کد خبر: 4068701
تاریخ انتشار: ۱۴ تير ۱۴۰۱ - ۱۲:۰۵
در یک نشست علمی مطرح شد:

شبهات مباحث جبر و اختیار و علم خدا به حوادث، نیازمند تبیین دقیق است

حجت‌الاسلام احمد غفاری، عضو هیئت علمی مؤسسه حکمت و فلسفه ایران، گفت: موضوع نسبت علم الهی با معلوم و جبر و اختیار از موضوعات بسیار مهم و حتی سرنوشت‌ساز است، زیرا ما دائما در زندگی با آن سر و کار داریم و با پرسش‌ها و حوادث و تلخ و شیرین و مرتبط با آن زندگی می‌کنیم، از این رو نیازمند تبیین دقیق برای مردم است.

احمد غفاری به گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین احمد غفاری، عضو هیئت علمی مؤسسه حکمت و فلسفه ایران، شامگاه 13 تیرماه در نشست علمی «بررسی نسبت علم الهی با معلوم در اندیشه صدرایی» با طرح این سؤال که آیا علم در معلوم تأثیری دارد یا خیر، گفت: این مقوله مورد توجه عرفا در عرفان اسلامی و فلاسفه اعم از مشاء، اشراق و حکمت متعالیه بوده است. در تصریحات عارفان اسلامی علم الهی هیچ تأثیری در معلوم ندارد و به همین دلیل کلیدواژه تبعیت علم از معلوم شکل گرفته است. در فتوحات ابن عربی تصریح شده که علم چیزی غیر از تعلق خاص علم به عالم نیست و علم نسبتی است که از ناحیه معلوم برای ذات حادث شده و بر این اساس علم متأخر از معلوم است، چرا که تابع آن است.

غفاری با بیان اینکه در عبارات عرفای اسلامی سه معنا در تبعیت علم الهی از معلوم وجود دارد، اظهار کرد: اولین معنا عدم دخالت علم در چگونگی معلوم است؛ ابن عربی به استحاله اجتماع نقیضین مثال زده و گفته است که «اجتماع نقیضین محال است» به دلیل علم، محال نشده و علم به استحاله اجتماع نقیضین در استحاله اجتماع نقیضین تأثیری ندارد، بلکه اجتماع نقیضین محال است، به دلیل خود اجتماع نقیضین. علم من یا هر کس دیگری تأثیری بر محال بودن امر محال ندارد. قونوی هم به همین معنا در المراسلات تصریح کرده است.

وی افزود: معنای دوم از این مسئله را در آرای سیدحیدر آملی می‌بینیم و آن مطابقت علم و معلوم است و نیز علم الهی تابع معلوم است؛ یعنی باید بین علم الهی و معلوم مطابقت باشد و اصل، معلوم است. یعنی علم زمانی علم است که مطابق باشد و در این مطابقت معلوم، اصل است نه علم. معنای سوم تبعیت علم الهی از معلوم، تأخر صفت ذات اضافه از طرف اضافه است؛ علم‌ بودن علم منوط به تعلق علم به معلوم است؛ البته این تعلق و تأخر رتبی است و نه زمانی که باعث حدوث حوادث در ذات حضرت حق شود. من این را در عبارت قیصری یافتم که وی ذیل آیه شریفه «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنْكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ» آورده است که معلوم باید پیش از تعلق علم، معلوم باشد.

تبعیت علم الهی از معلوم

عضو هیئت علمی حکمت و فلسفه ایران گفت: خواجه نصیر گفته به این دلیل علم تابع معلوم است، زیرا موازی معلوم و اصیل در تطابق است. علامه حلی هم در شرح کلام العلم تابع با صراحت گفته است که تأخر علم از معلوم منظور نیست، بلکه معلوم اصل است در تطابق علم و معلوم و حاکمیت علم بر معلوم. روشن است که هیچ‌کدام از این سه معنا با رویکرد شیخ اشراق مبنی بر تأخر علم از ساحت معلوم مشابهتی ندارد. از منظر وی ما نمی‌توانیم هیچ علم تفصیلی پیشینی را نسبت به معلوم برای خدا قائل شویم و تنها علم تفصیلی، پسین است؛ یعنی شیء باید مخلوق شود تا امکان علم به او فراهم شود. در کلام ملاصدرا سه واکنش متفاوت در برابر تأخر علم از معلوم هست؛ وی می‌گوید که علم مانند قدرت و اراده از حقایق مضاف بر اشیاست و صفات ذات است ولی ذات‌الاضافه است.

وی ادامه داد: این صفات از یک سو عین ذات خداوند هستند. پس مقدم بر اشیاء‌ هستند، ولی از حیثی که مضاف بر اشیاء هستند تابع اشیاء هستند. این بیان مبهم است و معلوم نمی‌کند مقصود از اشیایی که علم نسبت به آنها دارد اشیاء در مقام عین است یا اشیاء در مقام علم. ملاصدرا هم به این موضوع واقف بود. لذا از واژه اجمال استفاده کرده و معتقد است که در علم فعلی چون منشا تحقق معلوم خارج است نمی‌تواند متأخر از آن باشد، ولی در علم انفعالی ضرورتا متأخر از معلوم خارجی است. در حقیقت او در این بحث به جنگ خواجه نصیر رفته است. مواجهه دیگر ملاصدرا با نسبت علم و معلوم در مفاتیح الغیب و الشواهد الربوبیه آمده است. ملاصدرا بیان کرده که اعیان ثابته به وجود حضرت حق موجود هستند و مخلوق حضرت حق نیستند و این برخلاف وجودات عینی است که هم مخلوق و هم وابسته به وجود حضرت حق هستند. در نتیجه تبعیت علم از معلوم مرتبط با تعین ثانوی است نه تعین اولی. همچنین ارتباط مستقیمی بین نظریه تبعیت علم از معلوم و نظریه قدر عرفانی وجود دارد و اعیان ثابته حقایقی‌اند که در صنع ربوبی موجود و موجود به وجود خدا و نه ایجاد ایشان هستند. از این رو نکته ظریفی که ملاصدرا بیان کرده مشابه نظریه عرفای اسلامی است.

رابطه علم الهی با معلوم

همچنین حجت‌الاسلام والمسلمین رودگر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در سخنانی گفت: موضوع نسبت علم الهی با معلوم و جبر و اختیار از موضوعات بسیار مهم و حتی سرنوشت‌ساز است، زیرا ما دائما در زندگی با آن سر و کار داریم و با پرسش‌ها و حوادث و تلخ و شیرین و مرتبط با آن زندگی می‌کنیم و اگر علم الهی به چیزی تعلق گرفت، انسان در آن چه نقشی دارد. در روایات صبر سه نوع است؛ صبر در طاعت، صبر بر مصیبت و صبر عن المعصیه؛ «در»، «بر» و «عن» هر کدام بار معنایی خاص خود را دارد و وقتی در روایات گفته شده صبر عن المعصیه سخت‌تر از دو نوع قبلی است با این تعبیر ویژه بیان شده است و همین دقت در نسبت علم با معلوم و نسبت علم به معلوم هم وجود دارد.

ارسال// شبهات مرتبط با جبر و اختیار و علم الهی به حوادث تبیین شوند / خوانده شد

 

رودگر در ادامه بیان کرد: خدا واقعه‌ای را قبل از ایجاد می‌داند و این چه نقشی برای ما دارد؟ اگر بعد از ایجاد بداند، ماهیت دانستن چگونه است و باید فلان حادثه به صورت کلی یا جزئی رخ دهد، چون در علم الهی است و اگر رخ نداد آیا تبدیل به جهل نخواهد شد؟ وقتی قرار است آنچه خدا می‌داد اتفاق بیفتد، اتفاق می‌افتد. پس انسان چه کاره است؟ چون این مغالطه صورت می‌گیرد که این جبر کلامی است یا عرفانی؟

سهم انسان و علم الهی در وقوع حوادث 

وی با اشاره به این نکته که انسان مسئولیت و جایگاه خاص خود را در قابل حوادث دارد، اضافه کرد: از این رو باید به شبهات مرتبط با این موضوع پاسخ داده شود. همچنین ما سه طیف عظیم فلسفی (مشاء، اشراق و حکمت متعالیه) را در کنار عرفان داریم و گاهی از منظر عرفان و گاهی از منظر فلسفه مشاء و اشراق و صدرایی به آن پاسخ می‌دهیم. فلاسفه ما در کنار تبیین عقلانی و برهانی محض، تبیین و تفسیر آیات و روایات مرتبط را هم بیان کرده‌اند.

رودگر با اشاره به برخی شبهات درباره جبر و اختیار، تصریح کرد: ما یک دسته شبهات جبر و اختیار عرفی داریم که عمدتا قرین به صحت نیست، ولی جبر و اختیار کلامی هم داریم که محل منازعات است و یک جبر و اختیار عرفانی هم داریم. حالا اگر بخواهیم آن را با نظریه تفویض و امر بین الامرین تطبیق دهیم، چه چیزی رخ خواهد داد؟ لذا باید تبیین دقیقی ارائه شود که در سخنان ارائه‌دهنده کمرنگ بود.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* :