کد خبر: 3999503
تاریخ انتشار: ۰۱ مهر ۱۴۰۰ - ۱۰:۳۳
قاریان و عاملان قرآن در دفاع مقدس / 2
شهید عباس نورایی، در کنار شغل معلمی، هیئت مکتب قرآن و ولایت را برای تربیت قاریان قرآن تأسیس کرده بود و از همان مکان بود که قاریان ممتازی به جامعه تقدیم کرد.

به گزارش ایکنا، 31 شهریور، سالروز اولین حمله رژیم بعث عراق به وطن‌مان، آغاز هفته دفاع مقدس است تا بهانه‌ای برای یاد آن همه رشادت و ایثار غیر قابل وصف باشد.

شهدای دوران دفاع مقدس، همگی عاملان به آموزه‌‌‌های قرآن بوده و سیره اهل بیت به ویژه سالار شهیدان اباعبدالله الحسین(ع) را سرلوحه طریق جاوید خود قرار داده بودند، اما در صف اول این مبارزات، قاریان خو‌ش‌خوان و حافظان آیات قرآن کریم نیز  حضور داشتند که نه‌ تنها جسم خود را در خدمت به وطن وقف کرده بودند، بلکه با صدای خود نیز روحی دیگر به رزمندگان می‌بخشیدند.

شهید عباس نورایی، اردیبهشت سال 1336 در محله سیروس تهران دیده به جهان گشود. پدر وی به خاطر ارادتی که به ائمه اطهار(ع) داشت، نام او را عباس می‌گذارد تا سرآغازی برای ادامه راه مولایش باشد. وی پس از گرفتن دیپلم، در دانشگاه مشغول به تحصیل شد. عباس نورایی در سال 1361 به عنوان معلم وارد آموزش و پرورش منطقه 9 تهران شد. نورایی که خود مربی قرآن بود، یک فرزند پسر دارد که هم اکنون حافظ کل قرآن، قاری و مداح اهل‌بیت(ع) است. حاج منصور نورایی، از مداحان معروف تهران به ویژه هشت سال دفاع مقدس برادر شهید است.


بیشتر بخوانید:


شهید نورایی در دوران نوجوانی از شاگردان کلاس مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی می‌شود. عباس استعداد بالایی در فراگیری زبان خارجی داشت و به زبان‌های انگلیسی و عربی مسلط بود.

عباس از قاریان و حافظان برجسته قرآن بود و در سال‌هایی که در مدرسه تدریس می‌کرد، از تربیت شاگردان غافل نبود، ورود وی به حوزه قرآن باعث شده بود که عباس، الفتی ناگسستنی با فرایض دینی داشته باشد و همه آموزه‌های قرآن را به عمل نیز درآورد.

مربیگری قرآن و تشکیل هیئت

عباس در حاشیه شغل معلمی، هیئت مکتب قرآن و ولایت را برای تربیت قاریان قرآن تأسیس کرده بود و از همان مکان مقدس بود که قاریان ممتازی به جامعه تقدیم کرد. جالب آن که جلسه قرآنی که عباس تشکیل داده بود، همچنان پابرجاست و صدای دلنشین او به گوش شاگردانش می‌رسد.

بچه‌هایی که شاگرد عباس بودند و در جلسات قرآن وی شرکت می‌کردند، اینک هر کدام محوری در محله خودشان شده‌اند و در زمینه‌های مختلف دینی و قرآنی و بسیج فعالیت‌‌های گسترده‌ای دارند و از آنجایی که قول و عمل شهید نورایی یکی بود، شاگردان وی نیز مثل استادشان قول و عملشان را یکی کرده‌اند.

شاگردان قرآن دیروز شهید «عباس نورایی»؛ استادان امروز

عباس، چنان شهره اخلاق بود که بالاترین جذبه اخلاقی را برای شاگردان خود و کسانی که وی را می‌شناختند، داشت. شاگردان شهید نورایی، که مربی قرآن هستند بعد از سی سال همان دوستان، با همان طرز تفکر با همان گرایش و با همان چارچوب اعتقادی هنوز هم با هم در ارتباط هستند و محور این ارتباط شهید عباس نورایی است و روح بزرگ این شهید باعث شده است که هنوز شاگردان وی همبستگی خود را نگه دارند.

شهید عباس نورایی، قاری قرآن

شب عروسی عباس، همه در تالار نشسته بودند و دنبال داماد می‌گشتند. جالب آنکه داماد به خیابان غیاثی مسجد جهان‌پناه، رفته و در آنجا مشغول قرآن خواندن است. نماز مغرب و عشا خوانده بود و دعای سمات می‌خواند که دوستان او می‌گویند: «کجایی می‌خواهیم برویم دنبال عروس» و شهید در جواب می‌گوید: «الان کارهای شرعی‌ام را انجام می‌دهم و بعد خدمت شما هستم.»

تأکید روی خواندن معانی قرآن و نماز اول وقت

عباس، همیشه نماز اول وقت را به همه، خصوصاً به شاگردانش توصیه می‌کرد و در جلسات هفتگی قرآن صحبت‌های زیادی می‌کردند و می‌گفتند: قرآن را با معنا بخوانید و به قرآن با تدبر و اندیشه بنگرید، چراکه قرآن راهگشا و راهنما برای تمام انسان‌ها و بشریت است.

شاگردان قرآن دیروز شهید «عباس نورایی»؛ استادان امروز

منصور نورایی در مورد نحوه شهادت برادرش می‌گوید: گردان حمزه در محاصره بود، باید آن را از محاصره خارج می‌کردند. بچه‌های گردان مسلم هم تازه از خط برگشته و خسته بودند. شهید دستواره، قائم‌مقام لشگر 27 به آقای شهرابی که فرمانده گردان مسلم بود گفت چند نفر از بچه‌هایت را بفرست که بتوانند عراقی‌ها را مشغول کنند و بتوانیم گردان حمزه را از محاصره در بیاوریم. بچه‌ها خیلی خسته بودند. فرمانده اعلام کرد چه کسی داوطلب می‌شود؟ برادر ما هم همراه دو نفر دیگر بلند شدند. آن دو نفر هم یکی شهید وصالی بود و دیگری شهید انوشیروانی. با هم رفتند و به وسیله تیربار و آر پی جی دشمن را سرگرم کردند و به همین وسیله موفق شدند و بالاخره گردان حمزه از محاصره درآمد. اما برادرم شهید شد و گفته شد که تیر به فکش اصابت نموده و صورتش متلاشی شده بود. آن منطقه‌ای که این‌ها بودند، بعدا عراق پاتک زده و گرفته بود و ما هم که خواستیم برویم بدن بچه‌ها را بیاوریم نتوانستیم. بعد هم که جنگ تمام شد، به خاطر جنگی که بین عراق و کویت رخ داد آن منطقه دست کویت افتاد. پیکر مطهرش بعد از گذشت حدود 28 سال، اسفند 91 در تفحص نمایان شد و به آغوش وطن بازگشت.

متن وصیت‌نامه شهید نورایی که یک هفته قبل از شهادتش نگاشته شده به شرح زیر است:

مولای یا مولای انت المولا وانا العبد وهل یرحم العبد الا المولی
مولای یا مولای انت القوی وانا الضعیف وهل یرحم الضعیف الا القوی
مولای یا مولا انت الغفور و انا المذنب وهل یرحم المذنب الا الغفور

خداوندا! معبودا! کریما! رحیما! ستارا! غفارا! جبارا! علیما! رئوفا! به این بنده بیچاره و بی‌پناه و بی‌چیز و فقیر و حقیر و گنهکار و پشت خمیده از گناه و روسیاه عنایت کن و مرا هم جزو بندگان و دوستان خود قرار ده، چرا که به هر کسی روی آوردم رانده شدم و از هرکس چیزی خواستم، ناتوان یافتم او را؛

اینک! جز تو راهی برای من نمانده. پس با لطف و کرامت مرا بیامرز و پناهم ده.

الهی بی پناهان را پناهی
به سوی خسته جانان کن نگاهی
چه کم گردد زسلطان گر نوازد
گدایی را زرحمت گاهگاهی
خوشا آنکس که دارد با تو پیوند
خوشا آن دل که دارد با تو راهی
الهی جز تو من یاری ندارم
تو را دارم به کس کاری ندارم
چه سازم من چه گویم الهی
به سوی خود مرا بگشا تو راهی
اگر از رحمتت من دور مانم
سیه رو گردم و رنجور مانم

خداوندا! معبودا! محبوبا! مرا عاشق خود کن و محبت غیر از خودت را از دلم بیرون کن و شهد محبت خود را در دلم قرار بده. ایمان مرا افزون کن که هر کسی را دوست دارم به خاطر تو و هر کس را دشمن دارم به خاطر تو دشمن داشته باشم.

