کد خبر: 4018677
تاریخ انتشار: ۱۴ آذر ۱۴۰۰ - ۲۱:۵۹
مرتضی کریمی‌نیا:
استاد و پژوهشگر مطالعات قرآنی گفت: بنیان تفسیر خواجه عبدالله انصاری، صرفاً تفسیری صوفیانه نیست، بلکه بافت اصلی آن با تفاسیر درجه یک اهل سنت تفاوتی ندارد، اما وی با رویکرد عقلی در تفسیر قرآن به شدت مخالف است و کلامیون را هم‌ردیف یهودیان دانسته است؛ وی همچنین از آرای خلفای اهل سنت و متصوفه در تفسیر خود زیاد استفاده کرده است.

مرتضی کریمی نیا به گزارش ایکنا، مرتضی کریمی‌نیا، در نشست علمی «تفسیر نویافته خواجه عبدالله انصاری؛ متنی بنیادگرایانه یا اثری صوفیانه» که 14 آذرماه برگزار شد، با اشاره به ارتباط میان تفسیر خواجه عبدالله انصاری و میبدی، گفت: با انتشار کتاب کشف الاسرار و عدة‌الابرار در دهه 30 شمسی، ما آشنایی زیادتری با میبدی و تفسیر وی یافتیم. او در این تفسیر گفته من به تفسیر خواجه عبدالله انصاری بسط و شرح داده‌ام. البته کسی در آن زمان نمی‌دانست که صورت و شکل تفسیر خواجه چگونه بوده، اما با مقابله تفاسیر میبدی و تفاسیر یکی دو قرن قبل از میبدی و معاصر خواجه و بررسی بیشتر، به این نتیجه رسیدند که تفسیری که در درون تفسیر میبدی است، متعلق به خواجه عبدالله نیست، بلکه متعلق به پیر هرات است. میبدی فکر کرده که نام عبدالله تفسیر را منتسب به خواجه می‌کند، ولی او اشتباه کرده است.

وی با بیان اینکه دکتر شفیعی کدکنی با ارائه شواهدی نشان داد که میبدی احتمالاً متعلق به قرن هفتم است، اضافه کرد: ما از خواجه عبدالله، سنتی محدثانه، واعظانه و حنبلی و صوفیانه می‌شناسیم و طبیعتاً نباید اثری در تفسیر قرآن از او داشته باشیم، اما مرحوم حکمت تفسیر کشف‌الاسرار را از مؤلفی ناشناخته منتشر کرد و مرتضی آیت‌الله‌زاده شیرازی در سال 1375 آن را براساس نسخه‌ای از یکی از علمای شمال انتشار داد. البته این متن بخشی از تفسیر خواجه عبدالله بود، هم به دلیل سلسله اسناد و هم زبان فارسی هراتی این تفسیر و ویژگی مبرز نثر خواجه عبدالله. آیت‌الله‌زاده بدون اینکه بداند، اثری از خواجه را نشر داده بود.

کریمی‌نیا اضافه کرد: میبدی در تفسیر خود اثری را به صورت منظم تولید کرده که حاوی سه بخش است؛ ابتدا ترجمه ساده از هر فراز قرآن ارائه کرده است. سپس شرحی از آیه مانند معنای واژگان، نحو و صرف و لغت و شأن نزول و تاریخ و مباحث فقهی و ... را آورده است و در ادامه نوبه سومی ساخته که برداشت‌های عرفانی او است که برگرفته از روح الارواح سمعانی است که مذاق متفاوتی دارد.

وی افزود: نسخه‌ای از تفسیر خواجه در نجف از ابتدای سوره «ص» موجود است که به یک مفسر قرن 11 نسبت داده شده، اما در حقیقت بخشی از تفسیر خواجه عبدالله به فارسی و عربی است؛ نسخه دیگری از این اثر در ترکیه وجود داشت که دقیقاً از سوره «ص» شروع شده و تا انتهای قرآن است. در گذشته قرآن را به هفت قسمت یا چهار قسمت تقسیم می‌کردند و هر بخشی را در یک جلد تفسیر می‌کردند.

کریمی‌نیا اظهار کرد: در مقاسیه تفسیر میبدی و خواجه عبدالله مشاهده می‌شود وقتی میبدی به تفسیر خواجه دست یافته، بخش ترجمه آیات به فارسی را بیرون کشیده و نام آن را تفسیر نوبه اول گذاشته است که ترجمه صرف آیات است و ممکن است یکی دو کلمه در شرح یک واژه اضافه داشته باشد. میبدی در نوبه دوم از مفسران دیگر استفاده و تفسیر را به دانش‌های دیگر ضمیمه کرده است و از تفاسیری از اهل سنت استفاده کرده که آنها بی‌توجه به عقاید شیعه هم نبوده‌اند، اما اینها در تفسیر خواجه وجود ندارد.

