به گزارش ایکنا از قم، به نقل از دبیرخانه مرکز علمی پژوهشی دین و تمدن، حجتالاسلام والمسلمین حمیدرضا جعفری، استاد حوزه علمیه قم، در جلسه دوم هفته فقهی سیاست خارجی، ضمن تبیین مبانی فقهی اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی بیان کرد: خداوند در قرآن کریم و در آیه تمکن فرمود: «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ؛ (آنان که خدا را یاری میکنند) آنهایی هستند که اگر در روی زمین به آنان اقتدار و تمکین دهیم نماز به پا میدارند و زکات میدهند و امر به معروف و نهی از منکر میکنند و (از هیچ کس جز خدا نمیترسند، چون میدانند که) عاقبت کارها به دست خداست.» (سوره آل عمران/ آیه ۴۱)
جعفری تصریح کرد: براساس آیه تمکن، امر به معروف و نهی از منکر اختصاص به زمان و مکان خاصی ندارد و محدود به مرزها نیست و ایجاد و گسترش فرهنگ ظلمستیزی در عالم هم ذیل امر به معروف و نهی از قرار میگیرد و این خود دلیلی بر نگاه جهانی داشتن دین اسلام است، این اصل با اصل عدم دخالت در امور داخلی دولتها منافاتی ندارد کما اینکه غربیها هم مشابه این رفتار را دارند و تذکرات و مداخلات حقوق بشری غربیها از همین سنخ است لذا این اصل، اصلی عقلایی است.
وی در پاسخ به اشکالات وارده نسبت به دلالت این آیه، افزود: بهعنوان اشکال گفته شده که با توجه به اینکه کلمه «الارض» در آیه بهصورت معرفه آمده، این آیه دلالتی بر دعوت جهانی ندارد بلکه منظور تمکن در مکان خاصی است که تعیین شده است، بنابراین، اولاً دعوت و حکومت جهانی اسلام تدریجی است.
جعفری ادامه داد: ثانیاً خطاب آیه به اهل ایمان است که پیش از تمکن اهل نماز و روزه و زکات و اقامه بودهاند و اگر منظور آیه اقدام به امر به معروف و نهی از منکر نسبت به خود و در محیط خودشان باشد، تحصیل حاصل است گرچه در استمرار لازم است که در محیط خود هم فعال باشند، اما در مجموع باید گفت هم نسبت به خودشان و هم دیگران شامل تمکن هستند.
وی اظهار کرد: در جواب این اشکال که، اگر منظور هم ایجاد و هم استمرار دین برای خود و دیگران باشد، استعمال لفظ در اکثر از معنا پیش میآید، باید گفت اولاً آنچه که در کلام فقها به خصوص مرحومه آخوند خراسانی بهعنوان استعمال لفظ در اکثر از معنا گفته شده تام نیست و ما نیز میگوییم در مقام قانونگذاری استعمال لفظ در اکثر از معنا محال نیست اما قبیح است و باید بدانیم که استمرار و ایجاد دو معنا نیست، بلکه یک معنا است که دو مصداق پیدا کرده است یعنی گسترش فرهنگ ظلمستیزی گاهی به ایجاد آن است و گاهی به تلاش برای تداوم آن است.
جعفری گفت: در اشکال گفته شده، طبق دیدگاه علامه طباطبایی منظور در این آیه این است که کسانی که تمکن پیدا کردهاند، میتوانند بدون مشکل و مانع و آزادانه، رفتار مؤمنانه و راه و رسم مسلمانی داشته باشند، اولاً منظور علامه مشخص نیست که بدون تشکیل حکومت است یا با تشکیل آن و به همین دلیل به نظر میرسد ایشان به تمکن نگاه فردی دارند که اگر چنین باشد دیدگاه ایشان قابل پذیرش نیست، زیرا با سایر بخشهای آیه مانند «فی الارض» همخوانی ندارد.
وی ادامه داد: بنابراین با توجه به موارد مطرح شده ازجمله اینکه منظور از تمکن، رسیدن به مرحله تشکیل حکومت است و منظور از امر به معروف و نهی از منکر تلاش برای ایجاد و نیز استمرار گسترش و نشر دین بهعنوان مأموریت حکومت دینی، آیه تمکن دلالت دارد بر اینکه یکی از وظایف حکومت دینی برپایی و گسترش دین به وسیله آگاه کردن ملتها است، همانگونه که حضرت امام خمینی(ره) نیز به این امر تصریح کردند و فرمودند: «صدور انقلاب که برخاسته از اسلام ناب است، با صدور فرهنگ مبارزه با استعمار است.»
جعفری اظهار کرد: دومین اصل از اصول سیاست خارجی اصل نفی سلطهپذیری (یا نفی سبیل) است که از آیه ۴۱ سوره نساء مبنی بر «فَکَیْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَجِئْنَا بِکَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِیدًا؛ پس چگونه است [حال مردم]هنگامی که از هر امتی گواهی [که پیامبر آنان است بر اعمالشان]بیاوریم و تو را بر آنان گواه آوریم» اخذ شده است، این اصل بهمعنای نفی سلطهگری و سلطهپذیری بهطور همزمان است. حضرت امام برای حیات تحت سلطه ارزشی قائل نبودند و رهبری معظم انقلاب هم گفتند که انقلاب اسلامی اعلام مخالفت با نظام ارباب و رعیتی و نظام سلطه بود.
وی در تشریح دلالت آیه افزود: ابتدا باید بدانیم که در این آیه خبر به داعی انشاء بیان شده است، فعل مضارع در آیه در ظاهر خبری است، درحالیکه موارد متعددی از سلطه کفار بر مسلمانان وجود داشته است؛ بنابراین باید گفت خبر به داعی انشاء است. یعنی خداوند دستور داده که مؤمنان نباید تحت هیچ شرایطی تحت سلطه کافران قرار گیرند و از سوی دیگر آیه اطلاق هم دارد که یعنی در تمام عرصهها باید اینگونه باشد.
جعفری گفت: نکته بعدی اینکه دستور آیه هم شامل دفع میشود هم شامل رفع؛ یعنی هم مسلمانان نباید زیر سلطه کفار بروند و هم اگر زیر سلطه بودند باید تلاش کنند که از سلطه کفار خارج شوند. از سوی دیگر سؤال پیش میآید که عبارت «لن یجعل» در مقام تکوین است یا تشریع یا مشترک بین هردو؟ برای هریک از این حالتها دلایلی توسط فقها و علمای شیعه ارائه شده است.
وی یادآور شد: سومین بخش تشریح آیه، معنای سبیل است که یا منظور دلیل و برهان و حجت است و یا به معنای طریق است، زیرا در استعمالهای قرآنی، این کلمه در هر دو معنا به کار رفته است، اما باتوجه به دیدگاه لغویین منظور از سبل و سبیل همان طریق است و با توجه به مناسبت حکم و موضوع در هر دو معنا قابل کاربرد است، بنابراین در این آیه بهمعنای سلطه است که برخی فقها نیز همین معنا را به کار بردهاند.
انتهای پیام