به گزارش ایکنا از همدان، شهید حسین رضا عظیمی سوم مرداد ماه سال ۱۳۴۴ در روستای داشکسن از توابع شهرستان قروه به دنیا آمد، پدرش طاهر نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند پس از آن مشغول کار کشاورزی شد تا علاوه بر تأمین بخشی از مخارج زندگی خود کمک خرج خانواده نیز باشد.
در سالهای انقلاب همراه با دیگر مردم مجاهد شهرستان قروه در فعالیتهای مبارزاتی شرکت کرد و در راه پیروزی قیام بزرگ ملت ایران گام برداشت.
پس از پیروزی انقلاب به نهاد نوپای بسیج مستضعفین پیوست و مشغول خدمت به خانواده محرومان و مستمندان جامعه شد.
در سالهای دفاع مقدس به عنوان نیروی داوطلب بسیجی راهی جبهههای نبرد حق علیه باطل شد تا از مرزهای ایران در برابر تهاجم وحشیانه رژیم بعث عراق دفاع نماید.
در مناطق مختلف عملیاتی حضور یافت و همراه با دیگر همرزمان و همسنگران خود حماسهها آفرید. سرانجام پس از مجاهدتهای بسیار در بیست و چهارم اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۲ در منطقه عملیاتی قصر شیرین بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست. آرامگاه وی در گلزار شهدای زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
در وصیتنامه شهید آمده است:
پدر ارجمندم اینجانب محمد صادقی نیا فرزندت که هدفم جز الله و راهم جز راه الله نیست به جنگ کفار یعنی صدام یزید میروم. امیدوارم ان شاء الله اسلام پیروز شود. این وظیفه همه مسلمانان و همه ایرانیهاست که از خاکشان دفاع کنند پس ان شاء الله به یاری خداوند و به یاری رهنمودهای امام خمینی و با دعاهای شماها سر نماز، اسلام پیروز میشود. دعا کنید امام زمان (عج) هر چه زودتر به یاری یاران حسین (ع) و دلاوران اسلام بشتابد.
البته لیاقت شهادت را در خود نمیبینم فقط دعاهای شماهاست که میتواند ما را به درجه شهادت برساند. پدر جان ان شاء الله تا چند روز دیگر پیروزیم این وعدهای است که امام کبیر ما داده است .
دعا کنید، دعا کنید، احتیاج به دعایتان دارم، حتماً نماز شب بخوانید. جامه سیاه به هیچ عنوان مپوشید. لباس سفید بپوشید و به همدیگر تبریک بگوئید. گوش به فرمان امام باشید. خودتان را برای آزادی قدس اشغال شده آماده کنید و دیگران را هم تشویق کنید.
چه زیبا گفت مولوی که «مردم از حیوانی و آدم شدم/ پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم»