امام حسن مجتبی(ع) معروف به کریم اهل بیت(ع) و آقای جوانان بهشت، همانند سایر ائمه معصومین(ع) انس و الفت فراوانی با قرآن و آموزههای آن داشت؛ بهمناسبت فرارسیدن سالروز شهادت ایشان چند درس قرآنی را مرور میکنیم. 
به گزارش ایکنا از فارس، امام حسن مجتبی(ع) معروف به کریم اهل بیت(ع) و آقای جوانان بهشت، همانند سایر ائمه معصومین(ع) انس و الفت فراوانی با قرآن و آموزههای آن داشت و برای اجرای دستورات الهی و آموزههای قرآن همواره همتی گماشت تا مانند سایر ائمه(ع)، به شهادت رسید.
بهمناسبت فرارسیدن سالروز شهادت آن امام همام بنا داریم تا چند آموزه قرآنی آن حضرت را که به همت حجتالاسلام علیرضا حدادیان، دبیر مجمع نخبگان دانشگاهی و حوزوی استان فارس در اختیار ایکنای فارس قرار گرفته است، مرور کنیم.
امام حسن(ع) فرمود: از کتابهاى آسمانى جز قرآن، بقیه تحریف شده و از میان رفتهاند، پس آن را راهبر خود قرار دهید و تنها اوست که شما را به راه درست مىبرد. بهترین مردم کسى است که به احکام قرآن عمل کند، اگر چه آیاتش را از بر نکند و بدترین مردم کسى است که به قرآن عمل نکند، اگر چه آیاتش را بخواند.
آن امام همام در ادامه از تفسیر به رأی اینگونه نهی میفرماید: هر کس قرآن را به نظر خود تفسیر کند و بعد معلوم شود که درست گفته، باز هم خطایى بزرگ مرتکب شده است، زیرا قرآن در روز قیامت حاضر مىشود و کسانى را که حلالش را حرام و حرامش را حرام دانسته و به متشابهش ایمان داشتهاند، به بهشت مىبرد و کسانى را که حدودش را تباه کرده و حرامش را حلال و حلالش را حرام دانستهاند، به دوزخ مىبرد. (إرشاد القلوب دیلمی جلد 1 صفحه 79 باب نوزدهم: در قرائت قرآن مجید).
در یکی از نامههایى که امام حسن(ع) پس از فوت حضرت امیرالمؤمنین(ع) (در آن وقتى که مردم با آن بزرگوار بیعت کرده بودند) براى معاویه نوشت چنین آمده است: «بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم از عبد اللَّه حسن بن امیر المؤمنین بسوى معاویة بن صخر. اما بعد: خدا حضرت محمّد صلّىاللَّه علیه و آله را به جهت اینکه براى مردم عالم رحمتى باشد مبعوث کرد، حق به وسیله آن حضرت ظاهر و باطل را برطرف کرد، اهل شرک را به واسطه آن بزرگوار ذلیل و عرب را عموما عزیز کرد هر کسى را که خواست به وسیله آن حضرت شرافت بخشید، چنان که در آیه 44 سوره زخرف) میفرماید: «وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ؛ آن براى ذکر تو و قوم تو می باشد». (کشف الغمة فی معرفة الأئمة جلد 1 صفحه 570).
ابن عباس روایت میکند که: امام حسن مجتبى(ع) به ماده گاوى که قصاب میخواست آن را ذبح کند مرور کرد و فرمود: این گاو به گوساله مادهاى حامله است که سفیدى در میان پیشانى آن است و سر دمش هم سفید میباشد. ما با قصاب به راه افتادیم، وقتى قصاب آن گاو را ذبح کرد دیدیم گوسالهاش به همان اوصافى است که امام حسن(ع) فرموده بود. ما به آن حضرت گفتیم: آیا نه چنین است که خداوند میفرماید: «وَ یَعْلَمُ ما فِی الْأَرْحام؛ خدا آنچه را که در رحمها میباشد میداند»؟ (لقمان/ 34) پس تو چگونه این مطلب را دانستى؟ فرمود: علوم مخزون و پوشیده و قطعى و مخفى را هیچ ملک مقرب و هیچ پیغمبر مرسلى از آنها اطلاع ندارند مگر محمد و ذریه آن حضرت. (بحار الأنوار چاپ بیروت جلد 43 صفحه 328 باب 15 معجزات امام حسن علیهالسلام).
نجوم از حضرت امام محمد باقر(ع) روایت میکند که فرمود: گروهى به حضور حضرت امام حسن مجتبى(ع) آمدند و گفتند: از آن معجزات و عجائبى که پدرت حضرت امیر(ع) به ما نشان میداد تو نیز نشان بده! فرمود: اگر از من معجزه ببینید ایمان میآورید؟ گفتند: آرى، به خدا قسم که ایمان میآوریم. فرمود: آیا نه چنین است که شما پدرم را میشناسید؟ گفتند: چرا. وقتى امام حسن(ع) یک گوشه پرده را بالا برد دیدند حضرت امیر(ع) در آنجا نشسته است. فرمود: او را میشناسید؟ همگی گفتند: آرى، این امیرالمؤمنین(ع) است. اکنون ما شهادت میدهیم که تو ولى خدا و بعد از آن حضرت امام میباشى. تو پدرت حضرت امیر(ع) را همانطور به ما نشان دادى که پدرت، رسول خدا(ص) را بعد از رحلتش در مسجد قبا به ابوبکر نشان داد.
