کد خبر: 3969285
تاریخ انتشار: ۱۵ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۰۸:۴۲
قاسم آهنین جان، شاعر آیینی خوزستان پس از تحمل یک دوره بیماری شامگاه سه‌شنبه درگذشت.
شاعر آیینی خوزستانی درگذشت + وصیت‌نامهبه گزارش ایکنا؛ قاسم آهنین جان، از شاعر پیشکسوت آیینی که مدتی با بیماری سرطان درگیر بود، شامگاه سه‌شنبه ۱۴ اردیبهشت در بیمارستان امام خمینی (ره) اهواز دعوت حق را لبیک گفت.
 
مرحوم آهنین‌جان ۲۶ شهریور ۱۳۳۷ در شهر اردبیل زاده شد. اما در دوره نوجوانی و در سال ۱۳۴۲ همراه خانواده به اهواز مهاجرت کرد. در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با بخش‌های گوناگون هنر آشنا شد و فعالیت هنری را از ابتدای دهه ۱۳۶۰ با حضور در کلاس‌های کارگردانی کیانوش عیاری آغاز کرد، سپس دوره‌ای کوتاه به عنوان بازیگر در فیلم جدال بزرگ به کارگردانی علی‌اصغر شادروان حضور داشت. او در سال ۱۳۶۵ فیلمی داستانی به نام «شیهه زخم» ساخت، که فاقد کلام بود و از موسیقی باب دیلن بهره می‌جست.
 
وی فعالیت جدی خود در زمینه ادبیات را از اواخر دهه ۱۳۶۰ با نشر شعرهایش در مجله دنیای سخن آغاز کرد و نخستین مجموعه شعر خود با عنوان «ذکر خواب‌های بلوط» را در سال ۱۳۷۲ منتشر کرد؛ و همچنین جزء شاعران آیینی پیشکسوت و از نخستین شاعرانی بود که در وصف مدافعان حرم شعر سرود و درباره اهل بیت (ع)، دفاع مقدس و انقلاب اسلامی ایران آثار خوبی از خود بر جای گذاشت. از جمله این آثار می‌توان «برق رگ‌ها بر پولاد دریا»، «شاعر مرگ خویش می‌داند»، «خون و اشراق بر ارغوان جوشن‌ها»، «شاخه یاس به شام خرابات»، «لمعات خون»، «عطر غریب غزال مشرق‌ها»، «گلی برای غریبان تا همیشه»، «سوسن خاموش به‌وقت فراق»، «سپید از گل‌ها چهره‌ها در باران»، «کودکی‌ها در شب سقاخانه» و «مینیاتور‌های سیاه تنهایی» را نام برد.
 
وی دی ماه سال گذشته که راهی اتاق عمل بود، در یادداشتی که آن را بخشی از وصیت‌نامه خود می‌خواند، اعلام کرد:
 
 بعونک یا لطیف
 
به وقت مرگ تنهایم بگذارید
 
بله. دقیقاً این بخشی از وصیتنامه اصلی و رسمی من است.
 
هرگز راضی نیستم و رضایت ندارم هیچ شخصی از هنرمندان و خاصه شاعران خوزستانی در کفن و دفن بنده حضور یابند یا بر سر گورم بیایند. به هیچ گونه از تسلیت و یادکرد و یادمان برای خویشتن رضایت ندارم چه در روزگار واقعی و چه در فضای مجازی.
 
از آنجا که مدت‌ها قبل گور خویش تهیه دیده‌ام و مشخص است و بنابر دلایلی نمی‌توان تغییر مکان دهم گورم را وگرنه حتماً گورجایی در گم‌آباد جهان برمی‌گزیدم که بنی‌بشری نداند به کجاست گورگاهم.
 
اما حرف اول و آخرم این است؛ لطفاً، لطفاً، لطفاً لااقل بگذارید روحم در آزار نباشد از شما و از حضورتان.
 
قاسم آهنین‌جان - اهواز
۱۴ دی ۱۳۹۹
انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: