
به گزارش ایکنا از اصفهان، علیاکبر جعفری، عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان در ویژهبرنامه «اصفهان بین دو انقلاب؛ بازخوانی نقش فرهنگی اجتماعی ستارههای تخت فولاد مابین انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی»، اظهار کرد: حق تخت فولاد و مشاهیر مدفون در آن باید چنانکه شایسته آنان است، ادا شود، ابتدا برای استان اصفهان و سپس برای خارج از این استان. دانشجوی ما در خوشبینانهترین حالت، نام تخت فولاد را شنیده، آن هم احتمالاً به این دلیل که در مسیر رفتوآمدش قرار داشته است. انصافاً زحمت زیادی برای معرفی تخت فولاد کشیده شده، ولی جای کار زیادی دارد. برنامههایی که در ماه رمضان در تخت فولاد برگزار و از صداوسیما پخش میشود، بسیار خوب است، ولی حق این مجموعه بیش از اینهاست.
وی افزود: در رابطه با رجال اصفهان و تاریخ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی این شهر، کارهای متعدد و متنوعی انجام شده، ولی به کارهای بیشتری نیاز است و نباید از داشتههای خودمان دریغ کنیم که اگر این کار را انجام دهیم، داشتههای دیگران که با فرهنگ و هویتمان سازگار نیست، به ما تحمیل میشود و به اجبار باید آنها را بلع و هضم کنیم.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان با تأکید بر اهمیت عنوانی که برای برنامه انتخاب شده است، گفت: تا پیش از مشروطه، نوعاً و جنساً یک نوع حاکمیت در کشور وجود داشت، ولی مشروطه با همه نقدهایی که به آن وارد است، تغییراتی را باعث شد و حداقل تغییر آن این بود که مجلس به وجود آمد و جزو ارکان تصمیمگیری در این ساختار قرار گرفت. از طرف دیگر، اصفهان در این فاصله زمانی حرف برای گفتن داشت و فعال بود، ولی نه به اندازه ظرفیت، داشتهها و پیشینهاش و بعد از فرو افتادن صفویه و ضربه سنگینی که به حوزه علمیه اصفهان وارد آمد، تا آنجا که خاتونآباد به محل درس علمای این حوزه تبدیل شد، طبیعی بود که این افت ادامه پیدا کند.
وی بیان کرد: آن دسته از اهالی اصفهان که در تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بین دو انقلاب مؤثر بودند، بیشتر در خارج از اصفهان فعالیت داشتند و علاوه بر این، دنباله جریانهای کشوری و بهخصوص مرکزنشینان قرار داشتند. از طرف دیگر، فعالیت چهرههای شاخص بین دو انقلاب در حوزههای فرهنگی و اجتماعی بیشتر نمود داشت.
جعفری تصریح کرد: اصفهان در مشروطه بود و مشروطه نیز در اصفهان، نه مانند بسیاری از شهرهای کشور که یا در آنها خبری از مشروطه نبود و یا زود سرخورده شدند و این زنده بودن مشروطه در اصفهان، برخی را به درد آورد، تا آنجا که نوشتند: مشروطه اصفهان، مشروطه ملا بازی است. زمانی هم که خانه مشروطه در اصفهان تأسیس شد، کسانی که شاید ریزهخوار همانها بودند، به این مسئله حساس شده و گفتند مگر در اصفهان مشروطه وجود داشت که اکنون خانه مشروطه تأسیس میشود. مشروطه در اصفهان حتی به داد بسیاری از آثاری رسید که در آستانه تخریب بود و اگر اتفاق نمیافتاد، امروز حسرت آنها را میخوردیم. در مجموع باید گفت، مشروطه در اصفهان، تلخیها و شیرینیها را با هم داشت.
وی ادامه داد: از اتفاقات مبارک در سالهای اولیه بعد از مشروطه در اصفهان، میتوان به تشکیل هیئت علمیه اشاره کرد که تا شهریور 1320 تعطیل بود و پس از آن دوباره افتتاح شد. این تشکل بسیار فعال بود، بهخصوص در جریان ملی شدن صنعت نفت و کودتای 28 مرداد. مسئولیت اولیه آن بر عهده حاج آقا نور الله بود تا در دورههای بعد که به آیتالله سیدحسن چارسوقی و آیتالله خادمی رسید و در نهایت، به انقلاب اسلامی متصل شد.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: از مهمترین اتفاقات اجتماعی اصفهان در فاصله میان دو انقلاب و مشخصاً در دوره پهلوی دوم، همراهی با قیام و تجمع علما و روحانیون در قم بود که عملاً حاج آقا نور الله رهبری این جریان را بر عهده داشت. در خصوص تحولات فرهنگی نیز میتوان به مقابله با فعالیتهای ضد دینی بهائیان، مخالفت با تشکلهای کمونیستی مثل حزب توده و ایجاد و سازماندهی انجمنها و تشکلها با اهداف دینی، فرهنگی و اجتماعی مثل انجمن تبلیغات دینی اشاره کرد. از جمله اقداماتی که آیتالله زند کرمانی نیز بسیار انجام میداد، تقویت و تحکیم مبانی دینی و اعتقادی جامعه بود، آن هم در دنیایی که دین را افیون ملتها میدانست.
وی اظهار کرد: آیتالله زند کرمانی به رغم همه آنچه برایش وجود داشت، با تقاضای مردم نامزد نمایندگی مجلس شد، در شرایطی که در بسیاری از شهرهای بزرگ، افراد شاخص در میدان انتخابات حضور نداشتند، نه خود به میدان میآمدند و نه کسی از آنها مطالبه میکرد، ولی اصفهان در عرصه انتخابات بسیار فعال بود و افراد شاخص، خود را عرضه میکردند. همچنین باید به همراهی با نهضت امام خمینی(ره) در سال 42 و تداوم آن اشاره کرد، حتی در سال 1350 وقتی سناتوری مطلبی علیه امام(ره) مبنی بر عدم اصالت ایرانی ایشان نوشت، بلافاصله علمای اصفهان و اطرافیان آنها موضع گرفتند. این نشان میدهد با وجود اینکه از ظرفیتهای اصفهان کاملاً استفاده نمیشد، ولی این شهر خاموش نبود. حتی در سال 57 نیز شهرهای کوچک اصفهان به انقلاب پیوستند و با آن همراهی کردند.
جعفری تصریح کرد: پشتوانه فکری و عملی و رهبری 95 درصد این فعالیتها با روحانیت و علمای اصفهان بود که از شاخصترین آنها میتوان به آیتالله محمدباقر زند کرمانی اشاره کرد. توصیه میشود آثاری را که درباره ایشان به نگارش درآمده، مطالعه و یکی از ویژگیهای اخلاقی و رفتاریشان را به کار ببندیم. در شرح زندگی این عالم میخوانیم که دغدغه وی، دین و دانش بود. ایشان زمانی به دانش روز روی آورد که جمع قابل توجهی از اصحاب حوزه ورود به این عرصهها را تحریم کرده بودند. آیتالله زند حتی در یک مجلس رسمی، به زبان انگلیسی سخنرانی کرد و برخلاف باور خیلیها، برای دوش گرفتن مشکلی از بابت پاکی و نجاست نمیدید و شخصاً از دوش استفاده میکرد تا دیگران نیز این کار را انجام دهند.
وی ادامه داد: از جمله ویژگیهای اخلاقی آیتالله زند کرمانی میتوان به احتیاط در امور، پرهیزگاری، حسن خلق، آراستگی و زیبایی ظاهر، مردمداری و سادهزیستی اشاره کرد. ایشان حتی درباره تاریخ نفت کتاب نوشت که عناوین آن بسیار جالب بوده و برای ما بسیار عجیب است که یک فرد روحانی درباره چنین موضوعاتی قلم زده باشد؛ عناوینی همچون جغرافیای طبیعی و سیاسی ایران؛ نفت در خاور، نفت در باختر و نفت در دوره جدید در ایران و جهان. اینها نشان میدهد که ایشان بسیار جلوتر از جامعه خود بود و این همان جایگاه رهبری و هدایت است که از روحانیت انتظار داریم، حتی اگر در معرض اتهام انگلیسی بودن قرار گیرد.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه شفافیت و صراحت مواضع آیتالله زند کرمانی باید برای ما درس زندگی باشد، گفت: در یک کلام، ایشان را میتوان یک شخصیت حوزوی روشنبین و نوگرا و مجاهد سیاسی و اجتماعی همراه مردم، در بین مردم و دغدغهمند تعریف کرد.
انتهای پیام