به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، محمدعلی انصاری، صاحب تفسیر مشکاة، شامگاه گذشته 19 آبانماه در نشستی مجازی با موضوع «شرح خطبه 122 نهجالبلاغه» عنوان کرد: در ابتدای این خطبه آمده است که، امام علی(ع) با خوارج سخن میگویند و هنگامی است که ایشان به لشكرگاه خوارج رفته بودند و آنان همچنان در مورد حكميت خرده مىگرفتند. در اینجا امام علی(ع) خطاب به آنها فرمودند که آیا همه شما در جنگ صفین با ما همراه نبودن؟ خوارج گفتند که گروهی از ما در صفین بودیم و گروهی نبودیم و با این پاسخ روشن شد که این افراد، همه آنانی نیستند که در جنگ صفین بودند گویا در میان این افراد، برخی هم هستند که با تبلیغات و آموزههایی که توسط خوارج شکل گرفته به این سپاه پیوستهاند.
وی عنوان کرد: پس از اینکه این جماعت چنین پاسخی به امام دادند در مقابل نیز امام(ع) به آنها گفتند که پس اگر چنین است به دو گروه تقسیم شوید، گروهی که در صفین بودند و گروهی نیز در صفین نبودند تا با هرکدام از شما دو دسته، با کلامی از جنس خودتان سخن بگویم. در حقیقت امام علی(ع) در اینجا از سیاست عجیب، زیبا و دقیقی استفاده کردند.
این مفسر قرآن کریم با اشاره به دو وظیفهای که بر عهده پیامبران الهی بوده و این وظیفه را پیشه کار خود قرار میدادند، بیان کرد: همواره پیامبران الهی تعلیم و تذکر را پیشه کار خود قرار میدادند، به گونهای که آن دسته از آموزهها و مطالبی را که انسانها میدانستند اما به غفلت سپرده بودند، پیامبران الهی وظیفه خود میدانستند که مجددا این آموزهها و مطالب را برای آنها یادآوری کنند و به نوعی به انسانها متذکر میشدند و با این کار خود انسانها را به حقیقت وجودی خود باز میگرداند که این یکی از کارهای مهم اولیای الهی بوده است.
انصاری اضافه کرد: بخش دوم کار اولیای الهی این است که مجهولات انسانها را بزدایند و انسانها را به ندانستنیها و نادانیهایی که دارند، آگاه کنند و به نوعی به انسانها تعلیم دهند. بنابراین با توجه به این دو وظیفه و کاری که پیامبران الهی داشتند، فلسفه کاری که امام علی(ع) در برخورد با خوارج انجام دادند، روشن میشود و در حقیقت امیرالمؤمنین(ع) همانند پیامبران عمل کرند و به عبارتی میتوان از این طریق به این حقیقت این کار ایشان پی برد.
وی خاطرنشان کرد: در این میان گروهی از خوارج که در صفین بودند و وقایع تاریخی صفین را در حافظه تاریخی خود داشتند، اما نسبت به حقیقت آن غفلت کرده بودند، به دلیل مسائلی که برای آنها پیش آمده بود، متأسفانه از این حقایق تاریخی فاصله گرفته بودند، از اینرو نیاز داشتند که امام با تذکر به جا، دقیق، حکیمانه، صادقانه و خیرخواهانه به حافظه پیشینیان بازگردانند و حقایقی که دیده بودند برایشان یادآور شود و بهنوعی این غفلتها به کنار رود.
صاحب تفسیر مشکاة عنوان کرد: اما از طرفی نیز گروهی از خوارج که در صفین نبودند و این حافظه تاریخی را نداشتند و در حقیقت این دسته از افراد مجهولاتی در ذهنشان وجود داشت که نیاز به نوآموزی داشتند و حقایق باید برای اینها گفته میشد و نسبت به حقایق و اتفاقاتی که رخ داده بود، آگاه میشدند و بر همین اساس این افراد نیاز به تعلیم داشتند. بنابراین امام علی(ع) این سیاست پیامبرگونه را پیش گرفتند و در نهایت نیز موفق شدند.
انصاری بیان کرد: پیش از آنکه امام علی(ع) خطبه خود را آغاز کنند، در ابتدا از خوارج تقاضایی داشتند و تقاضای خود را اینگونه گفتند که هنگامیکه من سخن میگویم، سکوت کنید و سخنی نگویید، با سکوت فکورانه به سخن من توجه کنید و در نهایت برای اینکه به حقیقت دست پیدا کنید نیز لازم است که با تمام وجودتان به منِ علی توجه کنید.
وی اظهار کرد: در واقع امیرالمؤمنین(ع) با اینگونه سخن گفتن خود به نوعی ادب گفتن کلام را به مردم آموزش میدهند. به مردم میگویند زمانیکه معلم و مدرسی در حال سخن گفتن است مخاطب باید از سخن گفتن بپرهیزد، سکوت با تعمق و فکر داشته باشند و با تمام جان و وجود گوش فرا دهند و در ادامه نیز فرمودند و در این بین اگر از کسی خواستم که شهادتی بدهد، با آن آگاهی که دارد مردانه و مؤمنانه بایستد و سخن خود را ابراز کند.
این مفسر قرآن کریم عنوان کرد: در ادامه امام علی(ع) خطبه خود را آغاز کردند و خطاب به افرادی که در صفین بودند، فرمودند که در روز صفین هنگامیکه شامیان و معاویه قرآنها را بر افراشتند، آیا شماها نگفتید که اینها برداران دینی ما هستند، به قرآن معتقدند، اهل اسلام، دعوت به توحید و اهل قبله هستند؟ و نظر دادید که کار اینها را بپذیریم.
