بقاع متبركه در ایران اسلامی به دلیل توجه مکتب شیعه به امامزادگان و توسل و شفاعت از جایگاه ویژهای برخوردار هستند، اما همچنان ظرفیتهای این اماكن مقدس بعضاً ناشناخته مانده است. 
وجود حرمهای امامزادگان و بقاع متبرکه در ایران، ظرفیت فراوانی برای مردم و مسؤلان فراهم كرده است تا برای رشد معنوی و فرهنگی جامعه اسلامی قدم بردارند. از طرف دیگر امامزادگان در زمان حیات خود از نفوذ معنوی و اجتماعی بالای برخوردار بودند و بعد از وفات نیز این اثرگذاری باقی مانده است.
امروزه ایده رشد معنویت و کاهش آسیبهای اجتماعی، فراگیر و جهانی شده است و کشورها به دنبال ظرفیتهای معنوی و فرهنگی هستند. در حالیکه ظرفیت معنوی بقاع متبرکه در اکثر کشورها وجود ندارد در ایران به دلیل توجه مکتب شیعه به بزرگان و امامزادگان و تکریم آنها و توسل و شفاعت از جایگاه ویژهای برخوردار هستند، اما با تمام این تفاسیر همچنان ظرفیتهای این اماكن مقدس بعضاً ناشناخته ماندهاند.
امروزه شبهات فراوانی در خصوص فلسفه زیارت و توسل به امامزادگان و چرایی تكریم آنان و لزوم توجه به بقاع متبركه وجود دارد. در ادامه این گزارش ایکنا فارس، گفتوگویی با حجتالاسلام والمسلمین حسن رضا رضايی، مدیر گروه علوم قرآن و حديث مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم داشته است که در ادامه میخوانید:
ایكنا ـ یكی از مهمترین نكاتی كه پیش از موضوع زیارت باید به آن توجه كنیم، تبرک و توسل است. كمی درباره این موضوع از منظر آیات قرآن سخن گویید.
در قرآن به روشنی استفاده از مقدسات برای متبرک شدن بیان شده است. در آیه 93 و 96 سوره یوسف هنگامی كه یوسف صدیق، خود را به برادرانش معرفی كرد و از خطای آنان درگذشت، فرمود: «اذْهَبُوا بِقَمِیصِی هَذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِی یأْتِ بَصِیرًا وَأْتُونِی بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِینَ؛ این پیراهن مرا ببرید و آن را بر چهره پدرم بیفكنید [تا] بینا شود و همه كسان خود را نزد من آورید» و در آیه بعد آمده است: «فَلَمَّا أَنْ جَاءَ الْبَشِیرُ أَلْقَاهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِیرًا...؛ پس چون مژدهرسان آمد آن [پیراهن] را بر چهره او انداخت پس بینا گردید...». این سخن قرآن، گواه روشنی بر تبرک جستن یعقوب(ع) پیامبر خدا به پیراهن پیامبری دیگر (حضرت یوسف علیهالسلام) است.
در آیه 125 سوره بقره در داستان بنا كردن خانه خدا، از سوی حضرت ابراهیم(ع) آمده است: «وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلًّى...؛ و چون خانه [كعبه] را براى مردم محل اجتماع و [جاى] امنى قرار دادیم [و فرمودیم] در مقام ابراهیم نمازگاهى براى خود اختیار كنید...» مقام ابراهیم به اتفاق همه مسلمانان مورد احترام و تكریم است و همان قطعه سنگی است كه ابراهیم خلیل الرحمن(ع) هنگام ساختن خانه خدا(كعبه)، روی آن قرار گرفت و اثر پایش روی آن ماند. (سبحانی، آئین وهابیت، ص 407.) حاجیان بعد از انجام طواف به پشت مقام ابراهیم میروند و نماز طواف بهجا میآورند.(مكارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج1، ص 448)
مورد بعدی در سوره كهف آیه 21 است. بعد از آنكه جریان زنده شدن اصحاب كهف به گوش مردم رسید و به غار آمدند، دیدند كه آنان چشم از جهان فرو بستهاند و جسدهای آنها در غار مانده است؛ لذا گفتند: «... قَالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیهِمْ مَسْجِدًا؛ ... كسانى كه بر كارشان غلبه یافتند گفتند حتماً بر ایشان معبدى بنا خواهیم كرد» این جمله حاكی از آن است كه ما این مكان را محل مصلی و تبرک جستن میكنیم.
