رجبعلی لباف خانیکی، یک پژوهشگر و باستانشناس خراسانی در گفتوگو با ایکنا از خراسان رضوی، اظهار کرد: در گوشه شمالشرق مسجد، دری بر فراز حفرهای نصب شده که گویند چلهخانه شیخ احمد جام بوده است. این بنای بیتکلف که از گل و سنگ با پوشش چوبی ساخته شده، از عقبه معنوی و اعتقادی بسیاری برخوردار بوده و در واقع به نوعی خاستگاه و مهد اندیشه و فلسفه «شیخ احمد جامی» محسوب میشود و به همین دلیل به منابع و کتبی که به شیخ جام و اندیشه او پرداختهاند، راه یافته است.
وی ادامه داد: براساس آنچه در کتابهای «مفتاح الجنات»، «روضه الریاحین»، «ریحانه الادب»، «مقامات ژنده پیل» و «خلاصه المقامات» شیخ جام آمده است: شیخ در ۲۲ سالگی با ارادهای قوی به گذشته تباهش پشت میکند و پای در وادی تقوا میگذارد و جهت پالایش نفس ۱۲ سال در کوه نامق و ۶ سال در کوه بزد به خلوت مینشیند و در چهل سالگی در زاویهاش به «مسجد نور» به اشراق میرسد و بخشایش الهی این «ره گم کرده در تباهی» را چراغ توفیق میبخشد و آنگاه به الهام خداوندی به معدآباد جام میرود و در مکانی خاص خانقاهی میسازد، در آن خانقاه به ارشاد عباد آغاز میکند، 6000 تن از متمردین را ارشاد میکند و زیاده بر 300 هزار نفر از دراویش و عرفا دست ارادت به او میدهند.
لبافخانیکی بیان کرد: بنابراین شیخ احمد جام، 6 سال از دوران بلوغ فکری و اعتقادی خود را در مسجد نور به مجاهدت، مراقبت و عبادت سپری کرد، مسجدی که شیخ احمد خود بانی آن بوده و حتی در حین ساختن مسجد از شیخ کراماتی را نیز نقل کردهاند.
این پژوهشگر و باستانشناس خراسانی افزود: در کتابهای «روضه الریاحین» و «مقامات زندهپیل» و «خلاصه المقامات شیخ جام» از قول مرید شیخ، سدیدالدین محمد غزنوی»، ساختن مسجد نور اینگونه روایت شده است: چون شیخالاسلام احمد قدساللهروحهالعزیز مقام به کوه بزد جام آورد و آن مسجد که امروز بر جاست، بنا نهاد و عمارت میکرد و کارگران سنگ و چوب میآوردند و رازکاران (گلکاران) و درودگران کار میکردند، یک پل باره (تیر چوبی) کوتاه آمد. درودگران گفتند: خواجه این یک پل، کوتاه است. شیخالاسلام فرمود که شما چه درودگران باشید که چوبٍ دراز نتوانید کوتاه کرد؟ گفتند: ما چوب، کوتاه توانیم کرد ولیکن دراز نتوانیم کرد. فرمود که سر پل(الوار) بر کنار نهید. برکنار نهادند و گفتند: چه میفرمایی؟ شیخالاسلام بر سر دیوار رفت و فرمود یک سرپل به من دهید و یک سرپل بر کنار نهید و با دست نگاه دارید پس شیخ آن سر چوب که در دست داشت و به دیوار نمیرسید فرا کشید، نیم گز از دیوار بگذشت به قدرت حق تعالی و این پل در مشرق مسجد است، چون آن تمام شد و ساکن گشت، از اطراف عالم روی به وی نهادند و خلق بسیار میآمدند و از وی کرامتها مشاهده میکردند، آوازها به اطراف عالم میبردند.
وی تصریح کرد: به نظر میرسد که «مسجد نور» همواره مورد توجه مریدان شیخ بوده و بهنوعی به مکان مقدس و زیارتگاه تبدیل شده است، تا جایی که بعدها چشمه نور را ساماندهی کردهاند و با احداث فضای آجری چهار ایوانی آن را به صورت «سقابه»ای درآوردند که زائران مسجد نور همانند دیگر اماکن متبرکه قبل از زیارت در آن تطهیر کنند، در جلو مسجد نور گورستانی است که تنی چند از مریدان و فرزند شیخ به نام «بدرالدین صاعد» به سال ۵۶۶ هجری قمری در آنجا به خاک سپرده شده است.
این پژوهشگر و باستانشناس خراسانی گفت: هنوز هم ارادتمندان شیخ به زیارت مسجد نور میروند و آن را نمود عینی باورهای خود میدانند، کما اینکه مرحوم حاجیمیرزا یکی از الوارهای سقف مسجد را نشان داد و گفت: این همان پلی است که به اراده شیخ احمد جام کشیده شده است.
لباف خانیکی بیان کرد: این مسجد کوچک که بارها مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته و اکنون نیز بنای نسبتاً جدیدی به نظر میرسد، بهلحاظ معنوی و نقشی که در شناخت افکار و اندیشه شیخ احمد جام و مریدانش دارد، بسیار ارزشمند و مغتنم است.
انتهای پیام