انصاری اضافه کرد: در این میان امام علی(ع) جمله معترضهای را هم بیان کردند و در عین حال که این جمله خود را فرمودند، علت و چرایی قرآن بر نیزه رفتن را هم مطرح کردند و این کار شامیان را یک حیله، نیرنگ، نقشه شوم و پنهانکاری فریبکارانه عنوان کردند و به تعبیر ایشان زمانیکه سپاه شام شکست خورد و خود را در آستانه سقوط و نابودی دیدند، چاره را در این دیدند که دست به چنین کاری بزنند و بهنوعی این کار برای آنها یک نوع چارهاندیشی بود.
وی خاطرنشان کرد: در حقیقت در پشت پرده این کار آنها دشمنی و ستیزهگیری بود و بنا نداشتند که به قرآن تن دهند و قرآن را بپذیرند، بلکه قصدشان این بود که از این طریق با حیله، نیرنگ، نقشه شوم و پنهانکاری، دشمنی خود را استمرار دهند.
صاحب تفسیر مشکاة بیان کرد: آیا من به شما گفتم که بدانید که با حرفتان پایان کارتان چیزی جز پشیمانی نخواهد بود و در ادامه توصیه کردم که بر جایگاه خودتان ایستادگی کنید و فریب قرآنهایی که بین ما و شما قرار گرفته است را نخورید، پیوسته بر روش خود مقاومت کنید، از کارتان دست برندارید و به کار خود ادامه دهید و شامیان را به زیر کشید.
انصاری اظهار کرد: همانجا به شما گفتم که اگر به بانگی که از شامیان برخواسته و صدای صلح است، پاسخ مثبت دهید و پیشنهاد آنها را قبول کنید، قطعا این بانگ آنها شما را به ذلالت خواهد برد و گمراه خواهد کرد، اما اگر فریب مکر آنها را ندهید، آنها به خواری و ذلالت خواهند رسید. در حقیقت منِ علی این توصیهها را به شما گفتم و همه این موضوعات را برای شما روشن کردم اما شما دعوت شامیان را پذیرفتید و این فریب شامیان بر شما اثر گذاشت.
وی عنوان کرد: سپس امام علی(ع) فرمودند که به خدا قسم اگر در آنجا از حکمیتی که شما بر آن اصرار ورزیدید، ابا میکردم و اگر من این حکمیت را نمیپذیرفتم، قطعا که گناه و مسئولیتی بر دوش من قرار نمیگرفت و اگر به سراغ این حکمیت آمدم همان کسی هستم که سزاوار است که از من پیروی کنید و همچنین همانا قرآن با من است و تمام تصمیمات من براساس فرامین قرآن و کلام الهی انجام میشود.
این مفسر قرآن کریم عنوان کرد: در حقیقت کاری که امام علی(ع) در جنگ صفین انجام دادند بر اساس علم، حکمت، اجتهاد و... بود و همواره تشخیص دادند که کار شامیان نیرگی بیش نیست و حکمیت قرآن بدین گونه را نپذیرفتند.
انصاری اظهار کرد: امام علی(ع) حکمیت را بر اساس علم، حکمت و آگاهی و قدرت و رهبری نپذیرفتند، زیرا وظیفه اول ایشان این بود که نپذیرند، اما انتخاب دومشان پذیرش حکمیت بود، زیرا شرایطی به وجود آمد که امام بنا به این شرایط باید حکمیت را میپذیرفتند ولو اینکه برایشان هیچ شیرینی نداشت.
وی خاطرنشان کرد: در اینجا بود که امام(ع) دلیل پذیرفتن و نپذیرفتن حکمیت را عنوان کردند و فرمودند که مبادا به ذهن کسی برسد که من به دلیل ترس از کشته شدن، قدرت طلبی و... این حکمیت را پذیرفتهام، بلکه هیچگونه نقطه ضعفی برای پذیرش این حکمیت در من نبود، بلکه دلیل پذیرش حکمیت من این بود که کمک کنیم به اینکه یک اجتماع و پیوندی میان مسلمانان صورت گیرد و تفرقهها کاسته شود.
صاحب تفسیر مشکاة تأکید کرد: در حقیقت این سخن امام علی(ع) درس بزرگی برای جهان اسلام است اولا همه کسانی که به امیرالمؤمنین اعتقاد دارند و یا افرادی که ایشان را خلیفه چهارم و یا خلیفه بلافصل رسول خدا میدانند، اگر حاکمان، عالمان و جلوداران جهان اسلام این سخن امام علی(ع) را امروز بشنوند، از این سخنان درس خواهند گرفت و همین اصل باعث میشود که افتراقات را کنار بگذارند و نوعی اتحادی را ایجاد خواهند کرد و در این صورت ما به یک آرامش و زندگی کامیابی دست خواهیم یافت.
انصاری بیان کرد: فرمایش امام علی(ع) توصیهای برای اسلام و جامعه بشری است و لازم است که به این فرمایش ایشان فرادینی نگاه کنیم و به عبارتی این سخن ایشان توصیهای برای زندگی زیبا و کامیاب در یک شهر، کشور، سازمان و یک مجموعه است که افراد یک مجموعه نقاط اشتراکی و اموری که آنها را به یکدیگر نزدیک میکند و اختلافات را از بین آنها برمیدارد، بگیرد و در نهایت نیز به افتراقاتی که میان آنها وجود دارد، خاتمه پیدا کند.
انتهای پیام