پیامبر اكرم(ص) در زمان حیات خویش مكرر به زیارت قبور شهدای احد میرفتند و نیز پیوسته برای زیارت قبور مؤمنان رهسپار بقیع میشدند و میفرمودند: «به زیارت قبور بروید كه این عمل شما را به یاد آخرت میاندازد» و یا در جای دیگری میفرماید: «هر كس به زیارت من آید، شفاعت من در حق وی واجب میشود». (موسوی قزوینی، نقدی بر اندیشه وهابیان، ص 60 - 61) بنابراین متبرک كردن خود به اماكن متبركه و اشیای دیگر در آیات و روایات آمده است و با اشكال شرعی مواجه نیست و بدعت به حساب نمیآید.
ایكنا ـ تبدیل بقاع متبركه به قطبهای فرهنگی مدنظر مقام معظم رهبری چگونه محقق میشود؟
فلسفه وجودی بقاع متبرکه، افزایش ایمان، فرهنگ معنوی و دینی است که میتوان با مدیریت صحیح به قطب فرهنگی مدنظر رهبری تبدیل کرد. مهمترین تحقق این هدف را میتوان در موارد ذیل خلاصه کرد:
مدیریت علمی و دینی: امروزه برای تحقق امور دینی باید از مدیریت علمی و دینی استفاده كرد. مدیران بقاع متبرکه خود را با دو اسلحه علم و دین و به عبارت دیگر تخصص و تعهد مجهز كنند. برای جذب مخاطبان به این مراکز، مدیریت سنتی پاسخگو نیست. لازم است مدیران روانشناس،جامعهشناس و دیندار دغدغهمند باشند.
جاذبههای معنوی: بقاع متبرکه را برای تفریح صرف تعریف نکنیم. برنامههای جذاب معنوی و بهدور از کلیشهای برای بزرگان و میانسالان و جوانان و حتی کودکان مهیا كنیم.
رفاه و امکانات مادی: قطعاً در هر شهری وجود امامزادگان ملجأ و تکیهگاه است و رغبت گردشگران به بقاع متبرکه بیشتر از هر مکانی دیگر است به همین علت فراهم كردن امکانات رفاهی و مسکن و ...در جذب گردشگر مؤثر است.
توجه مسؤلان به بقاع متبرکه: مسؤلان به عنوان خادمان مردم میتوانند الگوی مناسبی در این زمینه باشند. توجه مسؤلان دولتی به بقاع و تنظیم برخی از جلسات در آن مکان مقدس، تخصیص درصدی از بودجه برای رفاه بیشتر و از همه مهمتر حضور در زیارتگاهها همراه با خانواده و همکاران شور و شعف را افزایش خواهد داد.
ایكنا ـ شیوه كنونی مدیریت بقاع متبركه تا چه حد در دستیابی به هدف قطب فرهنگی شدن موفق بوده است؟
در سالهای اخیر تحولهای در مدیریت بقاع متبرکه اتفاق افتاد و قابل تقدیر است، اما کافی نیست، زیرا ظرفیت بقاع متبرکه در ایران بالاتر از این آمار و حدود است كه مسؤلان با مدیریت صحیح و برنامههای قابل قبول، برای جذب حداکثری تلاش كنند.
ایكنا ـ آیا به وسیله زیارت حرمهای امامزادگان میتوان به همان اهدافی كه برای زیارت حرمهای ائمه معصومین محقق میشود، دست یافت؟
اهدافی که در زیارت ائمه نهفته است را میتوان در زیارت بقاع متبرکه جستوجو کرد. روایات در این باره بسیار زیاد است، ثواب زیاد و تعابیر خاص، اختصاص به زیارت معصوم ندارد و درباره برخی از امامزادگان چنین تعابیر وجود دارد. مثلاً امام رضا(ع) میفرماید: «هر كس زیارت كند فاطمه بنت موسی بن جعفر را در حالی كه عارف به حق اوست، پس بهشت برای اوست».(نوری، مستدرک الوسائل، ج10، ص369.) یا در روایتی دیگر امام صادق(ع) فرمودند: «زیارت او معادل بهشت است»(همان، ص368). توسل و شفاعت از هر شخص صالح وجود دارد تا چه رسد به امامزادگان.
ایكنا ـ مهمترین فلسفه زیارت بقاع متبركه چیست؟
فلسفه زیارت بقاع متبرکه بركاتی نظیر بخشش گناهان، مشمول شفاعت شدن، توسل به بزرگان در کارهای مادی و معنوی، ملجأ و تکیهگاه مردم، بازسازی روحی، وجود امواج مغناطیسی آرامش، دوری از ناملایمات دنیایی و مادی، توجه به خدا و افزایش ایمان، باورمندی به معاد، تفکر و تأمل در گذشته، توبه و ندامه، آشنایی خانواده با بقاع متبركه و... است.
انتهای پیام