عضو هیئت علمی بنیاد دایرة‌المعارف اسلامی و پژوهشگر قرآن و حدیث، اضافه کرد: میبدی در نوبه سوم هم کلاً گزارش متصوفانه و عرفانی غلیظ است که رویکرد آن با تفسیر سنتی 180 درجه تفاوت دارد. بنابراین در مقایسه این دو اثر، بخش ترجمه آیات و نوبه دوم اثر میبدی برگرفته از تفسیر خواجه عبدالله است. خواجه فردی بسیار دانا به اقوال مختلف تفسیری و قرائات است و گاهی در ترجمه یک ایه وجوه مختلف تفسیری را ذکر کرده است و براساس هر وجهی، ترجمه فارسی ارائه کرده یا متن قرآن را به قرائات مختلف تفسیر کرده است، اما میبدی فقط براساس یک وجه تفسیری و قرائتی، تفسیر کرده است.

بنیادتفسیر خواجه عبدالله، صوفیانه نیست

کریمی‌نیا با بیان اینکه خواجه عبدالله مفسری سنتی و قوی بوده است، تصریح کرد: تربیت علمی او آمیخته با فراگیری دانش‌های اسلامی مختلف از معلمان قوی بوده است و تا 20 سالگی 300 هزار حدیث حفظ کرده بود و بر اقوال تفسیری، شأن نزول، مباحث فقهی و روایات مختلف فقهی و تفسیری را بلد بوده است، لذا بنیان اثر او صرفاً تفسیری صوفیانه نیست، بلکه بافت اصلی آن با تفاسیر درجه یک اهل سنت تفاوتی ندارد.

استاد مطالعات قرآنی و محقق نسخه‌های خطی قرآن با بیان اینکه ساخت تفسیر وی شفاهی بوده است، اضافه کرد: سایر آثار وی هم حالت وعظ‌گونه و شفاهی دارد، زیرا او القاء می‌کرده و شاگردانش می‌نوشتند و تفسیر وی هم به این صورت و با نظر نهایی او نوشته شده است. در این تفسیر سلسله سند وجود دارد. همچنین واژگان هروی در تفسیری وی بسیار به کار رفته است که زبان خاص منطقه او هست.

کریمی‌نیا با اشاره به تسلط خواجه بر اختلاف قرائات و استادی او در این عرصه، اضافه کرد: به عنوان نمونه در آیه 80 عبس «لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ»؛ ترجمه کرده که «هر مرد را از ایشان در آن روز هر کاری ...؛ بعد گفته برخی یغنیه را با ضم یای اول خوانده‌اند، در این صورت ترجمه می‌شود ... کاری که او را ناپرداخته می‌داند؛ یا در آیه «مَا لَهَا مِنْ فَوَاقٍ» گفته که ف با ضمه هم خوانده شده و ترجمه هر دو را آورده است و در بسیاری از آیات دیگر این موضوع تکرار شده است و حتی در برخی آیات تا چهار قرائت را ترجمه کرده است، در حالی که در تفسیر میبید چنین چیزی وجود ندارد.

استاد مطالعات قرآنی تصریح کرد: مسئله دیگر در خصوص این تسفیر، رویکرد قرآن به قرآن است و در تفسیر آیه و معنای واژه خیلی به مشابهات ارجاع شده است؛ ویژگی دیگر این تفسیر، رویکرد جنبلی و حدیثی او هست، او در باورهای خود رویکرد حنبلی دارد، لذا به ظواهر قرآن و حدیث تمسک کرده و خلاف ظواهر را کنار گذاشته است؛ او مشکلی با آیاتی که نشان‌دهنده تجسیم است، ندارد و آیاتی که از عرش خدا سخن گفته، آن را به معنای جلوس و قعود و نشستن فیزیکی خدا تفسیر کرده است. مثلا در آیه «كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ»؛ گفته است همه خدا را در قیامت می‌بینند، اما کافران نمی‌توانند خدا را با حالت رضایت و محبت و رأفت ببینند.

کریمی‌نیا اظهار کرد: این امر در خراسان آن روز شایع نبود و عمده مفسران رویکرد تأویلی به آیات اینگونه داشتند و آن را تفسیر عقلانی می‌کردند، اما خواجه عبدالله می‌گوید مثلاً همان طور که واژه «استوی» را در آیات دیگر معنا می‌کنیم، باید در «استوی علی العرش» هم اینطور تفسیر و معنا کنیم.

