به گزارش ایکنا از همدان، آیتالله حبیبالله شعبانی موثقی، نماینده ولیفقیه در همدان به همراه مسئولان بسیج دانشجویی و رؤسای دانشگاههای این استان با خانواده دانشجوی شهید محمدرضا فامیل زرگریان دیدار کردند و یاد و خاطره این شهید والامقام را گرامی داشتند.
محسن فامیل زرگریان، برادر این شهید دانشجو در این دیدار که به همت جهاددانشگاهی واحد همدان برگزار شد، اظهار کرد: محمدرضا در سال 1343 در همدان به دنیا آمد و در تاریخ 23 اسفندماه 1363 در شلمچه به شهادت رسید. او از بسیجیان واقعی و مخلص بود؛ زمانی که فعالیت خود را در بسیج آغاز کرد، هم فرمانده بسیج دبیرستان ابن سینا بود و هم فرمانده بسیج مسجد امیرالمؤمنین(ع) در همان سال در کنکور شرکت کرد و با اینکه آن زمان سهمیهای برای رزمندگان وجود نداشت قبول شد. آن زمان یعنی پس از انقلاب فعالیت بسیج سنگین بود، اعضای بسیج شبها گشتزنی داشتند، درگیریها زیاد بود و گروهکهای منافقین تحرکات زیادی در سطح شهر داشتند.
وی با بیان اینکه این دو پایگاه بسیج شهدای زیادی تقدیم انقلاب کردند. 85 شهید از دبیرستان ابن سینا در طول دوران دفاع مقدس تقدیم انقلاب شد که آخرین آن شهید مصطفی احمدی روشن بود، ادامه داد: در آن زمان برای قبولی در کنکور باید سخت درس میخواندند، محمدرضا در کنار فعالیت در این دو پایگاه بسیج با اینکه در منطقه هم بود، برای کنکور هم درس میخواند که همان سال در رشته پتروشیمی دانشگاه نفت اهواز قبول شد.
این برادر شهید با بیان اینکه محمدرضا بهعنوان نیروی رزمی در سپاه انصارالحسین(ع) و اطلاعات عملیات مشغول بود، اظهار کرد: چندین ماه قبل از قبولی در کنکور دچار مجروحیت شده بود و این موضوع را از خانواده پنهان کرده بود.
وی با اشاره به اعزام آخر که منجر به شهادت محمدرضا شد، گفت: او از اهواز و از گردان مستق جعفر طیار اعزام شد، در عملیات بدر رزمندگان ایرانی مقداری پیشروی کرده و سپس مجبور به عقبنشینی میشوند، محمد جزو کسانی بود که خط را نگه داشته بود تا بقیه عقب بنشینند، در آنجا از ناحیه دو پا مجروح میشود، این را دوستانی که از او جدا شده و آخرین بار دیده بودند گفتند که خمپارهای کنار او میخورد، اما کسی شهادت او را ندیده بود.
این برادر شهید تصریح کرد: 15 سال طول کشید تا برای ما محرز شود که محمد به شهادت رسیده است. مفقوالاثر بودن با شهادت، اسارت و حتی مفقودالجسد بودن تفاوت بسیاری دارد، چراکه هیچ خبری از او نداشتیم و نمیدانستیم اصلا زنده است یا شهید شده؛ فشار روانی زیادی بر خانواده ما حاکم بود، گاهی برخی خبر از شهادت او میدادند و گاهی برخی خبر زنده بودن او را که اسیر است و در رادیو صحبت کرده است برای ما میآوردند و ما به تب و تاب میافتادیم.
وی ادامه داد: پس از پایان جنگ نوبت آوردن پیکر شهدا بود؛ در آن زمان هم با هر گروه از شهدایی که باز میگشتند، خانواده استرس و تألماتی را تحمل میکرد، این جریان در زمان آزادسازی اسرا نیز باز برای ما تکرار میشد.
این رزمنده دفاع مقدس با اشاره به بازگشت پیکر برادرش پس از 15 سال گفت: آخرین بار آقای امیر خانزاده با من تماس گرفت و گفت این بار دیگر محمد آمده، آنجا بود که دیگر انتظار 15 ساله به پایان رسید. با خصوصیتی که محمدرضا داشت همه میدانستیم که جز شهادت نصیب او نمیشود؛ سرانجام پیکر محمدرضا در سال 1378 در تفحصی کشف و به میهن بازگشت.
فامیل زرگریان بیان کرد: محمدرضا رزمیکار بود. در اوایل انقلاب در باشگاه شهید اسلامیان ورزش میکرد و فعالیت ورزشی و رزمی او به سایر بچههای بسیج هم سرایت کرد و همه اعضا رزمیکار بودند. محمدرضا دو خصلت برجسته داشت، یکی اینکه همیشه بشاش بود و میخندید و هیچ وقت لبخند از روی لبش نمیرفت و دیگری سادهزیستی و افتاده حالی او بود.
نویسنده کتاب «در پس غبار» با اشاره به اینکه در آن زمان قبولی در دانشگاه نفت کار سختی بود، اظهار کرد: با اینکه در رشته سختی در کنکور پذیرفته شده بود، اما آنقدر ساده و متواضع بود که برخی از دوستانش به شوخی به او میگفتند محمد نفتی؛ پس از شهادت او حدود 45 نفر از اعضای پایگاه بسیج دبیرستان ابن سینا که جزو بهترین جوانان همدان بودند طی سالهای 64 و 65 به شهادت رسیدند.
وی افزود: محمدرضا حساسیت زیادی به بیتالمال داشت، محمدرضا سرش شلوغ بود و خیلی وقتها شب در منزل نبود؛ شبهایی که در پایگاه بود برای درس خواندن چراغ پایگاه را خاموش میکرد و با نور شمع درس میخواند تا از بیتالمال استفاده شخصی نکرده باشد.
فامیل زرگریان گفت: در آن زمان در پایگاه بسیج، جوانان با انگیزهای بودیم که میخواستیم کار کنیم و امثال برادرم محمد بهدنبال ایجاد شعور در نوجوانانی مثل ما بودند. شهیدان حجازی و حسن ترک نیز سنت حسنهای را در دبیرستان ابنسینا پایهگذاری کردند و آن برپایی هستههای مطالعاتی بود.
آیتالله حبیبالله شعبانی موثقی، نماینده ولیفقیه در استان همدان نیز در این دیدار اظهار کرد: عموی بنده هم در عملیات رمضان سال 1361 به شهادت رسید و چون مفقودالجسد بود سختیها و استرسی که مادران این شهدا دارند را از نزدیک مشاهده کردهام، امیدواریم جوانان ما بدانند چه بر سر کشور و مردم ما تا به امروز رسیده است؛ امروز این کشور امانتی در دست ماست، هرچند مشکلات زیادی وجود دارد، اما اصل نظام با خون شهدایی همچون محمدرضا فامیل زرگریان بهدست آمده است.
وی در پایان گفت: عنایات و برکاتی اگر امروز هست با صبر، تحمل و شرایط سخت و چشمانتظاری مادران شهدا بهدست آمده است.
انتهای پیام