کد خبر: 3942901
تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۳۹۹ - ۱۱:۴۶

حکمت اسلامی؛ رکن ادبیات کلاسیک فارسی

استاد دانشگاه اصفهان گفت: ادبیات فارسی با آیات قرآن و مفاهیم اسلامی ممزوج بوده و با آنها پیوندی ناگسستنی دارد، به خصوص ادبیات دوره کلاسیک که بازتاب تمام عیار حکمت اسلامی است.

قرآن و شعر فارسی

قرآن کتاب دینی و قانون زندگی مسلمانان محسوب می‌شود و آموزه‌ها و معارف آن با تمام ابعاد زندگی آنها پیوند خورده است که از جمله این ابعاد، می‌توان به گستره ادبیات فارسی اشاره کرد. در ادبیات فارسی، به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم به آیات و آموزه‌های قرآن اشاره شده و بزرگان ادب فارسی در آثار خود از مفاهیم قرآنی تأثیر پذیرفته‌اند، به‌گونه‌ای که برخی غنای شعر فارسی را به‌دلیل همین تأثیرپذیری‌ها می‌دانند. اینکه قرآن چگونه در ادبیات فارسی ظهور و بروز دارد و ادیبان پارسی چه رویکردی در مواجهه با قرآن داشته‌اند، موضوع گفت‌وگویی است که خبرنگار ایکنا در اصفهان با اسحاق طغیانی، استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان انجام داده است که متن آن را در ادامه می‌خوانیم.

ایکنا ـ قرآن در ادبیات فارسی، چه سهمی دارد؟ نوع بروز و ظهور آیات و آموزه‌های قرآن در دوره‌های مختلف ادبیات فارسی چگونه است؟

ادبیات فارسی با مفاهیم قرآنی و احادیث اسلامی چنان آمیخته است که به تعبیری، شاید نتوان آنها را از هم جدا کرد و این‌ها با هم ممزوج‌اند. در واقع بنیان و اساس ادبیات فارسی از نظر محتوا و معنا، قرآن و تعالیم اسلامی است. از دوره رودکی که ادبیات فارسی پا به عرصه وجود گذاشت، تا عصری که عرفان و تصوف شکوفا شد، بازتاب قرآن و احادیث در ادبیات فارسی را در سطح بسیار وسیعی می‌بینیم. این بازتاب به شکل‌های گوناگونی ایجاد شده، مثلا در بسیاری از اشعار آیات قرآن به عینه آمده است، «پس عدم گردم عدم چون ارغنون / گویدم که انا الیه راجعون». در برخی موارد نیز آیات و احادیث ترجمه شده‌اند، به خصوص در شاهنامه فردوسی و در قرن چهارم به اقتضای زبان و فرهنگ، آیات قرآن، احادیث و حتی اشعار عربی ترجمه شده، مثلا در شاهنامه آمده: «نخست آفرینش خرد را شناس / نگهبان جانست و آن سه پاس» که ترجمه حدیث «أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَّهُ الْعَقْل» است. اگر کسی به قرآن و احادیث اشراف داشته باشد، می‌بیند که آیات و احادیث به شکل‌های گوناگون در ادبیات فارسی آمده، حتی بسیاری از اصطلاحات و واژه‌های عربی هم که معمول بوده، به شکل‌های گوناگون ترجمه شده است.

بعد از ترجمه، به داستان‌های قرآنی می‌رسیم که بسیاری از این داستان‌ها مثل داستان پیامبران بازتاب گسترده‌ای در ادبیات فارسی دارد و برای هر کدام از آنها می‌توان تحقیقات مبسوط و مفصلی را در نظر گرفت. «ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما / ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما»، امثال این شعر که به داستان یوسف و زلیخا و پیامبران دیگر اشاره دارد و در ادامه، مطالب مربوط به ائمه اطهار(ع)، در ادبیات فارسی فراوان است.

یکی دیگر از مواردی که در ادبیات فارسی بازتاب زیادی دارد، مفاهیم قرآن است که می‌توان آنها را ذیل سه عنوان توحید، معاد و عمل صالح در نظر گرفت، احادیث و روایات هم که به شکل‌های گوناگون مطرح شده، در ارتباط با همین سه عنوان است. در ادبیات فارسی نیز از همان شاهنامه گرفته تا دوره‌های بعد، جز این نیست: «ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی / نروم جز به همان ره که توام راه نمایی»، به خصوص در ابتدای هر دیوان و کتابی، بحث مفصلی درباره توحید وجود دارد که در این زمینه، سنایی، حافظ، سعدی و دیگران سخن را به آسمان رسانده‌اند. بحث معاد و تذکر نسبت به وجود جهان آخرت و عمل صالح نیز به شکل‌های گوناگون در ادبیات فارسی مطرح شده است و در کنار آن می‌توان به موضوع معراج پیامبر(ص) به عنوان یکی از موضوعات مهم فرهنگ اسلامی اشاره کرد که در این خصوص، نظامی، مولانا و دیگران داد سخن داده‌اند.

اگر ادبیات فارسی را سوای جنبه‌های ادبی و هنری‌اش بررسی کنیم، مفاهیم آن مبتنی بر فرهنگ قرآن و احادیث است، به‌‌طوری که اگر این‌ها را از ادبیات فارسی حذف کنیم، چیزی برای آن باقی نمی‌ماند و حرفی برای گفتن ندارد، مقداری مدیحه و توصیفاتی از طبیعت و امثال آن می‌ماند که در هر جای دیگر هم می‌توان پیدا کرد. بنابراین، ارزش و اعتلایی که ادبیات فارسی دارد و چیزی که باعث شده در دنیا با چشم حیرت و تعجب به آن نگاه کنند، این است که بر پایه‌ای محکم استوار شده است. در برخی مقاطع، این تأثیر وجود نداشته، مثلا در دوره بعد از جامی که آخرین شاعر توانا در این زمینه محسوب می‌شود و در دوره صفوی، علی‌رغم اهمیت مذهب تشیع، شکوفایی ادبی چنان که باید و شاید اتفاق نیفتاد. با اینکه اشعار بسیار زیادی در این دوره سروده می‌شود، بازتاب قرآن در ادبیات به خصوص در شعر را کمتر می‌بینیم و شاعران بیشتر بر خود شعر متمرکز بودند تا حرف‌های تازه‌ای بزنند و ظرافت‌های ادبی خاصی به‌کار گیرند که تحت عنوان سبک هندی، حرف تازه و امثال این‌ها مطرح بود. حتی شاعران بزرگی مثل صائب هم که از فرهنگ والایی برخوردار بود، بازتاب آیات و احادیث و مفاهیم اسلامی در شعرش بسیار کم است، چون در این دوره رسم بر این بود که شاعران به جنبه‌های تخصصی ادبی بپردازند، نه اینکه بخواهند مفهومی را انتقال دهند.


بیشتر بخوانید: 


در دوره‌های قبل، شعر و ادبیات به عنوان ابزاری نیرومند برای انتقال مفاهیم دینی در نظر گرفته می‌شد، ولی در این دوره، شعر برای شعر و هنر برای هنر مطرح بود. این وضعیت همین‌طور ادامه یافت و در دوره‌های بعد، ادبیات فارسی دیگر توانایی‌های گذشته را نداشت و در دوره معاصر نیز شاعران دنبال عرصه‌های خاصی می‌روند و بحث شعر نو و هنر برای هنر مطرح می‌شود و در برخی موارد ممکن است مباحث اجتماعی و سیاسی را نیز مطرح کرده باشند. در دوره پهلوی، شعر و ادبیات فارسی همان راه دوره صفوی را طی کرد و دیگر شاهد قله‌های بلند ادبی مثل دوره کلاسیک نبودیم. چند تن از شاعرانی هم که حرفی برای گفتن داشتند، با فرهنگ و ادب اسلامی همنشین و همراه بودند، ولی کسانی که در عرصه‌های دیگر سیر می‌کردند، حرفی هم برای گفتن نداشتند، به جز همان ترفندها و ظرافت‌هایی که در شعر به کار می‌بردند، مثلا نیمایوشیج در شعر «آی آدم‌ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید» می‌خواهد بگوید که یک نفر در حال غرق شدن است، به کمک او بروید، ولی همین مطلب را سعدی در یک بیت خلاصه و به بهترین وجه بیان کرده است: «بنی آدم اعضای یک پیکرند / که در آفرینش ز یک گوهرند».

در دوره کلاسیک، از برخی شاعران با عنوان حکیم نام برده می‌شد، مثل حکیم فردوسی، حکیم نظامی، حکیم سنایی و...، اینها از حکمای بزرگ زمان خود بودند و حکمت اسلامی در شعر آنها به شکل بسیار گسترده‌ای انعکاس دارد، چون از لایه‌های نیرومند حکمی برخوردار بودند، ولی در دوره معاصر شعرا حرفی برای گفتن ندارند، هر چند مثل دوره سبک هندی شعرهای زیادی سروده شده است. در دوره انقلاب اسلامی شاهدیم که بازتاب آیات و احادیث به خصوص در ادبیات مقاومت و دفاع مقدس و در شعر شاعرانی مثل احمد عزیزی، علی معلم، حسن حسینی و امثال این‌ها گسترش بهتر و بیشتری پیدا می‌کند، ولی این‌ها هم آن مایه‌های کلاسیک را ندارند، چون شعر دوره کلاسیک مبتنی بر حکمت عمیق اسلامی بود و شاعران از موضع حکمت سخن می‌گفتند. حکیم نیز تمام علوم زمان خود را می‌دانسته و همه این‌ها در شعر بازتاب پیدا کرده است، از جمله آیات قرآن، احادیث و علوم و داستان‌های قرآنی.

ایکنا ـ آیا می‌توان گفت هر زمان که شعر فارسی بیشتر متکی به آیات قرآن بوده است، قرآن بروز و ظهور بیشتری در شعر فارسی داشته و ادبیات فارسی از غنای بیشتری برخوردار بوده است؟

بله، چه در شعر و ادبیات دوره معاصر و چه در دوره کلاسیک، کسانی که حرف برای گفتن داشته و دارند، کسانی بوده و هستند که با فرهنگ قرآن آشنایی داشته و دارند. ادبیات ظاهر و در عین حال باطنی دارد، ظاهر آن همان فنون ادبی و ظرافت‌های شعری است، ولی باطن آن فرهنگ غنی دینی محسوب می‌شود. این تقسیم‌بندی در ادبیات غرب هم وجود دارد، یعنی اگر به بزرگان ادبیات غرب هم رجوع کنید، می‌بینید کسانی همچون شکسپیر و دانته که شاهکارهای ادبی خلق کرده‌اند، از انجیل و تورات تأثیر پذیرفته‌اند. البته نمی‌توان گفت شاعرانی که به آموزه‌های دینی توجه نداشته‌اند و آثار آن‌ها بیشتر جنبه سیاسی، اجتماعی و انسانی دارد، نبوغی در شعر آن‌ها دیده نمی‌شود، ولی طبیعتاً هر چه شاعران ما از ادبیات دینی بهره برده‌اند، ادبیات غنی‌تری ارائه داده‌اند.

ایکنا ـ به نظر شما بزرگان ادبیات فارسی با چه رویکردها و انگیزه‌هایی به سراغ متون دینی از جمله قرآن رفته و از آموزه‌های قرآنی در آثار خودشان بهره برده‌اند؟

یکی از منابع مهم فرهنگ ایرانی اسلامی، قرآن و احادیث است. شاعران، ادیبان و بزرگان ادبیات در دوره‌های مختلف به قرآن گرایش داشتند و بسیاری از علوم ادبی مثل بلاغت، در پرتو قرآن شکل گرفت، یعنی به دلیل فهم بهتر قرآن دانشی به نام دانش بلاغت شکل گرفته است. بزرگان ادبیات به متون دینی نگاه ادیبانه‌ای داشتند، یعنی علاوه بر اینکه قرآن را کتاب مقدس دینی می‌دانستند، به‌عنوان یک متن ادبی نیز در نظر می‌گرفتند، چون اعجازهای کلامی قرآن بر نگرش ادبی آنان تأثیر داشته است. بنابراین، همه بزرگان ادبیات به قرآن و متون دینی اشراف داشتند. حافظ نیز بر همین اساس می‌گوید: «قرآن ز بر بخوانی بر چهارده روایت»، در واقع آن‌‌ها از جنبه ظاهری و جنبه باطنی به قرآن اشراف داشته‌اند. شاعران بیشتر برای دل خودشان شعر می‌گفتند، هر چند اشعار مدیحه نیز داریم، ولی عمدتا شاعرانی مثل سنایی، عطار، مولانا و نظامی ادبیات را به مثابه ابزاری برای تعالیم خودشان می‌دانستند، به همین دلیل به قرآن رجوع می‌کردند و از قرآن برای تبیین و تبلیغ عقاید خودشان بهره می‌بردند.

انتهای پیام
captcha