خداوندا! در اسم حسین عزیز خود من را آنجوری کن تا به سوی حرم او سر از پای نشناخته، بشتابم.

خداوندا! من را آنطوری کن که خالص باشم.

خدایا! نفاق و گناه را از من دور کن تا صلاح  تو را بر صلاح خویش مقدم شمارم.

خدایا پدر و مادرم را بیامرز و به آن‌ها توفیق ده تا تو را بپرستند و عاشق تو شوند.

خدایا! به همسرم توفیق ده صبر را از زینب (س) درس بگیرد. وتقوا را هیچ وقت فراموش نکند.

خدایا به او توفیق ده تا فرزند خوبی را به اجتماع اسلامی تحویل دهد.

خدایا قلب ما را به نور قرآن منور کن و غم‌ها را به قرآنت برطرف کن. در قبر و قیامت و بهشت قرآن را رهبر ما قرار بده و اهل بیت را شفاعت کننده ما قرار بده.

خدایا! به من ضعیف ترحم کن و من را ببخش.

سلام بر پیغمبر خدا و آل پاک او!

سلام بر مهدی(عج)! سلام بر پاسداران اسلام و شهیدان راه حق و آزادی! سلام بر ایران! سلام بر رزمندگان! سلام بر امام عزیز! سلام بر امت حزب الله!

سلام بر پدر و مادرم که برای من زحمت کشیده‌اند. خصوصا مادرم که بسیار بسیار شرمنده او هستم. امیدوارم من را حلال کنید و در احیانا شهادت من و غیره .... صبر کنید و خدا را یاد داشته باشید. من را دعا کنید. برایم گریه نکنید. برای امامم حسین(ع) گریه کنید.

پدرم مادرم! همسرم و برادرم! شهادت لطف و مرحمت الهی است که اگر نصیب کسی شود خوشا به حال او چون من اگر شهید هم نشوم بالاخره مرگ به سراغم خواهد آمد. زندگی مادی مرحله‌ای از حیات انسانی است این دنیا محل رفتن و عبور کردن است.

برادران همه به سراغ خدا بروید. ظاهر قضیه را نگاه نکنید. بدانید که آن دنیا سخت و عقاب و حساب دارد. خدا به ما رحم کند. شما مرا ببخشید تا شما را خدا ببخشد. اگر بدی و غیبتی از من دیدید حلالم کنید. برادران دینی و ایمانی به این دنیا دل نبندید. به خدا عشق بورزید و به رسول او و آل پاک او تمسک جویید و در خانه آن‌ها را بکوبید. کار را برای خدا بکنید. بدون منت نماز را اهمیت دهید. قرآن را بخوانید و نماز شب را حداقل گاه گاهی بخوانید.

پسرم جواد جان! تو هم خدا را هیچ وقت فراموش نکن. تو باید ان‌شاء الله یک روحانی باسواد و یک روحانی خوب قرآن و یک مداح جانسوز اهل بیت با عنایت خدا و اهل بیت شوی. جواد! امام زمان را فراموش نکن. به برادران دانش‌آموز بگویید من را حلال کنند و خوب درس بخوانند و خدا را فراموش نکنند. هیئت پیروان قرآن و عاشقان امام زمان(عج) را توصیه به استقامت در راه خدا می‌کنم و از آن‌ها حلالیت می‌طلبم.

اگر بار گران بودیم رفتیم
اگر نامهربان بودیم رفتیم

خوشا آن‌ها که با عزت ز گیتی بساط خویش برچیدند و رفتند
خوشا آن‌ها که در راه عدالت به خون خویش غلتیند و رفتند

من آگاهانه در این راه قدم گذاشته‌ام و خدا را التماس کردم که به من توفیق شهادت را بدهد. اگر شهید شدم سرقبرم یاد حسین(ع) کنید. گریه و سینه برای او بزنید و بدانید که مقصد عقیده است و جهاد در راه آن و پیروزی انقلاب، نه زندگی و نه دنیا و رنگ و بوی ننگین. امام خمینی(ره)

خداحافظ شما

پناهنده به حسین شهید – شهید گمنام عباس نورایی، 

یکشنبه 64/11/20

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: