقتی به جوانی نظر می‌کنند، می‌گویند که از زور و بازوی آن می‌توان به رشد و پیشرفت رسید، وقتی صحبت از علم می‌شود، می‌گویند باید با به وسیله آن با جهل و ظلمت مبارزه کرد. در واقع عرفا فقط در ظاهر و صورت نمی‌مانند، بلکه از صورت به دنبال راهی برای وارد شدن به دل اشیا و پدیده‌ها هستند. این نگاه ژرف از آن‌ها شخصیت‌ها و آموزه‌هایی ساخته که ما به آن عرفان می‌گوییم.

عرفا معتقدند قرآن متن تودرتویی است که رازهایی در دل آن نهفته است. از این منظر وقتی صحبت از تقوا، ایمان، نفاق، شرک و ... می‌شود، این‌ها همه یک معنای لغوی دارند، اما عرفا معتقدند وقتی جلوتر بروید می‌بینید که در پس این معنای لغوی و ظاهری، باطن و برداشت‌های اخلاقی نهفته است. عرفا حتی در مرحله معنای اخلاقی نیز نمی‌مانند، بلکه معتقدند اخلاق نیز زمینه‌ پیدا کردن و رسیدن به معنای عرفانی و معنوی قرآن است.

به همین دلیل عرفایی که جهان را تودرتو می‌دانند و معتقدند پدیده‌ها و اشیا عالم نشانه‌هایی برای بیان حقایق هستند، به دین نیز چنین نگاهی دارند و دین را در ظاهر و صورت آن خلاصه نمی‌کنند، بلکه به معنویت و باطن آن نظر دارند. عرفا وقتی به عبادت مثل حج، نماز و روزه و ... نظر می‌کنند، همین قاعده نیز معنا پیدا می‌کند. ظاهر نماز این است که آدمی با وضو و لباس تمیز این عبادت را انجام دهد، اما عرفا معتقدند این‌ها تنها شرایط لازم نیست، زیرا چه بسا آدمی همه این آداب و تشریفات را انجام دهد و شب و روز عبادت کند، ولی هرگز به خدا نرسد. بنابراین باید دید مشکل کار کجاست. وقتی عبادت می‌کنیم، باید بدانیم و بفهمیم که خداوند با وضع این عبادت‌ها در پی چه چیزی بوده است. مولانا می‌گوید: «من چو لب گویم لب دریا بود / من چو لا گویم مراد الا بود». خدا نیاز نداشته که باری بر دوش ما بگذارد و کار سختی را تحمیل کند، بلکه خواسته از این طریق به راز عبادت پی ببریم. راز عبادت هم این است که آدمیان علف‌های هرز ذهن و روح خود را کنار بزنند و آسوده‌تر و آرام‌تر مسیر زندگی را طی کنند. عبادت برای زیست اخلاقی و تربیت انگیزه‌های اخلاقی است، عبادت برای این است که از شر خار و خاشاک وجودی نجات پیدا کنیم. عبادت برای تلطیف روح، روشنایی باطن و گشایش روح آدمی است.

عبادت زمانی می‌تواند ما را به خدا نزدیک کند، که بار خود را زمین بگذاریم. امام علی(ع) می‌فرمایند: «تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا...؛ سبکبار شوید تا به مقصد برسید». معمولاً در مسیر زندگی به بیراهه می‌رویم، تصمیم غلط می‌گیریم، افکار منفی ما را از فکرکردن باز می‌دارند، تعلقات خاطر پیدا می‌کنیم و در نتیجه بارمان سنگین می‌شود و نمی‌گذارند رشد کنیم و به تعالی برسیم، در نتیجه بارمان سنگین و راهمان نیز ناپیدا می‌شود و به مقصد نمی‌رسیم. بنابراین خداوند این قواعد را وضع کرده و خواسته کمک کند که روح خود را تلطیف کنیم. مولانا می‌گوید: «چون شما این نفس دوزخ خوی را / آتشی گبر فتنه جوی را/ جهدها کردید و او شد پر صفا / نار را کشتید از بهر خدا». انسان اگر آتش خودخواهی و فزون‌طلبی را خاموش کند، جهان در نظر او زیبا جلوه می‌کند. خداوند در قیامت وقتی به افراد پاداش می‌دهد و فرشته‌ها به انسان می‌گویند: «سلام علیکم» انسان از فرشته‌ها می‌پرسد که چرا او را به این سلام نثار می‌کند، می‌گویند چون زندگی شما توام با شکیبایی و خویشتن‌داری بوده است.

هیچ عارفی نگفته عبادت نکنید، نماز نخوانید، شریعت را رها کنید، این‌ها حرف‌‌ها برداشت‌هایی غلطی بوده که بعضی‌ها از عرفا داشتند، در صورتی که این‌طور نیست. عرفا می‌گویند نماز را با همین آداب بخوانید، ولی بدانید که عبادت برای رهایی نفس، تعالی جان و زیست اخلاقی است. عرفا معتقدند بعد از این مرحله، سرچشمه‌های معرفت به روی انسان باز می‌شود، یعنی همین که اغیار بیرون می‌روند، بوی خوش دلبر وجود آدمی را فرا می‌گیرد. مولانا می‌گوید: «بوی آن دلبر چو پران می‌شود/ آن زبانها جمله حیران می‌شود». آدمی از دیدار با خدا، دچار حیرت بزرگی می‌شود، در اینجا مستی تمام وجود انسان را در برمی‌گیرد. مولانا باز می‌گوید: «کز تناقض‌های دل پشتم شکست / بر سرم جانا بیا می‌مال دست/ دست خود را از سر من برمدار / بی‌قرارم بی‌قرار بی‌قرار». انسان بی‌قرار در پی حقیقت ناب و در خشانی هست که می‌تواند تمام زندگی او را زیر و زبر ‌کند و کافی است که یک قطره از آن حقیقت به انسان برسد. اینجا دیگر پای نهادن به ساحت ایمان مومنانه است. این نوع برداشت و قرائت از عبادت آنقدر عمیق است که اگر بخواهیم درباره آن صحبت کنیم، نفس آدمی می‌برد. «چونک نامحرم در آید از درم / پرده در پنهان شوند اهل حرم / ور در آید محرمی دور از گزند / برگشایند آن ستیران روی‌بند». ستیر در اینجا به معنای عروس معنا و عروس آفرینش و حقیقت است. بنابراین نماز گاهی در معنای لفظی و ظاهری و گاهی در برداشت اخلاقی آن متجلی می‌شود، اگر برداشت انسان از نماز اخلاقی شود، رفتار او نیز پاکیزه خواهد شد و سرچشمه‌های عرفان به روی انسان گشوده می‌شود. مولانا می‌گوید: «گفت چون باشد خود آن شوریده خواب / که در آید در دهانش آفتاب». اینجا دیگر آدمی آفتاب را از دور نگاه نمی‌کند، بلکه خود او به رنگ آفتاب در می‌آید و حس درخشان نورانیت به انسان دست می‌دهد.

ایکنا ـ عرفا درباره ماه رمضان و روزه‌داری چه نگاهی دارند؟ 

درباره ماه رمضان نیز همین قاعده حکم‌فرماست. علما و فقها در باب آداب و تشریفات روزه مطالب زیادی گفته‌اند، مثلاً روزه باید از این ساعت تا آن ساعت باشد، زبان و گلو نباید به گرد و خاک آلوده باشد و .... . این‌ها همه درست است، اما عرفا می‌گویند نباید در این صورت‌ها ماند، عرفا معتقدند خدا قصد آزار ما را ندارد. خدای مهربان که مرتباً می‌گوید: «اذْکُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتي‏ أَنْعَمْتُ عَلَيْکُمْ»؛ نعمت آب و غذا و خواب را که به شما ارزانى داشته‌ام به خاطر داشته باشید، حال چنین خدایی چگونه می‌شود که یک بار در سال می‌گوید از این نعمت‌ها نخورید و نیاشامید؟ عرفا معتقدند که قصه در همین ظاهر خلاصه نمی‌شود، و عمیق‌تر از آن است. نخوردن و نیاشامیدن سخت است، آن هم برای انسانی که یازده ماه به این نعمت‌ها عادت کرده و بهم زدن این عادت برای او دشوار است، اما بعضی از دشواری‌ها در آن خیر کثیر نهفته است. حافظ گفته است: «در خلاف آمد عادت بطلب کام که من/ کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم». درست است برخی رنج‌ها بد هستند، اما رنج‌هایی که برای انسان گشایش ایجاد کنند و ارزش انسان را بالا ببرند، گوارا و و دلنشین هستند. وقتی خداوند از حضرت ابراهیم(ع) سخن می‌گوید و می‌خواهد او را تمجید کند، می‌گوید او آدمی دردمند است، یعنی دردهای بزرگ دارد. عرفا معتقدند در رنج گرسنگی کشیدن، گنجی وجود دارد. این رنج ابتدا انسان را به فکر فرو می‌برد. یعنی همین که آب و غذا را از انسان می‌گیرند، می‌فهمد که این‌ها چه نعمت‌های بزرگی هستند و قدرشان را نمی‌دانیم. امام علی(ع) می‌فرمایند: «همیشه یاد مرگ باشید، زیرا اگر بدانید که مرگ چقدر نزدیک است، آن‌گاه قیمت زندگی را می‌فهمید».

یکی از نتایج روزه، صرف‌نظر کردن انسان از نیازها و خواسته‌های نفسانی است. بزرگ‌ترین مشکل بشر که امروز ویروس کرونا زندگی او را به خطر انداخته است، به خاطر خواهش‌های نفسانی و زیاده‌طلبی‌های او است. اکنون جهان، جهان خواستن و خواهش و تمنا شده است. این خواستن‌ها انسان را خسته کرده و فرصت مطالعه، رشد عقلی و زندگی آسوده را از او گرفته است. این تمناها و خواستن‌ها، ما را به جنگ طبیعت برده و امروز خشم طبیعت را در قالب ویروس کرونا برانگیخته‌ایم. اینکه قرآن می‌گوید: «وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» از آن جملات درخشانی است که هرچه درباره آن بگوییم، باز هم کم است. این آیه تاریخ بشر را بازگو می‌کند. اما «متقین» را طوری معنا کرده‌ایم که یعنی فقط مسلمانان، در صورتی که متقین یعنی کسی که خویشتن‌دار است و آن قدر رشد کرده‌ و طوری بار آمده‌ که می‌تواند از خیلی چیزها صرف‌نظر کند، تا روح و جانش لطمه نبیند و شخصیت‌‌اش کور نشود.

انسان‌هایی که می‌توانند صرف‌نظر کنند، خیلی بیشتر از کسانی که چنین خصلتی ندارند از زندگی لذت می‌برند. از بس عطش این دنیا را داریم، دیگر نه وقتی و رغبتی برای تلطیف روح خود داریم و نه فرصتی برای نزدیکان و خویشان خود و نیازمندان. مولانا گفته است: «گوید از کارم بر آوردند خلق / غرق بی‌کاریست جانش تابه حلق/ گوید او که روزگارم می‌برند / خود ندارد روزگار سودمند». این زیاده‌خواهی از ما چنین انسان‌هایی ساخته است. زیاده‌خواهی، نه تنها باعث می‌شود که وقت و عمر تلف شود، بلکه راه تخلفات اخلاقی را برای انسان باز می‌کند، یعنی آدمی را به دزدی، اختلاس و یا سوء‌استفاده از قدرت سوق می‌دهد. به همین دلیل خداوند انسان را به آرامش دعوت می‌کند. به تعبیر مولانا «بند بگسل باش آزاد ای پسر / چند باشی بند سیم و بند زر / گر بریزی بحر را در کوزه‌ای / چند گنجد قسمت یک روزه‌ای / کوزه چشم حریصان پر نشد / تا صدف قانع نشد پر در نشد»؛ یعنی به آدمی می‌گوید کمی قانع باشید و خواسته‌های خود را کنترل کنید.

