کد خبر: 4066346
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۴ تير ۱۴۰۱ - ۰۸:۳۱
یادداشت‌های یک مبلّغ/ 9

طنین قرآن در خانه سالمندان برزیل + فیلم

احمد قادری، از روحانیون مبلغ در یادداشتی نوشت: در ماه‌های اقامت در کشور برزیل، از فرصت‌های مختلف که در خلال کارهای اصلی فراهم می‌شد، تلاش می‌کردم بهترین و بیشترین بهره‌ تبلیغی را ببرم.

طنین صدای قرآن در خانه سالمندان برزیل + فیلمبه گزارش ایکنا؛ حجت‌الاسلام «احمد قادری» از روحانیون مبلغ حوزه علمیه قم که از بهمن‌ماه ۹۷ تا خرداد ۹۸ به تبلیغ در شهرهای «گویانیا» و «گوارانتا» در کشور برزیل پرداخته است، در یادداشتی کوتاه نوشت: یکی از روزها تصمیم گرفتم برنامه‌ای را در یکی از آسایشگاه‌های شهر Guaranta do norte (گوارانتا دو نورته) بگیرم و برای تکریم بازنشستگان و از کارافتادگان، بازدیدی از آنجا داشته باشم.

پس از انجام مشورت‌ها و هماهنگی‌های لازم با مسئولان آسایشگاه، زمانی معین شد تا من به همراه یکی از برادران ایرانی و چند نفر از اهالی همان شهر، به عیادت ساکنان آسایشگاه برویم.

ابتدا کمی دنبال خرید شاخه‌های گُل بودم؛ اما پس از اینکه تا اندازه‌ای از دسترسی به خرید گُل ناامید شدم، با اینکه می‌دانستم برای افراد مُسن، خوردن شیرینی‌جات و خوراکی‌های غیرطبیعی، چندان سفارش نمی‌شود؛ اما به ناچار برای اینکه با دست خالی مراجعه نکرده باشیم، تعدادی جعبه‌ آبمیوه و بسته‌ شکلات تهیه کردیم و برای عیادت از بازنشستگان، همراه خود بردیم.

وقتی به مقابل درب ورودی آسایشگاه رسیدیم، انصافا مورد استقبال مسئولان آنجا قرار گرفتیم و گفتند که برای هماهنگی اتاق‌ها، دقایقی منتظر بمانیم. شکلات‌ها و آبمیوه‌ها را تحویل دادیم و نِشستیم تا اینکه پس از دقایقی کوتاه، از ما دعوت کردند به داخل آسایشگاه برویم. همین که وارد شدیم، طبیعت چشم‌نوازِ حیاط آسایشگاه، توجه ما را جلب کرد و پس از مکث کوتاهی، به داخل اتاق‌های افراد، رفتیم.

اتاق‌ها از انضباط و بهداشت خاصی برخوردار نبودند و محیط کاملاً عادی بود و می‌توان گفت که در مقایسه با آسایشگاه‌های خودمان در ایران اسلامی، از سطح پائین‌تری برخوردار بود.

وارد هر کدام از اتاق‌ها که می‌شدم، آنان از ورود و پوشش من (که با لباس روحانیت بودم)، تعجب می‌کردند. من پس از سلام و احوال‌پرسی، منتظر شنیدن سخنان آنان می‌ماندم؛ چون می‌دانستم که در حقیقت آسایشگاه، یک قفس بزرگ برای چنین انسان‌هایی است.

امام صادق(ع) می‌فرماید که هر کس شخص مُسنّی را به خاطر پیری او احترام کند، خداوند او را از ترس و وحشت روز قیامت، در امان خواهد داشت.

در بازدید از اتاق‌ها، یکی از فرزندانش شکایت می‌کرد و دیگری از اموالش که به دست دیگران افتاده، آن یکی از همسرش می‌گفت و پیرمردی دیگر، از عدم رسیدگی‌های آسایشگاه به آنان.

جالب بود وارد اتاقی شدم که پیرزن سالخورده و فرتوتی روی تخت نشسته بود، بعد از سلام و احترام به او، سؤال کردم چند سال دارید؟ خودش گفت: ۱۳۷ سال، من تعجب کردم و به برادر ایرانی که همراه من بود گفتم: واقعا ۱۳۷ سال سن دارد؟ و پس از آن، از یکی از مسئولان که آنجا حاضر بود، همین سؤال را پرسیدم. جواب آن شخص کمی برای من خنده‌دار و البته جالب بود. او گفت: این پیرزن به جهت کهولت سن، مقداری فراموشی گرفته و حافظه‌ خوبی برای دانستن سن خود ندارد؛ او ۱۲۰ سال بیشتر ندارد!

به هر صورت پس از بازدید اتاق‌ها، گفتم همه افراد را در محوطه حیاط، جمع کنند تا در فضای باز، زیبا و سرشار از طبیعت، برای آنان سخن بگویم.

تعدادی از افراد به جهت وضعیت جسمانی، امکان حرکت نداشتند ولی عده‌ای دیگر از سالمندان آمدند و منتظر شروع سخنان من شدند. با نام خدا خودم را معرفی کردم و گفتم که مسلمانم و اهل ایران و بعد، شروع کردم اندکی از اسلام، پیامبر(ص)، مسلمانان، قرآن و کشور ایران گفتم و در جملات کوتاهی به نقاط مشترک مسیحیت و اسلام پرداختم.

آنان اگر چه مسیحی بودند و تفکراتشان بر مبنای تثلیث و خدایان سه‌گانه، پی‌ریزی شده بود؛ اما با تمام تمرکز خویش، به سخنانی که برای اولین بار توسط یک مسلمان می‌شنیدند، گوش می‌دادند. چون بنایِ طولانی شدن مباحث را نداشتم، بلافاصله پایان کلام خود را به قرائت سوره توحید و توضیح آن به پرتغالی، اختصاص دادم.

در حین تلاوت قرآن کریم، چهره‌های این افرادی که هر کدام برای خودشان، کوهی از تجربیات مختلف در زندگی‌شان بودند و در طول عمر خود، شاید یک بار هم نامی از اسلام عزیز نشنیده بودند، بسیار دیدنی بود.

در ادامه ویدئویی از این بازدید را مشاهده می‌کنید:

انتهای پیام
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
حسن جوادی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴۰۱/۰۴/۱۷ - ۱۸:۴۴
0
0
دمت گرم واقعا خدا قوت
نام:
ایمیل:
* نظر:
* :