حجتالاسلام والمسلمین سیدعلیاکبر حسینی، عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن در یادداشتی که در اختیار ایکنای قم قرار داده نوشته است: برخی مفسران معاصر مانند علامه جوادی آملی از فهم تدبری و استنطاقی قرآن سخن گفتهاند و فهم تدبری را سهم همه قرآنباورانی میدانند که از مقدمات و پیشنیازهای علمی و مهارتهای لازم برای فهم و تفسیر آموزههای قرآنی برخوردارند؛ از منظر این مفسر بزرگ قرآن، شیوه استنطاقی، ویژه امامان معصوم است؛ تنها آنان از رازهاى نهانى قرآن آگاهاند و میتوانند قرآن را به سخن واداشته و حقایق غیبت و پنهان آن را آشکار کنند.
علامه جوادی کوشیده است تا با استناد به روایتی از امام رضا(ع) ضمن بازگویی تفاوت و تمایز فهم تدبری و فهم استنطاقی، این حقیقت را یادآور شود که، این روایات، نمونهای از فهم استنطاقی قرآن است، در پرتوی این روایت تفصیلی، میتوان نقش امام رضا (ع) را در بازتاب حقایق قرآنی در شیوه استنطاقی دریافت.
براساس روایت، مأمون در جلسهاى از معناى آیه 32 سوره فاطر «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ؛ آن گاه ما آن خاندان را که از بندگان خود برگزیدیم (یعنی رسول خاتم و آلش) را وارث علم قرآن گردانیدیم. باز هم بعضی از آنها (یعنی فرزندان او) به نفس خود ظلم کردند و بعضی راه عدل پیمودند و برخی به هر عمل خیر به دستور حق سبقت گیرند. این رتبه در حقیقت همان فضل بزرگ (و عطای بیمنتهای الهی) است.» سؤال میکند که عالمان حاضر در مجلس در پاسخ میگویند: منظور، خداوند از این آیه همه امت مسلمان است. مأمون نظر امام رضا(ع) را نیز جویا میشود: حضرت در پاسخ میفرماید: سخن آنان را نمیپسندم؛ و میفرماید: مقصود خداى بزرگ از آیه «اهل بیت عصمت و طهارت» است؛ مأمون از امام میخواهد تا برداشت خود از آیه را توضیح دهد؛ امام میفرماید: اگر مراد خداوند همه امت باشد، باید همه آنان به بهشتی باشند؛ در حالی که به فرموده خداوند؛ تنها گروهی از آنان رهسپار بهشت میشوند، پس وراثت بازگو شده در آیه ویژه خاندان عترت است.
امام رضا(ع) در پاسخ احمد بن عمر در باره تفسیر آیه یاد شده فرمودند: برگزیدگانی که کتاب را برای آنان به ارث نهادهایم، فرزندان فاطمه(س) هستند، و پیشىگیرندگان خیرات و نیکیها امام است و مقتصد و میانهرو کسانی هستند که امام را میشناسند، ستم به خویشتن نیز کسى است که از شناخت امام محروم است.
امام رضا(ع) در ادامه گفتگو با مأمون به معرفی منزلت اهل بیت در قرآن و در سنت پیامبر گرامی اسلام پرداخته و میفرماید: اهل بیت، کسانى هستند که خداوند آنان را در کتاب خود در سوره احزاب آیه 33 اینگونه میستاید: «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً؛ جز این نیست که خداوند (به اراده تکوینى خاص) میخواهد هر گونه پلیدى را از شما اهل بیت (پیامبر) بزداید و شما را به همه ابعاد پاکى کاملاً پاکیزه گرداند.» و رسول خدا درباره اهل بیت و نسبت آنان با قرآن فرمود: «من دو چیز گرانبها میان شما به ارث میگذارم؛ کتاب خدا و اهل بیتم؛ این دو هرگز از یکدیگر جدا نمیشوند تا کنار حوض نزد من آیند. پس مراقب باشید که پس از من چگونه با این دو رفتار خواهید کرد.»
امام رضا(ع) در پایان یادآور میشود که خداى متعال در قرآن، عترت رسول(ص) را بر دیگران برترى داده است؛ و مأمون بار دیگر از امام درخواست میکند که استناد قرآنی سخن خود را بیان کند؛ و امام با تلاوت آیه 33 و 34 آل عمران «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمین ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ: به راستى خدا آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزید آنها فرزندانی بودند که (از نظر پاکى و تقوا و فضیلت) بعضى از بعض دیگر گرفته شده بودند و خداوند، شنوا و داناست.»
و تلاوت شماری دیگر از آیات قرآن مانند آیه ۴۱ سوره انفال به اثبات این حقیقت میپردازد که اهل بیت عصمت، وارثان و برگزیدگان الهیاند و نیز آیاتی را یادآور میشود که در آن بر لزوم پیروی از اهل بیت تصریح و تأکید شده است مانند آیه 59 سوره نساء که میفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم» و از آیاتی یاد میکند که از ولایت اهل بیت در کنار ولایت خدا و پیامبر (ص) نام میبرد مانند آیه 55 سوره مائده که میفرماید: «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُون»
چنانکه در آیات پیشین اشاره شد، خداوند نعمتهاى بزرگى بر اهل این بیت عطا کرده است؛ نکته شگفتانگیز درباره منزلت اهل بیت در قرآن این است هنگامى که سخن از صدقه به میان میآید، خداوند خود و رسول(ص) و اهل بیت آن حضرت را از بهره بردن از صدقه منزه میداند (توبه، آیه ۶۰)
بیان شده که میان استنطاق و پرسشگرى از قرآن و تدبر تفاوتهای فراوانی وجود دارد؛ از آنرو که در تدبر ما شنوندهایم و توان گویا ساختن قرآن را نداریم؛ اما در استنطاق، مفسر، تنها شنونده نیست؛ بلکه با قرآن گفتگو میکند و در پی کشف پاسخِ پرسشها و راه حل زدودن چالشهای اساسی است.
با توجه به سخنان امام رضا(ع) درباره نقش ائمه اطهار در فهم استنطاقی قرآن، میتوان دریافت که، همه انسانها برای برخورداری از هدایت قرآنی نیازمند معصومان هستند و اهل بیت عصمت و طهارت، برگزیدگان خدا، و کاملترین مردمان و وارثان کتاب عزیز و اهل ذکر بوده و بر همگان واجب است برای دستیابی به پاسخِ پرسشهای خود با امامان معصوم رجوع کنند «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» (نحل،۴۳ و احزاب،۷)؛ چنانکه آنان در انجام نیکیها نیز از دیگران گوی سبقت را ربودهاند «فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرات» (بقره، 148 و مائده، ۴۸)
در فرازی از سخنان امام رضا(ع) با صراحت بیان شده است که «ما اهل ذکر هستیم و مردم باید از ما سوال کنند»؛ وشاء بجلی از اصحاب امام رضا(ع) به آن حضرت عرض میکند: پس شما سؤال شونده و ما سؤال کنندهایم؟ حضرت میفرماید: آرى.
باز وشاء میپرسد: پس بر ما واجب است از شما سوال کنیم؟ حضرت پاسخ میدهد: آرى. وشاء بار دیگر سوال میکند: آیا بر شما نیز واجب است که پرسشهای ما را پاسخ دهید؛ آن حضرت میفرماید: «لا، ذاک الینا ان شئنا فعلنا و ان لم نشاء لم نفعل؛ بر ما واجب نیست»؛ امام در شرح و تبیین سخن خود میفرماید: «اما تسمع قول الله تبارک و تعالى؛ آیا این سخن خداوند را نشنیدهاى که در سوره ص آیه ۳۹ فرمود: «هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ؛ این بخشش بىحساب و بىشمار ما است که پایان ندارد؛ پس (هر چه خواهى) ببخش یا نگاه دار.»
بدیهی است که امامان معصوم همانند همه مسلمانان در بیان احکام فقهی، ارشاد، امر به معروف و نهی از منکر ملزم به پاسخگویی هستند؛ اما اختیاری که امام رضا(ع) از آن سخن گفته، مربوط به زمان، شرایط، مخاطب و گونههای پرسش است؛ به این معنا که امامان ملزم نیستند پاسخگوی هرگونه پرسشی، در هر زمان، مکان و شرایطی باشند. بدیهی است که در منطق پاسخگویی، ظرفیت مخاطب، آثار پاسخ، زمان، مکان و شرایط و دیگر مسائل تأثیرگذار خواهد بود.
در سخنی از حسن بن على(ع) نیز درباره جایگاه استنطاقی اهل بیت در تفسیر قرآن و نقش آنان در هدایت و سعادت انسانها آمده است: «ما حزب پیروز خدا و عترت رسول خدا ص و اهل بیت پاک آخرین فرستاده خدا هستیم. ما یکى از ثقلینایم که رسول خدا(ص) در امت خود به ودیعه نهاد، همراه کتاب خداییم که تفصیل هر چیزى در آن است و هرگز باطلی در آن راه نمییابد. باید در تفسیر قرآن به ما اطمینان کنید، ما تاویل آن را با گمان دریافت نمیکنیم، بلکه به حقایق آن یقین داریم. پس از ما پیروى کنید که طاعت ما واجب است. زیرا پیروی از ما در کنار پیروی از خداوند و رسولش بیان شده است.»
در سخنان امام رضا(ع) برای ضرورت پیروی از معصومان در فهم و تفسیر قرآن به آیه ۷ سوره آل عمران استناد میکند که در آن به وجود آیات محکم و متشابه در قرآن تصریح شده است و میفرماید: کسى که میتواند متشابه قرآن را به محکم آن بازگرداند، به صراط مستقیم هدایت یافته است؛ سپس میافزاید: در روایات ما نیز متشابه و محکم وجود دارد و باید متشابه آن را به محکم آن بازگردانید و بدون توجه به محکمات از متشابهات پیروى نکنید که گمراه خواهید شد.
بیان شده که براساس حکمت خداوند، قرآن آمیزهای از محکمات و متشابهات است؛ با فرض آن که عترت طاهره و سنت معصومان جلوهای از حقیقت قرآن است، پس باید روایات ایشان نیز از این حکمت برخوردار باشد.
قرآن از آغاز تا فرجام نزول حق است «و بالحق انزلناه و بالحق نزل» (اسرا، ۱۰۵)؛ و هرگز باطل نمیتواند با حقیقت درآمیزد، با توجه به این اصل قرآن، اهل بیت تو جلوه از حقیقتی واحد هستند، هرگز از عترت نیز چیزى مباین و مخالف قرآن سر نخواهد زد؛ چینی فرضی با جدایى ناپذیرى قرآن و عترت در تناقض خواهد بود؛ حقیقتی که در برخی روایت متواتر مانند حدیث ثقلین و جز آن بیان شده است. از این رو، امام رضا(ع) فرمود: اگر روایات منسوب به ما با قرآن مخالف باشد، من آن را تکذیب مىکنم.
انتهای پیام