دشمنی با علم کلام

وی افزود: خواجه عبدالله انصاری با دانش کلام به این معنا که ما را وامی‌دارد تا تفسیر عقلی و دور از ظاهر از آیات ارائه دهیم به شدت مخالف است و «ذم الکلام» را برای همین مقابله نوشته است و حتی دو بار او را از شهر هرات بیرون کردند و در واقع سرنوشتی چون ابن تیمیه داشت که بر ظواهر آیات خیلی مصر بود. وی هرجا فرصتی یافته، به متکلمان طعنه زده است؛ مثلاً در مورد این مطلب که خدا برای آتش غیظ و برای دیوار در داستان خضر، اراده و برای اعضای بدن، شهادت را نسبت داده است، واقعی است و هر تأویلی بر آن اشتباه است؛ او گفته فقط معتزله منکر این مفاهیم هستند و معتزله هم اصلاً مسلمان نیستند.

وی اظهار کرد:  تفسیر خواجه عبدالله رویکرد سلفی و تصلب و تحفظ بر نگاه شیخین دارد و از مفسری مانند وی که ما او را با مناجات‌هایش می‌شناسیم، توقع چنین نگاهی نداریم؛ ما تصور می‌کنیم که متصوفه به فهم‌های دیگران احترام می‌گذارند، اما هر نوع تأویل غیرظاهرگرایانه را بر نمی‌تابد؛ وی گاهی مرجئه را بی‌سواد معرفی کرده است. در آیه «وَالَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا اسْتُجِيبَ لَهُ ...» می‌گوید مراد از محاجه‌کنندگان یهودیان و متکلمان که ظاهر قرآن را زیر سؤال می‌برند، هستند یا در واژه یجادلون هم واضعان علم کلام را مجادله‌کنندگان با خدا می‌داند، زیرا می‌خواهند قرآن و روایات را تخریب کنند.

اشاره کمرنگ به فرمایشات تفسیری امام علی(ع)

استاد و پژوهشگر مطالعات قرآنی، اضافه کرد: اگر دریچه نگاه ما به تفسیر خواجه از منظر کشف الاسرار میبدی باشد، حتماً دچار گمراهی می‌شویم، زیرا میبدی از افراد مختلف مثل صحابه و خلفا و تابعین و ائمه شیعه روایات فراوانی آورده است، اما در اصل تفسیر خواجه عبدالله این رویه وجود ندارد و او علاقه شدیدی به خلفای سه‌گانه دارد و اگر چیزی از امام علی(ع) نقل کرده است، بسیار بسیار نادر و در جایی است که مجبور بوده است و از بقیه ائمه(ع) هم هیچ چیزی نقل نکرده است. مثلاً در آیه نجوی، چون همه مفسران موضوع را به امام علی(ع) برگردانده‌اند، اسم امام را آورده، اما ذکر نام خلفای دیگر چندبرابر است.

وی اظهار کرد: ارجاع به خلفا در مجموعه آثار تفسیری و حدیثی وی، خیلی نمایان است. همچنین وی در جاهایی مانند آفرینش و بازخواست انسان و در جایی که پای دل و هدایت در میان است، دست از ظاهر برداشته و تأویل می‌کند، مانند آیه «أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ» و یا در «انما اموالکم و اولادکم فتنه»، که گفته است مال و فرزندان شما فتنه دل است.

استفاده از اقوال متصوفه در تفسیر

کریمی‌نیا بیان کرد: نقل برخی اقوال متصوفه که رویکرد زاهدانه دارند مانند حسن بصری و سفیان ثوری و ... در این تفسیر برجسته است، البته این تفسیر متصوفانه به معنای رویکرد مولوی و عرفان ابن عربی نیست، بلکه توجه او به ذکر اقوال زاهدانه آنها برای مسئله خوف و اطاعت از خواست خداوند و اخلاص در راه خدا است.

استاد و پژوهشگر مطالعات قرآنی اضافه کرد: در برخی آیاتی چون «لا اکراه فی الدین» و اینکه ای پیامبر(ص) از کافران بگذر و آنها را به خدا واگذار کن، هر جا اندک اشارتی به رأفت و عفو و صفح و گذشت و مغفرت نسبت به اغیار وجود دارد، آن آیه را منسوخ می‌داند؛ یعنی نباید از کافران درگذری و آنها را ببخشی و عفو کنی؛ او معتقد است آیات قتال، آیاتی مانند اینکه «ای پیامبر تو فقط انذاردهنده هستی» را نسخ کرده است. 

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: