
به گزارش ایکنا از اصفهان، مرحوم آیتالله سیدمحمود طالقانی مفسر قرآن کریم و از بنیانگذاران نواندیشی در ایران در بخشی از درسهای قرآنی خود درباب توبه آوردهاند: کلماتی که آدمها دریافت میکنند، یعنی هر علمی، هر تنبیهی، هر تذکری، هر توجهی، اگر خوب دریافت شود، آنها را منقلب میکند. انقلاب فکری و روحی در اشخاص از کجا ناشی میشود؟ آن جوان لاابالی که همیشه به دنبال شکم و هرزگی است با آن جوان دیگر همسن خودش که یکپارچه آتش است چه فرقی دارد؟ فرق این دو در این است که یکی حقیقتی را دریافت کرده و دیگری دریافت نکرده است. این جوان به مطلبی برخورده که در ذهنش موثر شده و منقلبش کرده است. آن چیزی که باعث توبه میشود هم همین انقلاب و تحول روحی است. انسان دائما غوطهور در گناه است. همین وجود انسان در دنیا و زندگی عادی گناه است. گناه مگر چیست؟ گناه همان است که انسان را آلوده میکند. همین زندگی عادی هم به نوعی گناه است. هشتاد سال، هفتاد سال گذران همین زندگی عادی خودش گناه است. گناهان بزرگ هم که معلوم است... زندگی دنیا همهاش گناه است. از این گناه انسان چه وقت میتواند پاک شود؟ آن وقت که دریافت صحیحی از حقایق داشته باشد. این است که باعث توبه، یعنی برگشت، میشود.
توبه این نیست که به زبان بگوییم « استغفرالله ربی و اتوب الیه». این استغفار کردن ظاهری است. چه بسا در حین اینکه دارد به زبان استغفار میکند، فکرش دنبال گناه باشد. هنوز آلودگیاش بجا هست. توبه آن است که شستشو بدهد و در انسان تحول ایجاد کند. این «استغفرالله» گفتنها مثل این است که سرتاپای انسان کثیف و آلوده و چرک باشد و تنش بوی عرق و کثافت بدهد، ول بنشیند برای پاک کردن بدنش تسبیح بگوید! و با غلظت هم «استغفر الله» میگوید تا چرک تنش را پاک کند!خوب اگر میخواهی پاک شوی، برو صابون بردار و خودت را بشور، پاک کن! توبه واقعی هم طهارت معنوی انسان است. انسان اگر از هر غفلتی، فکر بدی، خیان ناروایی، فورا برگردد و بفهمد که دارد راه را غلط میرود، این را درک کند، این حالت توبه و طهارت نفس است. همانطور که اسلام اصولی را برای طهارت ظاهری دستور داده، مثل غسل و وضو و... ولی در آنها هم تنها شستشوی ظاهری نیست، نیت هم هست. وقتی که ظاهرش را میخواهد پاک کند، مثلا وضو بگیرد، نیت میکند که از این حالت آلودگی میخواهم پاک شوم این نیت هماهنگ با شستشوی ظاهری است. بنابراین، فکر نکنید که مثلا وضو یا غسل فقط همان شستشو و طهارت بدنی است. نه، حرکت فکری و روحی هم در آن هست. این به معنای توبه است.
اما آدم وقتی که دچار زندگی شد و غیرمستقر و گیج و سرگردان، و خودش را آلوده و پست دید، یکباره متوجه عالم بالا میشود. آدم ابوالبشر علیه السلام هم همینطور به عالم بالا نگاه کرد و نظام عالم را دریافت کرد. چون عالم از جنبه کلیاش مثل کتاب است؛ نوشته خدا است:
به نزد آنکه جانش در تجلیست/همه عالم کتاب حق تعالییست
در قرآن گاهی از مخلوقات تعبیر به آیات میکند. انسان هرگاه سرش را به اوج بلند کند و به این عالم نگاهی بیندازد، آیات الهی را درمییابد. همانطور که آدم بیسواد درس نخوانده وقتی به کتاب نگاه میکند، فقط سیاهیهای مختلفی میبیند؛ ولی آدم با سواد کلمات را میخواند و از آنها معنا میفهمد.
از حروف، کلمه و از کلمه، کلمات ترکیب میشود. این عالم هم تمام اجزا و عناصرش به منزله حروف است و ترکیب کلیاش مطلبی را بیان میکند؛ یعنی اراده حق را آشکار میکند. وقتی که انسان از عالم این کلمات را درک کرد، یا به وحی و یا مثلا با بحث و مذاکرده دریافت کرد، رو به سوی حق گرداند «فتاب علیه». اینها مطالبی بود متعلق به هفته گذشته در «فتاب علیه». ضمیر «تاب» راجع به خداست. یعنی خدا توبه را بر آدم گسترد.
«انه هو التواب الرحیم». همانقدر که انسان حرکتی کرد، خداوند او را درمییابد. مثل قدرت جاذبه که یک مقدار که موجود مجذوب به خود را حرکت داد، جاذب او را دریافت میکند. خداوند همیشه در این دو صفت تجلی میکند: «تواب» و «رحیم».
منبع: درسهای قرآنی (با قرآن در زندان، درخانواده، در صحنه)، مجموع آثار آیتالله طالقانی ج۱ ص ۳۵۰، ۳۵۱ و ۳۵۲
انتهای پیام