«مناجات شعبانیه» از جمله دعای عارفانه با مضامین شامخ و محتوای قدسی است که خواننده مناجات آنچنان لذت روحی و معنوی میبرد و خود را در اوج بهجت و انبساط روحی میبیند که حاضر نمیشود آن لحظه نورانی را با هیچ چیز دیگر عوض نماید.
در بین دعاهای مأثوره از اهل بیت(ع)، مناجات شعبانیه ازجمله دعای عارفانه با مضامین شامخ و محتوای قدسی است اگر فرازهای این مناجات همه جانبه مورد تحلیل و تفسیر قرار بگیرد و با آگاهی از مضامین عرفانی، فرازهای مناجات شعبانیه خوانده شود، خواننده مناجات آنچنان لذت روحی و معنوی میبرد و خود را در اوج بهجت و انبساط روحی میبیند که حاضر نمیشود آن لحظه نورانی را با هیچ چیز دیگر عوض کند، برای اینکه زمینه چنین معرفت و آگاهی نسبت به مضامین مناجات فراهم شود، مناجات شعبانیه را مورد شرح و تفسیر قرار میدهیم ولی پیش از شرح وتفسیر برای اینکه با زمینه قبلی ورود به متن مناجات شعبانیه پیدا کنیم بیان چند نکته به عنوان پیش زمینه و آشنایی با کلیات مناجات لازم خواهد بود.
همانگونه که هر حدیث و دعای صحیح، نمیتواند مورد عمل قرار گیرد چون ممکن است به دلیل مخالف بودن با عقل و کتاب اعراض شده و کنار گذاشته شود، در مقابل هر حدیث و دعایی که ضعف سندی دارد را نمیتوان اعراض کرد و کنار گذاشت؛ چون ممکن است از نظر قرائن خارجی و داشتن مضامین و محتوای بلند و شامخ به گونهای باشد که نتوان گفت که از غیرمعصوم صادر شده است؛ همچون بسیاری از خطبههای نهجالبلاغه که از نظر سندی مرسلاند، ولی به دلیل مضامین شامخ متن، نمیتوان احتمال داد از غیرمعصوم صادر شده است، چراکه سید المراقبین رضی الدین سیدبن الطاووس، در کتاب «اقبال الاعمال» مناجات شعبانیه را از نظر سند هرچند از (حسین بن خالویه) که به قول رجالشناس بزرگ علامه مامقانی در (تنقیح المقال) وی یکی بزرگان موثق علمای شیعه در حلب است، روایت کرده است، ولی بر فرض این که مناجات شعبانیه چنین سندی نداشت و ما بودیم و همین متن، با همین مضامین ملکوتی و آسمانی، بهترین سند است که این مناجات از غیرمعصوم صادر نشده است، پس خود را معطل سندیابی نکنیم چرا که متن دلیل بر سند و صدور دعا از معصوم(ع) است.
مناجات شعبانیه آمیخته شدن (رجا با خوف و خوف با رجا ) است. یعنی از یک طرف در این مناجات آن چنان پیش میرود که خواننده دعا در خوف و یاس کامل قرار میگیرد و خودش را در وسط عذاب الهی میبیند؛ ولی از طرف دیگر و در همان حال از متن و دل این خوف و یاس، امید و رجا بر میخیزد که قطعا حق تعالی با رحمت واسعهاش بنده خود را عفو میکند.
از همین رو امام(ع) میفرمایند:
(الهی ان اخذتنی بجرمی اخذتک بعفوک و ان اخذتنی بذنوبی اخذت بمغفرتک و ان ادخلتنی النار اعلمت اهلها انی احبک: معبودا! اگر مرا به جرمم گرفتی تو را به عفوت گیرم و اگر به گناهانم درگیری به امر زشت دراویزم و اگر مرا به آتش بری اعلام کنم به اهل آن که تو را دوست دارم).
بطور کلی مناجات کنندگان دو دستهاند:
1- برخی از مناجات کنندگان از این جهت در مناجات و دعایشان بیقراری میکنند که احساس و فراق و فاصله بین خود و خدا میبینند و احساس شرمندگی مینمایند و میخواهند با مناجات و ابتهال فاصله بین خود و خدایشان را کم کنند وبه ذات باری تعالی نزدیک شوند.
2- افرادی که به وصال حضرت حق رسیدهاند و در اوج ابتهاج و لذت قرار دارند و بیقراری آنان از این جهت است که مبادا از این وصال خارج شوند.