اگر خواهش‌های نفسانی کنترل شود، آدمی عادت می‌کند به بعضی چیزها «نه» بگوید. آدم‌ها را نباید با خواستن‌هایشان بشناسیم، بلکه باید آن را با نخواستن‌ها‌یشان بشناسیم. آدمی با «نخواستن» است که اخلاقی و بزرگ می‌شود. انسان اگر آتش‌ خواسته‌های غیرضروری و غیر طبیعی را در وجود خود خاموش کند، همان‌طور که در آیین بودا نیز وجود دارد به نیروانا و یا به روشنایی درون می‌رسد، یعنی جایی که گرگ‌های درنده درونی از بین رفته‌اند و تمناها و خواسته‌های بیگانه پاک شده‌اند.

در شب قدر که خداوند درباره آن می‌فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ/ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ». انسان وقتی برخواهش‌های غلط نفسانی و افکار منفی غلبه می‌کند به روشنایی و معرفت می‌رسد. به تعبیر آیه «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» انسانی که به این روشنایی برسد، ارزش او از هزار ماه یعنی یک عمر بالاتر است. شب قدر، شبی است که فرشته‌ها قلب آدمی را می‌بینند و نفس آدمی را نظاره می‌کنند، یعنی اتفاقی درونی و معنوی است، آن هم درون انسانی که ماه رمضان را زمینه‌ای برای عبادت و عبادتی برای اخلاق و تهذیب و تلطیف روح خود قرار داده است. فرشته‌ها در شب قدر، منزلت‌های به آسمان رسیده و قلب‌های روشن شده را زیارت می‌کنند. عرفا می‌گویند باید از صورت گذشت و به معنا رسید، معنا نیز مراتبی دارد.

ایکنا ـ چگونه می‌توان حد اعلای روزه‌داری را در وجود خویش متجلی کنیم و به آن سرچشمه‌های ناب عرفانی دست یابیم؟

این بستگی به تغییر نگاه آدمی دارد. مولانا می‌گوید: «سر بلندم من دو چشم من بلند / بینش عالی امانست از گزند». آنچه آدمی را به این وادی می‌رساند، نوع نگاه است، یعنی آدمی باید نگاهش را عوض شود. آدمی باید از نگاه صرفاً تکلیفی و وظیفه‌ای عبور کند و به این باور برسد که خداوند این زمینه‌ها را برای او فراهم کرده است. در اینجا خویشتن‌داری بسیار مهم است. اگر در این ایام برخی دعاها مثل دعای مکارم‌الاخلاق امام سجاد(ع)، دعای عرفه امام حسین(ع) و دعاهای امام علی(ع) در نهج‌البلاغه را بخوانید، مجموع این‌ها کمک می‌کند که نگاه آدمی عوض شود. قبل از آنکه به تغییر رفتار برسیم، باید اول افکارمان را تغییر دهیم. باید قواعد و احکام فقهی را به درستی انجام دهیم، اما نباید در این مرحله بمانیم، باید بدانیم این‌ها اولین مرحله سلوک و پله عبور هستند. یعنی در جستجوی معنای عمیق‌تر باشیم، باید بدانیم حقیقت آشکار نیست، بلکه حقیقت پنهان شده است. در واقع در این زمینه باید در آثار بزرگان دینی غوطه‌ور شد و در بعد عملی نیز، باید اعمالی مثل بخشندگی، دستگیری از بینوایان، رفتن به بالین بیماران، و ... انجام دهیم که این‌ها رحم و مروت فراهم می‌سازد، آدمی بعد این از اعمال متوجه می‌شود که رفتارش عوض شده است.

انتهای پیام
captcha