کارگردان فیلم «نگهبان شب» گفت: خیلی به دنبال اتفاقی عجیب از جنس معجزه نیستم زیرا اصولاً معتقد نیستم ایمانی که از پس معجزه به وجود میآید ایمان بهدردخوری باشد.

«نگهبان شب» فیلم جدید رضا میرکریمی که این روزها در سینماهای کشور روی پرده است توانسته با نگاهی انسانی، بسیاری از آموزههای اخلاقی را مدنظر قرار دهد. خبرنگار ایکنا با میرکریمی گفتوگویی پیرامون این فیلم انجام داده که در ادامه با آن همراه میشویم.
ایکنا - در ابتدای بحث پیرامون شکلگیری داستان «نگهبان شب» توضیح دهید؟
«نگهبان شب» یک لحظه سینمایی است که در ذهن من شکل گرفته است. وقتی به دلیلی برای بازدید از یک مجتمع در حال ساخت مسکونی رفته بودم، دورتر یک دکه نگهبانی را مشاهده کردم. نگهبانی با احترام مشغول چایی دادن به پیرمردی بود. ناخودآگاه توجهم به رفتار این دو جلب شد و در ذهن شروع به قصهسازی پیرامون آنها کردم. در آن مقطع چندباری قصهای پیرامون این اتفاق نوشتم اما حاصل مطلوب نظر از کار درنیامد تا اینکه چند سال بعد مجدد سراغ این قصه رفتم.
امری که فیلمساز را مجاب میکند تا سراغ ایدههای آرشیوی خود رود شرایط سیاسی اجتماعی یا فرهنگی است که در آن زیست میکند. در چند سال اخیر فیلمهای زیادی درباره طبقه محروم و آدمهای آن ساخته شده اما متأسفانه بخش عمدهای از آنها یا تقلبی بوده یا اینکه سرشار از شعار هستند. برای همین احساس کردم شاید الان زمان مناسبی باشد برای ساخت فیلمی درباره طبقه محروم؛ فیلمی که در آن شخصیت انسانی فرد، مورد تأکید بوده و مناسبات اجتماعی در مراحل بعد مورد توجه قرار گیرد. در «نگهبان شب» شخصیتها بیش از هر چیز دارای اهمیت هستند.
ایکنا - بعد از فیلم خوب «قصر شیرین» فیلم زیباتر «نگهبان شب» را شاهدیم؛ اتفاقی که نشان میدهد به شور و شوقی مجدد نزدیک شدهاید. آیا بهواقع اینگونه است؟
مثل همه فیلمسازها در حال طی کردن مسیری شخصی هستم. همیشه تلاش کردهام کارهایم نسبت به آثار قبلی رشد کیفی داشته باشد. «نگهبان شب» حاصل چند سال خانهنشینی من به دلیل شیوع بیماری کرونا است. برای همین با تمرکز کافی و دوری از کارهای موازی فیلمنامه «نگهبان شب» را به نگارش درآوردم . بهشخصه از نتیجه تلاشم در «نگهبان شب» راضی هستم چون کمبودهای کمتری را در این کار نسبت به آثار قبلی شاهدم.
ایکنا - به نظر میرسد تماشاگر در سینمایتان نسبت به گذشته نقش جدیتری دارد یعنی روی جذابیتهای بصری و مردمپسند تأکیدی ویژه دارید. آیا فیلمسازی را امری شخصی میدانید یا اینکه برایتان این حوزه یک ابزار برای بیان مفاهیم مورد نظر است؟
عناصری وجود دارند که به زیبایی فیلم و همینطور روان بودن آن کمک میکنند ولی رویکرد زیباییشناسانه برخی مواقع ممکن است احساسی یکسویه به خود گیرد پس در مسیر کاریام، پختهتر به جنس دیگری از زیباییشناسی رسیدم. هرچند هنوز قائل به پرهیز از شلختگی در قاببندی و استفاده از رنگ و نور هستم. درضمن از برانگیختن احساسات عامهپسند و سطحی خودداری میکنم. بههرحال در «قصر شیرین» و «نگهبان شب» تفاوت آشکارتری نسبت به کارهای قبلی از بعد پرداختن به احساسات را شاهدیم.
ایکنا - در «نگهبان شب» نگاه به انسان و مقام او بسیار شریف و ارزشمند است چون به برداشتی میرسید که بدون شعار میتوانید چنین لطیف، پیامتان را ارائه دهید؟
من جوری که فکر میکنم فیلم میسازم درنتیجه خیلی فرآیند دستورالعمل برایم زندگیام قابل ردیابی نیست. از ابتدا شخصیتهای فیلمهایی را دوست داشته و در خلوت با آنها حرف میزنم. این روند از فیلم «کودک و سرباز» وجود داشته ولی در شکل بهکارگیری، فیلم به فیلم تغییراتی وجود داشته است. همیشه در ذهنم مخاطب و تماشاگر را به عنوان هیئت منصفه قلمداد میکنم که روی کارم قضاوت میکند. در این راستا وقتی با شخصیت قصههایم همذاتپنداری میکنم آنها برایم مابهازای واقعی پیدا میکنند پس از تکبعدی کردن شخصیت پرهیز میکنم تا راه انتخاب را بر مخاطبانم نبندم.
ایکنا - سینمای امروز به نوعی تحت سیطره سینمای کمدی است. البته قابل درک است که به واسطه شرایط جامعه مردم نسبت به این حوزه علاقه نشان میدهند. ضمن اشاره به این موضوع بفرمایید آیا گرایش مردم به این ژانر شما را وسوسه به فیلمسازی در این گونه نکرده است؟
نمیخواهم بگویم گرایش مخاطب به سمت کارهای کمدی حاصل کمبود رسانهای در حوزههای دیگر است زیرا عوامل دیگری هم تأثیر دارند. سینما و سیاستگذاران سینمایی در پایین کشیدن سلیقه مخاطب نقش مهم و تأثیرگذاری دارند. سیاستهایی که منجر به حذف و عدم مشارکت طبقه متوسط جامعه در بازتولید فرهنگی بودند. نتایج این سیاستها مشخص است چرا که شاهد حذف مشارکت این طبقه در حوزه فرهنگ هستیم. امروز بخش بزرگی از مخاطبان سینما حذف شده و بیشتر در خانههای خودشان علاقهمندیهای فرهنگی را پیگیری میکنند.
در پاسخ به بخش دوم سؤالتان هم باید بگویم؛ کمدی فاخر در مرحله نگارش بسیار سختتر از کارهای جدی است. اما بههرحال علاقه دارم کار کمدی انجام دهم؛ آن جنس از کمدی که طنز موقعیت است. درباره این شکل از کمدی نیز باید بگویم این شکل طنز مورد پسند سرمایهگذار نیست. باید اضافه کنم مخاطب وقتی به سطحی از لودگی و شوخیهای کلامی عادت میکند ممکن است کمدی یا طنز موقعیتی که با محتوایی اجتماعی بوده را پس زده یا اینکه از آن استقبال نکند. اینها مخاطرات این مسیر هستند. با این توضیحات کمدی که هماکنون شاهدش هستیم را بلد نیستم و دوست هم ندارم.
ایکنا - میرکریمی را به نام فیلمسازی میشناسند که معنا در کارهایش بسیار بااهمیت است اما شما هیچگاه از «خیلی دور خیلی نزدیک» گرفته تا «نگهبان شب»، پیامهایتان را به صورت گلدرشت بیان نکردهاید. این کیفیت بالا به واسطه ذات دینمدارتان است؟ آیا معتقد بودن فیلمساز به معنای اثرش، میتواند تا این حد تأثیرگذار باشد؟
ترجیح میدهم این موضوع را کالبدشکافی نکنم چون ممکن است لحنی را استفاده کنم که این تلقی را پیش آورد در حال تعریف کردن از خود هستم اما یک نکته را میگویم. ما وقتی شعار میدهیم و خیلی عریان حرف میزنیم این امر در زندگی واقعی هم وجود دارد زیرا در زندگی واقعی هم بیشتر مواقع از موضع بالا به پایین حرف میزنیم. یعنی احساس میکنیم بخش عمده از حقیقت پیش ما است پس خیلی گوش شنوایی برای شنیدن حرفهای دیگران نداریم.
نکته بعد، وقتی راجع باورهای خودمان حرف میزنیم قاطع اظهار نظر میکنیم. این امر نشئت گرفته از جهل ما نسبت به ابعاد مختلف موضوعاتی است که درباره آن حرف میزنیم. این رویکرد نیز ریشهاش در زندگی عادی ما است. امروز زندگیها دو وجه پیداکرده است یعنی آدمها در زندگی شخصی خود شکلی از زیست را نشان میدهند و در محل کار، نوعی دیگر از زندگی را، درحالیکه قبلتر کار بخشی از زندگی بود و این دوگانگیها وجود نداشت.
ایکنا - در «نگهبان شب» مجموعهای از آموزههای اخلاقی و دینی را شاهد هستیم اما تمام این مفاهیم در قالب زندگی بیان میشود برای همین هم میشود آن را پذیرفت و با آن ارتباط برقرار کرد. پیرامون این موضوع کمی توضیح دهید؟
هم آموزههای اخلاقی هم آموزههای عرفانی، وقتی در سطح نظری باقی میمانند بخش عمدهای از کارکرد خود را از دست میدهند. من خبره این مسائل نیستم اما کاری که میتوانم بکنم این است که مصادیق معمولی و بهظاهر روزمره را که در اطراف زندگی خانوادگی و اجتماعی وجود دارد کمی شفافتر و روشنتر با چشم مخاطب آشنا میکنم. برای این کار نیز خیلی به دنبال اتفاقی عجیب از جنس معجزه نیستم زیرا اصولاً معتقد نیستم ایمانی که از پس معجزه به وجود میآید ایمان بهدردخوری باشد.در تعریف معجزه باید یک تجدیدنظر صورت گیرد زیرا در این هنگام با کمی دقت در اطرافمان، لحظات متعددی از معجزه را شاهدیم که تکراری نیستند. این گفته را سهراب سپهری با زیبایی بیان میکند؛ «چشمها را باید شست جور دیگر باید دید».
ایکنا - فیلمسازی که میخواهد حرفی دینی و اخلاقی در کارش بزند باید از چه موضوعاتی پرهیز داشته باشد تا کارش مطلوب نظر شود؟
وقتی داریم درباره معانی بزرگ حرف میزنیم بیش از درکمان حرف نزنیم. صادقانه بگویم از مجموعه کارهای که کردهام راضی نیستم چون برای عمری که گذاشتم خروجی کمی داشتم. این امر نشئت گرفته از تنبلی من در مطالعه در حوزههای مختلف است. الان که به قسمت باقیمانده عمر نگاه میکنم ایدههای جاهطلبانه و بزرگتری دارم که فکر میکنم زودتر باید سراغشان میرفتم. همچنین به پشت سر که نگاه میکنم حجم حاشیههایی که وقت ما را گرفته زیاد بوده است. این حاشیهها هنوز وجود دارد اما تلاش میکنم از آنها دوری کنم. امیدوارم در فرصتهای باقیمانده عمرم، بخشی از تجربههایی را که دوست دارم انجام دهم تا شاید زمانی که دنیا را ترک میکنم مقداری رضایت داشته باشم.
ایکنا – سؤال پایانی؛ بازیها در «نگهبان شب» چشمگیر و چشمنواز است. تورج الوند، لاله مرزبان و اصانلو در کنار محسن کیایی بسیار درخشیدهاند. پیرامون انتخاب بازیگران توضیح دهید؟
کار با بازیگر و خروج استاندارد قابل باور همیشه اولویت کارم بوده و این شرط هم از فیلم اولم در کارهایم وجود داشته است. برای رسیدن به این خواسته آزمونخطاهایی بسیاری انجام میدهم. جنس کار کردن با بازیگران پیچیده است و به تعداد آدمهایی که با آنها کار میکنید، متنوع است. در «نگهبان شب» افتخار کاری کردن با بازیگران خوبی را داشتم. محسن کیایی خیلی بااستعداد است این را به او نیز گفتم. من صحنهای از بازی کیایی در سریالی را دیدم و همانجا با خود گفتم حتماً باید با این بازیگر کار کنم. این استعداد شاید هنوز به درستی کشف نشده باشد چون از ظرفیتهایش هنوز بهدرستی استفاده نشده است. کار کیایی در «نگهبان شب» شاید کوتاه باشد اما کاملاً متفاوت است. همچنین افتخار همکاری با ویشکا آسایش را هم به صورت کوتاه در این فیلم داشتم.
گفتوگو از داوود کنشلو
انتهای پیام