امام حسن(ع) فرمود: آیا نشنیدهاید که خداوند میفرماید: «وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فی سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَ لکِنْ لا تَشْعُرُون؛ آن افرادى را که در راه خدا کشته شدهاند مگویید مردهاند، بلکه زندهاند، ولى شما تشخیص نمیدهید» (بقره/ 154)؛ اکنون که این آیه درباره اینگونه افراد که در راه خدا کشته شدهاند نازل شده باشد پس درباره ما امامان چه میگویید؟ گفتند: ایمان آوردیم و تصدیق نمودیم یا ابن رسول اللَّه. (بحار الأنوار چاپ بیروت جلد 43 صفحه 328 باب 15 معجزات امام حسن(ع)).
حسن بن زید از پدر خود از جدش نقل کرد که پس از شهادت حضرت علی(ع)، امام حسن(ع) در ضمن سخنرانى خود فرمود: ما از همان خانوادهاى هستیم که محبت و مودت آنها بر هر مسلمانى به صریح این آیه واجب شده: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً؛ بگو: از شما در برابر ابلاغ رسالتم هیچ پاداشى جز مودت نزدیکان یعنى اهل بیتم را نمىخواهم. و هر کس کار نیکى کند، بر نیکىاش مىافزاییم» (شوری/ 23) فرمود: «اقتراف حسنة»، مودت ما خانواده است. (بحار الأنوار چاپ بیروت جلد 23 صفحه 251 باب 13).
در روایتی فضل میگوید: از امام حسن(ع) پرسیدم: منظور از کَفّار در آیه «و أَلْقِیا فِی جَهَنَّمَ کُلَّ کَفَّارٍ عَنِیدٍ؛ در جهنم بیفکنید هر کافر خود خواه متکبر و لجوجى را» (ق/ 24) چه کسانی هستند، فرمود: کسى که کافر به جدم رسول خدا(ص) باشد. عرض کردم عنید کیست؟ فرمود: منکر حق علىبن ابیطالب(ع) (بحارالأنوار، چاپ بیروت، جلد 47،صفحه 358،باب 11).
امام حسن(ع) در تفسیر آیه «وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً؛ و انفاقشان همواره میان این دو در حد اعتدال است» (فرقان/ 67) فرمود: «قوام» یعنى: کار نیک (کمک به دیگران). «عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ؛ توانگر به اندازه توانایى خود و تنگدست به اندازه توانایى خود» (بقره/ 236)، همچنین هزینه کردن بر عائله و فراهم آوردن روزى (و امکانات زندگى) ایشان، به قدرى که براى خود او و آنان شایسته و مناسب است «لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها؛ و خداوند هیچ کس را بیش از آنچه به وى داده است مکلف نمىسازد» (طلاق/7). (کافی، چاپ إسلامیه، جلد 4، صفحه 56، باب کراهت اسراف و...).
امام حسن مجتبى(ع) از پیامبر خدا(ص) روایت مىکند که آن حضرت فرمود: «در بهشت درختى است که به آن درخت ابتلا مىگویند و آن در روز قیامت به اهل بلا و مصیبت داده مىشود و هیچگونه محکمه و میزانى جهت بررسى اعمال آنها تشکیل نمىشود و مانند باران بر آنها ثواب و پاداش فرو مىریزند. سپس امام حسن مجتبى(ع) این آیه را خواند: «إِنَّما یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ؛ فقط شکیبایان پاداششان را کامل و بدون حساب دریافت خواهند کرد» (زمر/ 10). (مسکن الفؤاد عند فقد الأحبة و الأولاد ص 43 باب دوم: در صبر).
در روایتی انس میگوید: کنیزی زر خرید، یک شاخه ریحان بهعنوان هدیه براى امام حسن(ع) آورد و آن بزرگوار او را در راه خدا آزاد نمود. من به آن حضرت گفتم: براى یک شاخه ریحان او را آزاد کردى؟ فرمود: «وَ إِذا حُیِّیتُمْ بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها؛ هر گاه چیزى به شما به عنوان هدیه دادند شما نیکوتر از آن یا همان مقدار را تلافى کنید» (نساء/ 86) جزاى نیکوى این زن این بود که او را در راه خدا آزاد کنم.
این اشعار از امام حسن(ع) است:
إِنَّ السَّخَاءَ عَلَى الْعِبَادِ فَرِیضَةٌ لِلَّهِ یُقْرَأُ فِی کِتَابٍ مُحْکَمٍ
وَعَدَ الْعِبَادَ الْأَسْخِیَاءَ جِنَانَهُ وَ أَعَدَّ لِلْبُخَلَاءِ نَارَ جَهَنَّمَ
مَنْ کَانَ لَا تُنْدِی یَدَاهُ بِنَائِلٍ الرَّاغِبِینَ فَلَیْسَ ذَاکَ بِمُسْلِمٍ.
ترجمه:
بذل و بخشش براى بندگان خدا یک امر لازمى است که در قرآن کریم خوانده مىشود.
خدا بهشت خود را به بندگان بخشنده وعده داده و جهنم را براى افراد بخیل مقرر فرموده است.
کسى که دستهایش براى بىنوایان بخشنده نباشد او مسلمان نخواهد بود.
(بحار الأنوار، چاپ بیروت، جلد 43، صفحه 343، باب 15، معجزات امام حسن علیهالسلام).
در روایتی میخوانیم که حسن بن على(ع) فرمود: اگر نیازهایى را درخواست کردید از اهل آن درخواست کنید. پرسیده شد: اى فرزند پیامبر خدا، اهل آن چه کسانى هستند؟ امام حسن بن على(ع) فرمود: آنان که خدا در کتابش داستانشان را نقل کرده و از آنان یاد کرده و فرموده است: «إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْباب؛ تنها صاحبدلان، پند پذیرند» (زمر/ 9) فرمود: آنان خردمندانند. (کافی، چاپ إسلامیه، جلد 1، صفحه 19، کتاب عقل و الجهل).
انتهای پیام