
به گزارش ایکنا از اصفهان، نجفقلی حبیبی، عضو هیئت علمی گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران در سمینار بزرگداشت شیخالرئیس ابوعلی سینا که روز گذشته، نهم شهریورماه در خانه حکمت اصفهان برگزار شد، ضمن معرفی کتاب قانون ابنسینا و بررسی جایگاه این کتاب در تاریخ پزشکی، اظهار کرد: ابوعلی سینا در طول عمر ۵۸ ساله خود سهم بیبدیلی در گسترش علوم پزشکی و فلسفه جهان داشت، بهطوریکه کتاب قانون حدود ۷۰۰ سال در مراکز علمی اروپا تدریس میشد و پس از کتاب مقدس، دومین کتاب پرتیراژ بود.
وی افزود: آنچه از مطالعه آثار شیخالرئیس بهدست میآید، دغدغهمندی او در خصوص آگاهیبخشی به مردم است. مثلاً، علاوه بر تألیف کتب و آثار خود به نثر، بعضی از آنها را بهصورت نظم تدوین کرد تا از علاقه مردم به موسیقی و کلام آهنگین به منظور فراگیری و گسترش علوم بهره جوید. سرایش هزار و ۳۳۷ بیت در موضوع طب که در عراق به چاپ رسیده، نمونهای از این دست بهشمار میرود. مثال دیگر از دغدغهمندی او، ارائه ۱۶ روش برای زدودن آلودگی آبهای مصرفی مردم در حین سفر، در کتاب قانون است. علاوه بر اینها، ابنسینا در راه اعتلای علوم و فنون، پس از تدوین کتاب شفا در فلسفه، حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ کتاب کوچک دیگر در اینباره تألیف کرد که آمار دقیقی از آنها ثبت نشده است. همچنین پس از تألیف کتاب قانون، ۲۰ اثر مختصر دیگر در پزشکی به رشته تحریر درآورد.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در ادامه، به معرفی کتاب قانون پرداخت و گفت: ابنسینا در تألیف کتاب قانون، با وجود بهره جستن از نظرات جالینوس، استقلال خویش را حفظ کرده و هیچگاه مرعوب او یا دیگر اندیشمندان نشده است. شیوه نگارش او در این کتاب به این صورت است که ابتدا مبحث موردنظر را بهصورت شفاف مطرح میکند، سپس به بیان نظرات مختلف و دیدگاههای دیگر عالمان میپردازد و بعد از آن، با عبارت «انا اقول»، دیدگاه خود را بیان میکند. ابوعلی سینا کتاب قانون را در پنج جلد، به این شرح تألیف کرده است؛ کتاب اول قانون کلیاتی از مباحث طب را بیان میکند، کتاب دوم راجع به معرفی انواع داروهای گیاهی، حیوانی و معدنی بوده و ۸۰۰ نوع دارو را معرفی کرده است. کتاب سوم به شرح بیماریهای انسان از نوک سر تا پا و کتاب چهارم به ادامه همین مبحث میپردازد. کتاب پنجم نیز شامل تجویز نسخههای شیخالرئیس برای بیماریهای مختلف است.
وی ضمن اشاره به نکتههای شگفتآوری از کتاب که ابنسینا در قرنها پیش به آنها دقت و توجه داشته، به ارائه مبحث ورزش از دیدگاه وی پرداخت و بیان کرد: تعریفی که شیخالرئیس از ورزش ارائه داده، هنوز به قوت خویش باقی است. او انواع ورزش را بهطور مفصل در ۵۰ صفحه طبقهبندی کرده که بعضی از آنها، تفریحات و ورزشهایی است که در زمان معاصر به آنها پرداخته میشود. نمونه دیگر، توجه ابنسینا به سلامت معنوی در کنار سلامت جسمی بوده که در کتاب اشارات مطرح شده است.
سخنران دوم این همایش، غلامحسین توکلی، عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه اصفهان به معرفی دانشنامه علایی و جایگاه فلسفه ابنسینا پرداخت و گفت: این کتاب را که ابنسینا برخلاف اکثر آثار خود به درخواست علاءالدوله کاکویه، حاکم اصفهان به زبان فارسی نگاشته است، میتوان در حکم دایرةالمعارف امروزی در نظر گرفت، با این تفاوت که امروزه بهدلیل گسترش و توسعه علوم، دایرةالمعارفها معمولاً در یک رشته خاص گردآوری میشوند، ولی در آن زمان، دانشنامهها جامع علوم زمان خویش را در خود داشتند. دانشنامه علایی مشتمل بر حکمت نظری و منطق بوده و به تمام زیرشاخههای حکمت نظری، اعم از الهیات (متافیزیک و ماوراءالطبیعه)، طبیعیات و ریاضیات که خود شامل حساب، هندسه، موسیقی و هیئت میشود، پرداخته است.
وی معتقد است با وجود اینکه شهرت ابنسینا در دنیا بهواسطه جایگاه وی در دانش پزشکی بوده و اگر قانون را تألیف نمیکرد، طب در دنیا پا نمیگرفت، ولی پزشکی از مشغلههای مرتبه دوم یا سوم ابنسینا بهشمار میرفت و تمرکز اصلی او، فلسفه و حکمت بود. وی بهعنوان یکی از سه مؤسس مکاتب فلسفی برجسته جهان اسلام، مکتب فلسفی مشاء را به دنیا عرضه کرد. ابنسینا در فلسفه مشاء فقط از طریق عقل و برهان به پدیدههای جهان مینگرد، ولی در فلسفه اشراق علاوه بر برهان و عقل، پای عرفان نیز به میان میآید و در فلسفه صدرایی، ملاصدرا به طرق برهان و عرفان، قرآن را نیز اضافه میکند و دقیقاً به همین دلایل، فلسفه ابنسینا، جهانی است، چراکه فقط مبتنی بر عقلانیت بوده و در هر کجای جهان تدریس شود، قابل درک و فهم است.
سخنران سوم این نشست، حامد ناجی، عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه اصفهان بود که به شرح عبارت اصحاب ذوق از منظر ابنسینا پرداخت. وی با اشاره به اینکه علاوه بر ابنسینا، فلاسفه دیگری مثل شیخ اشراق، میرداماد و ملاصدرا نیز این عبارت را استعمال کردهاند، اظهار کرد: زندگی انسان از سه بخش علم، رفتار و تمایلات تشکیل شده است و در مباحث فلسفی، علم در حوزه حکمت نظری و رفتار در حوزه حکمت عملی بررسی میشود. حال، سؤال این است که جایگاه تمایلات در این طبقهبندیهای فلسفی کجاست و در محکمه عقلانیت، تمایلات چگونه باید قضاوت شوند؟ مثلاً، از منظر عقل، قضاوت میان فردی که هیچ تمایلی به سبک نقاشی کوبیسم نداشته، چراکه درک خاصی از آن ندارد، با فردی که این سبک را مملو از عواطف و احساسات انسانی میبیند، چگونه است؟ این تمایلات تا کجا درست و تا چه مرزی نادرست است؟ این سؤالات را در سنت سینوی جواب خواهیم داد، هر چند در سنت عرفانی و سنتی کانت نیز قابل طرح است.
وی افزود: ابنسینا در نمط هشتم اشارات به شرح واژه ذوق پرداخته است، ولی متأسفانه هیچ کدام از فلاسفه در طول تاریخ به این موضوع، توجه خاصی نداشتهاند. ابوعلی سینا برای شرح این موضوع، قبول دو پیشفرض را ضروری دانسته؛ اول اینکه انسان علاوه بر ارکان هستی وجودی، صاحب رکنی غیرمادی به نام نفس است و دوم اینکه جهانی ماورای جهان مادی وجود دارد. سپس مدعی میشود که قطعاً ارتباطی میان ساحت غیرمادی انسان با ساحت غیرمادی جهان وجود دارد، به این صورت که بعد غیرمادی انسان دارای چهار قوه است که در ساحت ماده بهصورت غضب، شهوت، خیال و وهم ظهور میکند. از طرفی، تمام انسانهای کره زمین بهدنبال کسب لذتاند. لذا، با کسب قدرت و سیطره به دنبال لذت از قوه غضبیه و با خوردن و بهرهمندی از حس لامسه، به دنبال کسب لذت از قوه شهویه بوده و در این دو لذت با حیوانات مشترک هستند، ولی سگ شکاری را در نظر بگیرید که با وجود گرسنگی شدید، شکار را به صاحبش برگردانیده و به دنبال درک لذتی بالاتر از خوردن است که لذت وهم نام دارد، چون بخشی از لذت به ساحت ادراک و بخش دیگر آن به ساحت جسم برمیگردد. لذا، تعامل میان ادراک و دریافتهای جسمی باید یکسان باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان ادامه داد: هرگاه تصور با دریافت جسمی منطبق بود، لذت واقعی حاصل میشود. مثال برای دست نیافتن به لذت به سبب اخلال در ادراک و تصور، لذت نبردن از غذای مورد علاقه حین دریافت خبری بد و مثال برای عدم درک لذت به هنگام ایجاد اخلال در دریافتهای جسمی، میتواند لمس کردن پدیدهها با دستکش و دریافت نکردن لذت کامل باشد. پس اگر فردی لذتی را دریافت نمیکند، به درک یا دریافت جسمی او ایرادی وارد است. شیخالرئیس، اصحاب ذوق را افرادی میداند که هم در قوه ادراک و هم در قوه دریافت جسمی کاملاً درست عمل میکنند. مثلاً، فردی که با وجود داشتن گوش سالم، از زیبایی موسیقی لذت نمیبرد، از حیطه اصحاب ذوق خارج میشود. این شخص از مرحله قوه غضبیه و شهویه بالاتر نیامده و به حوزه لذت وهمی نرسیده است.
وی بیان کرد: در قوه عقلیه، بهجت عقلی در مرتبهای بالاتر از لذت وهمی قرار دارد، چراکه ذوق پدیدهای تشکیکی است و بهجت عقلی، بالاترین مرتبه آن محسوب میشود. پس اگر انسانی اشتغال در این ساحتها را نفی کند، فرد حکیمی محسوب نمیشود. ایجاد رابطه و ابراز عشق با تکتک ذرات عالم، انسان را به ادراک وهمی میرساند و ورود به ساحتهای هنر و عرفان است که سبب افزایش ذوق در وجود آدمی میشود.
الههسادات بدیعزادگان
انتهای پیام