امام العارفین، امام علی(ع) در حالی که خود در اوج وصال قرار دارد ولی مناجات شعبانیهاش بین مناجات اهل (وصال و اهل فراق) دور می زند؛ چراکه از یک طرف با زبان اهل فراق مناجات کرده و با اعتراف به این که از سر تقصیر و قصور لغزش و گناهانی مرتکب شده است و فاصله و جدایی بین خود و پروردگار به وجود آورده است سخت پشیمان از پیشگاه ربوبی است و از پروردگار میخواهد با نادیده گرفتن اشتباهاتش وی را دستگیری کرده و به خود وصل نماید.
از همین رو امام (ع) میفرمایند: (الهی والحقنی بنورک عزک الابهج فاکون لک عارفا وعن سواک منحرفا و منک خایفا مراقبا: معبودم! مرا به پر فروغترین عزتت متصل فرما تا عارف برای تو بوده و از غیر تو روی گردان باشم و تنها از تو بترسم و مراقبت او امر تو را نمایم).
از طرف دیگر با زبان اهل وصال مناجات کرده و از حق تعالی رسیدن به مقام قرب بالاتر که بریدن از خلق و فنا شدن در صفات جمال و جلال الهی است را درخواست میکند.
ازهمین رو آهنگ مناجات عوض شده و میفرمایند: (الهی هب لی کمال الانقطاع الیک وانر ابصار قلوبنا بضیا نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النار فتصل الی معدن العظمه تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک: معبودم! عنایت فرما به من دل بریدن کامل از دیگران و پیوستن به خودت را ، و منور فرما دلهای ما را به روشنی نگاه خودت، تا آن جا که دیدگان دلهای ما حجابهای نو را بشکافند و متصل به منبع عظمت شوند و ارواح ما آویخته به عز قدس تو گردند).
همانگونه که در مقدمه یادداشت آمده است برای اینکه زمینه لازم برای معرفت وآگاهی نسبت به مضامین مناجات فراهم شود، مناجات شعبانیه را در(28 فراز) تقسیم و سپس هر فراز را مورد شرح و تفسیر قرار دادیم البته نه به گونهای که با آوردن مطالب غیرمرتبط ما را از فهم عرفانی فرازهای مناجات دور کند و نه آنچنان مجمل که نتوانیم به اندازه فهم قاصر و کوتاهمان به لطائف عرفانی فرازهای مناجات راه پید ا کنیم، بلکه شرح و تفسیری که بتواند ما را تاجایی که مقدور است به ظرائف و دقایق معنوی وعرفانی مناجات نزدیک نماید.
شرح فراز اول
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
در این فراز اول از مناجات شعبانیه که باصلوات پیامبر و اهل بیت مطهرش آغاز شده است چند پیام مهم معنوی وعرفانی وجود دارد:
نخستین پیام شروع مناجات شعبانیه، با ذکر صلوات در این است، مناجات با خدا نیکترین و زیباترین کار از بین خوبیها است، و از آنجایی که به حکم زیارت جامعه کبیره که میخوانیم: «اِنْ ذُکِرَ الْخَیْرُ کُنْتُمْ اَوَّلَهُ وَ اَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْویهُ وَ مُنْتَهاهُ؛ هرجا که نامی از خیر و نیکویی باشد، شما اولِ خیر و ریشه آن و فرعِ آن و معدن آن و مبدأ و منتهای آن میباشید. پس چون اول و آخر همه خوبیها پیامبر و اهل بیتاند، پس به دلیل ادب در دعا یا ذکر، اقتضاء دارد که هر مناجات و دعا با صلوات آغاز شود.
دومین پیام شروع مناجات شعبانیه باذکر صلوات در این است: اگر دعا بخواهد به استجابت نزدیک شود، علاوه بر دو امر کلیدی «اضطرار و انقطاع» یکی دیگر از آدابش آن است در آغاز دعا، صلوات فرستاده شود، پس از آن به طرح خواسته با خدا مبادرت گردد، در پایان هم صلوات فرستاده شود، چراکه از امام صادق(ع) روایت است که فرمود: «مَنْ کانَتْ لَهُ اِلَی اللّهِ عَزَّ و جَلَّ حاجَةٌ فَلْیَبْدَأْ بِالصَّلاةِ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ثُمَّ یَسْأَلُ حاجَتَهُ، ثُمَّ یَخْتِمُ بِالصَّلاةِ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ. فَاِنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اَکْرَمُ مِنْ اَنْ یَقْبَلَ الطَّرَفَیْنِ وَ یَدَعَ الْوَسَطَ اِذا کانَتِ الصَّلاةُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لا تُحْجَبُ عَنْهُ.(مکارم الاخلاق، ج2، ص19) هر که به درگاه خدای عزوجل حاجتی دارد باید به صلوات بر محمد و آلش شروع کند، و سپس حاجتِ خود را بخواهد، و دعا را نیز به صلوات بر محمدو آل محمد ختم نماید، زیرا که خدای عزوجل کریمتر از آن است که دوطرفِ دعا را بپذیرد ولی وسطِ دعا را وا گذارد و به اجابت نرساند، زیرا صلوات بر محمد و آل محمد از طرفِ خداوند، پذیرفته میشود.
سومین پیام ذکرصلوات درآغاز مناجات در این است که دعا و مناجات زمانی لذت روحی و معنوی برای خواننده دعا ایجاد میکند که همراه با آمادگی روحی با قلبی مصفا و نورانی باشد از برکات صلوات، فراهم کردن زمنیه روحی برای مناجات کننده است، از همین رو در زیارتِ جامعه کبیره میخوانیم: «وَ جَعَلَ صَلَواتِنا عَلَیْکُمْ وَ ما خَصَّنا بِهِ مِنْ وِلایَتِکُمْ طیبا لِخَلْقِنا وَ طَهارَةً لِاَنْفُسِنا وَ تَزْکِیَةً لَنا؛ و خداوند، قرار داد، صلواتِ بر شما وولایت شما را، سببی برای پاکیزه شدنِ خلقتِ ما و طهارت جانهایِ ما و تزکیه ما».
شرح فراز دوم
وَاسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْک وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ مُسْتَکِینا لَکَ مُتَضَرِّعا إِلَیْکَ رَاجِیا لِمَا لَدَیْکَ ثَوَابِی
فراز دوم؛ مناجات شعبانیه درحقیقت مطلع و زمینهای است برای فراز (44) دیگر که با ذکر الهی خواهد آمد از همین رو در مطلع این مناجات چند پیام عرفانی ومعنوی وجود دارد اگر هریک از پیامهای مطلع مناجات شعبانیه به درستی فهم شود وهمانگونه هست شرح و تفسیر گردد، راه و زمینه درک و فهم فرازهای (44) گانه دیگر مناجات بهتر فراهم میشود.
دقت و تامل در فراز دوم میتواند ما را به لطافت و زیبایی نهفته در آن نزدیک کند و این است که با اینکه حق تعالی ذاتا سمیع است و چیزی نیست که او نشود و مناجات کننده به این حقیقت معرفت و ایمان دارد، ولی به هنگام مناجات ملتمسانه از خدا میخواهد به صداهای اوکه با دعا و ندا: صدای با فریاد) و نجوا:گفتگوی صمیمی و نزدیک توجه کند یعنی هرچند خود را لایق شنیدن صدایش از ناحیه حق تعالی نمیداند ولی ازحق تعالی با این عبارت لطیف عارفانه ((وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ، و شنواى دعایم باش آنگاه که می خوانمت، و صدایم را بشنو گاهى که صدایت می کنم. می خواهد که حق تعالی با بزرگیش منت گذاشته و حرف های بنده اش را توجه نماید چرا که نفس همین توجه نشانه تحویل گرفتن بنده از ناحیه حق تعالی خواهد بود، و هیچ چیز برای بنده لذت بخش تر از این نخواهد بود که خدا به او توجه کند، از همین رو امامعلی علیه السلام بعد از این فراز می فرماید: «وأَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ: و به من توجّه کن هنگامیکه با تو مناجات مینمایم.»
پیام دوم؛ امام العارفین امیر المؤمنين علی(ع) پس از آنکه در فراز پیشین توجه حق تعالی را درخواست کرد، در این فراز به بیان دلایل عرفانی توجه خدا به بنده اش میپردازد که چرا حق تعالی بایست به ندا، دعا، و نجوای بندهاش گوش کند و به وی توجه نماید، از همین رو به معرفی خود در برابر حق تعالی پرداخته و دلایل ذیل را به عنوان دلیل درخواست توجه حق تعالی به بندهاش ذکر میکند.
دلیل اول، بنده و عبدی در پیشگاه ذات روبوبی ایستاده است که از هر سببی قطع امید کرده فقط به وی که مسببالاسباب هست دل سپرده وپناه آورده است «فَقَدْ هَرَبْتُ الیک وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ:در برابرت ایستادم».
دلیل دوم، ظاهر حال بنده دلیل و شاهد فقر، تنگدستی و نیازمندی وی است که از رزق معنوی و مادی، دنیوی و اخروی تهی و قدرت حرکتش را از وی گرفته است، به گونهای که به آستانش رسیده و حتی قدرت برجابجایی خودش ندارد و مسکین است: «مُسْتَکِینا لَکَ: در برابرت ایستادم»
دلیل سوم: دعا، ندا و نجوایش آمیخته و آکنده از اشک، آه و تضرع و التماس است و همانگونه که رسول اعظم(ص) فرمود: «اَلْبُکاءُ مِنْ خَشْیَةِ اللّهِ مِفْتاحُ الرَّحْمَةِ وَ عَلامَةُالْقَبُولِ وَبابُ الْاِجابه: گریه ازخوفِ خدای تعالی کلید رحمت و نشانه پذیرش و درب مستجاب شدن دعا است.»، این عبد مستکین با سلاح تضرع وبکاء به خدایش پناه آورده است.
دلیل چهارم: با این امید و اطمینان که خدایش خدای رحمت است و بندهاش را از در رحمت واسعهاش نا امید نمیکند و دست رد به سینهاش نمیزند پناه آورده و اظهار تقاضای توجه به خودش میکند: «راجِياً لِما لَدَيْكَد ثَوابِى: پاداشی را که نزد توست امیدوارم.»
پس عاجزانه و ملتمسانه میخواهد که صدای (دعا، ندا، نجوا) را بشنود و به این انتظار عبدش توجه نماید: «وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ.وأَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ:و إِذَا نَادَیْتُکَ.وأَقْبِلْ وبه من توجّه کن هنگامیکه با تو مناجات مینمایم.»
شرح فراز سوم
«تَعْلَمُ ما فى نَفْسى وَ تَخْبُرُ حاجَتى وَ تَعْرِفُ ضَمیرى وَ لا یَخْفى عَلَیْكَ اَمْرُ مُنْقَلَبى وَ هقَدْ جَرَتْ مَقادیرُكَ عَلَىَّ یا سَیِّدى وَ بِیَدِكَ لا بِیَدِ غَیْرِكَ زِیادَتى وَ نَقْصى وَ نَفْعى وَ ضری.» این فراز سوم از مناجات شعبانیه که مطلع دوم برای ورود به (44الهی) فراز بعدی است، امام العارفین به بیان چند خصوصیت از ذات باریتعالی را در قالب مناجات میآورد و بیان میکند.
خصوصیت اول آنست هرچند خداوند متعال به حکم آیه مبارکه: «یَعْلَمُ خائِنَةَ اْلأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ؛ او به خیانت چشمها و به آنچه در سینهها پنهان است عالم است: غافر: 19» باعلم بیپایانش بر همه خواستههای پنهان و پیدای بندهاش آگاهی دارد ولی راز حل نشدن خواسته بنده، ازآنجهت است که خود از حق تعالی نخواسته است و اکنون که اجازه مناجات داده شد پس جهت تاثیرگذاری توجه حضرت حق به خواستههایش مکنونات درونی و اسرارش را به زبان آورده و ابراز میکند و به بیان امام(ع) میگوید:
اولا: «تَعْلَمُ ما فى نَفْسى وَ تَخْبُرُ حاجَتى: آنچه را که در درون دارم میدانى، بر حاجتم خبر دارى»
ثانیا: «وَ تَعْرِفُ ضَمیرى وَ لا یَخْفى عَلَیْكَ اَمْرُ مُنْقَلَبى وَ مَثْواىَ: نهانم را می شناسى، کار بازگشت به آخرت و خانه ابدی ام بر تو پوشیده نیست.»
ثالثا: «وَ ما اُریدُ اَنْ اُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقى وَ اَتَفَوَّهُ بِهِ مِنْ طَلِبَتى وَ اَرْجُوهُ لعاقبتی: وآنچه که می خواهم به زبان آرم، خواهش خویش را بازگو کنم و هم آنچه را که براى عاقبتم امید دارم، بر تو پنهان نیست.»
خصوصیت دوم، آنچه که در زندگی هر بندهای از آغاز تا پایان عمر میگذرد، در علم و قضاء الهی ازپیش مقدر و تعیین شده است ازهمین رو امام(ع) در این فراز میفرمایند: «وَ قَدْ جَرَتْ مَقادیرُكَ عَلَىَّ یا سَیِّدى فیما یَكُونُ مِنّى اِلى آخِرِ عُمْرى مِنْ سَریرَتى وَ عَلانِیَتى،: همانا آنچه برای من تقدیر کردهای ای آقای من، در آنچه تا پایان عمر بر من فرود میآید از نهان و آشکارم جاری شده است.»
ولی نکته دقیق این است که یکی از مقدرات الهی همین (دعا) است، که حق تعالی قضایش را برآن مقدر کرده که اگر بنده و عبد توفیق بر دعا پیداکند آن قضاء تغییر پیدا میکند، چرا که از امام باقر(ع) چنین نقل شده است: «اَلدُّعاءُ یَرُدُّ الْقَضاءَ وَ قَدْ اُبْرِمَ اِبْراما؛ دعا، قضای الهی را تغییرمی دهد، اگرچه آن قضا، کاملاً محکم شده باشد.
پس با دعا می توان در قضا ءالهی تاثیر گذاشت وان را به احسنالحال تغییرداد و مانع تحقق آن شد ازهمین روست استاد مطهری دربیان میزان تاثیرگذاری دعا در قضاءالهی میفرمایند: زمانی که با اراده یک پیغمبر یا ولی خدا، کاری خارق العاده انجام میگیرد، شرایط عوض میشود. یعنی یک روح نیرومند و پاک و متصل به قدرت لایزال الهی، شرایط را تغییر میدهد و به عبارت دیگر، عامل و عنصر خاصی وارد میدان میشود. در مورد تأثیر دعا و صدقه در دفع بلاها و غیره نیز جریان از همین قرار است.
در حدیث آمده است که از رسول اکرم(ص) سؤال شد با وجود اینکه هر حادثهای که در جهان رخ میدهد به تقدیر الهی وقضای حتمی او است، دعا و دوا چه اثری میتواند داشته باشد؟ در پاسخ فرمودند: دعا نیز از قضا و قدر است:(عدل الهی ص 115)؛ این فراز از مناجات «وَ بِیَدِكَ لا بِیَدِ غَیْرِكَ زِیادَتى وَ نَقْصى وَ نَفْعى وَ ضرى: به دست توست نه به دست غیر تو، فزونی و کاستی وسود و زیانم.»
خصوصیت سوم این است به حکم نص قرآنی که می فرماید: «وَ ما أَصابَ مِنْ مُصیبَةٍ فِی اْلأَرْضِ وَ لا فی أَنْفُسِکُمْ الاّ فی کِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِکَ عَلَی اللّهِ یَسیرٌ. (حدید: 22) هیچ مصیبتی در زمین و در شما اصابت نمیکند، مگر آنکه قبل از ایجادش درکتابی ثبت است، به درستی که این کار بر خداوند، آسان است.»
و نیز در آیه دیگر میفرماید: «ما أَصابَ مِنْ مُصیبَةٍ إِلاّ بِإِذْنِ اللّهِ؛ هیچ مصیبتی رُخ نمیدهد مگر به اذن خدا». (تغابن: 11) و همچنین آیه مبارکه: «قُلْ لا أَمْلِکُ لِنَفْسی ضَرًّا وَ لا نَفْعًا؛ بگو! من مالِکِ نفع و ضرر خویش نیستم». (یونس: 49)
هرنفع و ضرر، و هر زیادی و نقصانی در زندگی به وجود میآید فقط به ید الهی محقق میشوند، ودیگران هیچ کارهاند و آدمی باید خود را به دست وی بسپرد از همین روابن عباس میگوید: «روزی پیامبر(ص) به من فرمود: ای نو رسیده! کلماتی به تو میآموزم آن اینکه حریمِ خدای تعالی را حفظ کن که خدای تعالی حفظت کند. اگر مسئلتی داری از خدای تعالی مسئلت کن و اگر استعانت میجویی از خدای تعالی استعانت جوی و بدان که اگر همه امت اجتماع کنند تا نفعی به تو رسانند، نخواهند توانست، مگر آنکه خداوند اراده فرماید. شفاالعلیل،ص13».
حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمدتقی قادری، استاد حوزه و دانشگاه
انتهای پیام
بسیار عالی کاش ادامه داشت