
به گزارش ایکنا از اصفهان، «فلسفهای برای زندگی؛ رواقی زیستن در دنیای امروز»، عنوان کتابی نوشته ویلیام اروین و ترجمه محمود مقدسی است که روز گذشته، 15 شهریورماه، جمعی از دوستداران کتاب را به همت معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی واحد اصفهان در باشگاه ورزشی فیتنس کلاب گردهم آورد تا درباره آن به گفتوگو بپردازند.
علیرضا رفیعی، روانشناس در این نشست، به ارائه خلاصهای از مباحث نشست پیشین درباره رواقیگری پرداخت و اظهار کرد: رواقیگری از دو هزار سال پیش، موضوعی دلنشین برای بشر بوده و هنوز هم است؛ رواقیون نگاه معتدلانهای درباره فلسفه زندگی ارائه دادند که انسان مدرن امروزی نیز میتواند از آن استفاده کند.
وی ادامه داد: از نظر رواقیون، زندگی درست و فضیلتمندانه باید عقلانی و اجتماعی باشد، چون این دو اقتضا در بشر وجود دارد. برای داشتن این نوع زندگی نیز راهکارهای شناختی مختلفی مطرح است، مثل فکر کردن به اتفاقات ناگوار پیش از وقوع آنها که در نشستهای پیشین بهطور مفصل درباره آنها بحث شد.
این رواندرمانگر در توضیح راهکار شناختی دوم که باعث شکستناپذیری انسان میشود، گفت: این راهکار، مقدمهای برای رویارویی با دو دسته از اتفاقات است؛ رخدادهایی که وقوع آنها در اختیار ماست، مثل علایق، سلایق و ارزشها و دسته دوم، وقایعی که وقوع آنها به هیچ وجه در کنترل ما نیست. به گفته نویسنده کتاب «فلسفهای برای زندگی؛ رواقی زیستن در دنیای امروز»، این مفهوم باید اینگونه بسط پیدا کند که اتفاقات یا در اختیار ما هستند، یا در اختیار ما قرار ندارند و یا اینکه تا حدودی در اختیار ما هستند.
وی اضافه کرد: از جمله وقایع دسته اول میتوان به از دست دادن عزیزی اشاره کرد که وقوع آن در اختیار و تسلط ما نیست. رخدادهای دسته دوم، مثل ورزشکاری است که سخت کار میکند و هیچ چیز نمیتواند مانع او شود. درباره وقایع دسته سوم نیز میتوان به ازدواج اشاره کرد که موفقیت آن تا حدودی در اختیار ما قرار دارد. به گفته رواقیون، اگر تکلیف این دستهبندیها را مشخص کنیم، همه مشکلات حل میشود.
رفیعی ادامه داد: مسائل تحت کنترل ما به راحتی اتفاق میافتند؛ برای مثال، اگر بخواهیم درباره یک مذهب مطالعه کنیم، این در اختیار ماست و میتوانیم بدون وجود هیچ مشکلی آن را انجام دهیم. نگرانی درباره مسائلی که در تسلط ما نیستند، امری کاملاً بیهوده است، مثل نگران بودن برای از دست دادن یک عزیز، در شرایطی که هیچ تهدیدی در این خصوص وجود نداشته باشد. البته این مسئله در دوره نوجوانی بیشتر بروز میکند، ولی تبدیل آن به یک بحران بیهوده است. درباره وقایعی که تا حدودی در اختیار ماست، میتوان به موقعیتی مثل یک مسابقه اشاره کرد که نمیدانیم در آن موفق میشویم یا نه؛ بسیاری از مسائل دیگر زندگی نیز از این قبیل است و ما دائماً در حال دستوپنجه نرم کردن با این موارد هستیم.
وی تصریح کرد: اگر همیشه قصد پیروزی در این موقعیتها را داشته باشیم، احتمال شکست خوردن ما افزایش مییابد. مثلاً، اگر با هدف قبولی در رشته پزشکی دانشگاه اصفهان در کنکور شرکت کنیم، نوعی هدفگذاری بیرونی انجام دادهایم، در حالی که باید آن را به هدفگذاری درونی تبدیل کنیم. هدف ما باید درونی باشد؛ برای مثال، هدف از شرکت در کنکور، بهطور ویژه، درس خواندن و لذت بردن از آن است؛ یعنی در این موقعیت باید بهترین عملکرد خودمان را ارائه دهیم. اگر هدف را درونی کنیم، در هر صورت پیروز خواهیم شد. این مسئله با مذهب نیز در ارتباط است، مذهب به ما میگوید فقط مأمور به انجام تلکیف هستیم و مسئول نتیجه نیستیم که به همین سخن رواقیون اشاره میکند. این سفارشها مختص اسلام نیست و در مسیحیت نیز میتوان آنها را یافت.
این روانشناس درباره رویکرد سوم رواقیون، توضیح داد: این رویکرد مربوط به شرایطی است که در گذشته رخ داده، یعنی برای همه ما در زندگی وقایع ناگواری اتفاق افتاده که ممکن است دائماً با آنها کلنجار ذهنی داشته باشیم. واقعیت این است که رواقیون به نوعی از جبری بودن معتقدند که نام آن را هر چیزی میتوان گذاشت، مثل انرژی یا کائنات که این مفهوم امروزه محل نزاع زیادی است؛ بسیاری به آن معتقدند و بسیاری نیز اصلاً آن را قبول ندارند، عدهای نیز در میان این دو گروه قرار دارند. برای مثال، بعضی از سخنان مولوی به نظر میرسد جبری محض باشد و در بعضی از سخنان دیگر خود اختیار محض را توضیح میدهد. در نتیجه میتوان گفت، در مواقعی جبری و در مواقعی اختیاری است.
وی افزود: جبر مختص مسائلی است که در گذشته اتفاق افتاده و در خصوص مسائل آتی، اینطور نیست که انسان نباید هیچ تلاشی داشته باشد، بلکه بر مبنای درونی کردن اهداف، باید تلاش را همچاشنی زندگی کرد. حوادث گذشته قرار بوده رخ دهد و دیگر در خصوص آنها نمیتوان کاری انجام داد، ولی اتفاقات آینده در گرو تلاش ماست. اگر همه تلاشمان را انجام دادیم و اتفاق بدی رخ داد، سرزنش کردن خودمان بابت آن اتفاق فقط باعث افسردگی خواهد شد. ناراحتی و داشتن احساس بد بابت اتفاقات بد عادی است، ولی در عین حال باید بدانیم که این اتفاق قرار بوده رخ دهد. اگر درباره حوادث گذشته، جبریگری را بپذیریم، کنار آمدن با مشکلات برای ما راحتتر خواهد بود.
رفیعی در خصوص آخرین رویکرد شناختی رواقیون، اظهار کرد: یکی از سختترین تمرینهای رواقیون این است که آیا در جریان زندگی باید بهدنبال تهیه اسباب آسایش بیشتری برای خودمان باشیم؟ مخصوصاً برای متولدین دهه اخیر این سؤال مطرح است؛ همچنین آیا باید میزان لذت را افزایش دهیم؟ یعنی باید لذت را بیشینه و رنج را کمینه کنیم؟ به گفته رواقیون، ویژگی لذت این است که اگر به دنبالش برویم، بعد از مدتی اسیر آن خواهیم شد. اصل قرار دادن لذت و دنبال کردن آن به هر معنایی، بهطوری که همه دغدغه ما قرار گیرد، از نظر رواقیون اسارت انسان را به همراه دارد.
وی ادامه داد: قرار نیست همه درهای دنیا را به روی خودمان ببندیم، ولی گاهی باید خود را مورد آزمون قرار دهیم، به این ترتیب که هر چند وقت یک بار، بعضی از لذتها را از خودمان دریغ کنیم. این کار پیامدهای متعددی به دنبال دارد، از جمله اینکه باعث میشود کمی رنج بکشیم، همچنین ارزش آن لذت را درک کنیم و در نهایت، قدر نعمتی را که در اختیار ما قرار دارد، بدانیم. به گفته رواقیون، هیچ اشکالی ندارد که انسان گاهی در زندگی کمی سختی بکشد و این سختی باعث میشود قدر نعمتهایش را بیشتر بداند.
این روانشناس با بیان اینکه پرهیزکاری در هر مکتبی بسیار دشوار است، اظهار کرد: برای اینکه در زندگی آرامش را تجربه کنیم، لازم است که محاسبه روزانه انجام دهیم. مثلاً، از خود بپرسیم، امروز چقدر از توصیههای رواقیگری را توانستیم انجام دهیم. این محاسبات کمک میکند تا به قواعد این مکتب پایبند بمانیم، چون رواقیگری نوعی خطمشی است که با تمرین مداوم میتوانیم از آن مراقبت کنیم. فقط با مطالعه این کتابها نمیتوان رواقی شد، بلکه توصیههای این مکتب باید در زندگی حاکم باشد.
وی تأکید کرد: مکتب رواقیگری ۶۰۰ سال قبل از میلاد مسیح شکل گرفت و امروز، نزدیک به دو هزار و ۷۰۰ سال از عمر آن میگذرد، از آن دوران تاکنون خوشبختی و شاد زیستن مهمترین دغدغه انسان بوده و است. به گفته مارکوس، شاید بیخردی عدهای از مردم بتواند یک پادشاه را از پا در بیاورد؛ این سخن چه میخواهد بگوید؟ بد نیست که تقارنهای زمانی را بررسی کنیم و بدانیم بهعنوان انسانی که در این دوره زندگی میکند، با همه دیدگاهها، ایدهها و تعصبات، بر نسل بشر چه گذشته است؟ چرا دغدغه زندگی انسان قرن 21 با کسانی که 600 سال قبل از میلاد مسیح میزیستند، یکی است؟ همه این سؤالات جای تأمل و بررسی دارد.
زهراسادات مرتضوی
انتهای پیام