
یکی از مهمترین ویژگیهایی که انسان را به کمال و رشد اخلاقی میرساند، رحمت و مهربانی است. این صفت نه تنها از خصایص خداوند است، بلکه پیامبران و اهل عصمت نیز همواره مردم را به آن دعوت کردهاند. حضرت علی(ع) در نهجالبلاغه با زبانی روشن و عمیق، به ما یادآوری میکنند که چگونه میتوان در مواجهه با گناه و خطای دیگران، به جای سرزنش و عیبجویی، مهربانی و گذشت را پیشه کرد.
میلاد حضرت علی(ع) فرصتی مغتنمی است تا کلمات نورانی ایشان، بهویژه در نهجالبلاغه، که مجموعهای از اندیشههای اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و دینی است را بازخوانی کنیم و از آن پندهای اخلاقی برای ساخت زندگی بهتر بسازیم. به همین مناسبت، خبرگزاری ایکنا سلسله درسگفتارهایی با محوریت آموزههای اخلاقی و انسانی حضرت علی(ع) را با بیان سیدمحمدمهدی جعفری، نهجالبلاغهپژوه و استاد دانشگاه تهیه کرده است. استاد جعفری در این مجال به تبیین نکات عمیق و راهگشای نهجالبلاغه درباره رحمت، مهربانی و خیرخواهی پرداخته است. در ادامه بخش نخست این درسگفتار را میخوانیم و میبینیم:
با سلام و عرض ادب خدمت عزیزان، بهویژه خبرنگاران و مسئولان خبرگزاری ایکنا، که وسیلهای برای خیر فراهم کردند تا بنده بتوانم درسهایی درباره رحمت، خیرآفرینی و مسائل انسانی از منظر حضرت علی (ع) ارائه کنم.
نخست لازم است نکاتی درباره رحمت عرض کنم؛ رحمت خداوند فراگیر است و وسعت آن کل هستی را در برمیگیرد. همه پیامبران خود را به عنوان بشیر رحمت میفرستد: «إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا ۚ وَإِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌ.»
امیرالمؤمنین علی(ع) درباره پیامبر خدا فرمودند: «أَمِينُ وَحْيِهِ وَ خَاتَمُ رُسُلِهِ وَ بَشِيرُ رَحْمَتِهِ وَ نَذِيرُ نِقْمَتِهِ» یعنی پیامبر رحمت الهی را بشارت میدهد. از این رو، رسول خدا و همه کسانی که از جانب خدا سخن میگویند و انسانها را به مسیر رشد و تعالی هدایت میکنند، همواره از رحمت و مهربانی سخن میگویند، با رفتار خود نمونه مهربانی هستند و انسانها را به رحمت و نیکی فرا میخوانند.
بعد از این مقدمه نکاتی از سخنان امیرمؤمنین در نهجالبلاغه مرتبط با مهربانی و رحمت عرض میکنم.
در نهجالبلاغه سخنی از امیرالمؤمنین(ع) با عنوان «فی النهی عن عیب الناس» نقل شده است؛ برخی نسخههای نهجالبلاغه عیب را غیبت نوشتهاند اما ظاهرا تصحیف است و نقاط جابجا شده است و حضرت در خطبه 140 از عیبجویی سخن گفته است. وَ إِنَّمَا يَنْبَغِي لِأَهْلِ الْعِصْمَةِ وَ الْمَصْنُوعِ إِلَيْهِمْ فِي السَّلَامَةِ، أَنْ يَرْحَمُوا أَهْلَ الذُّنُوبِ وَ الْمَعْصِيَةِ، وَ يَكُونَ الشُّكْرُ هُوَ الْغَالِبَ عَلَيْهِمْ وَ الْحَاجِزَ لَهُمْ عَنْهُمْ. فَكَيْفَ بِالْعَائِبِ الَّذِي عَابَ أَخَاهُ وَ عَيَّرَهُ بِبَلْوَاهُ، أَمَا ذَكَرَ مَوْضِعَ سَتْرِ اللَّهِ عَلَيْهِ مِنْ ذُنُوبِهِ مِمَّا هُوَ أَعْظَمُ مِنَ الذَّنْبِ الَّذِي عَابَهُ، بِهِ وَ كَيْفَ يَذُمُّهُ بِذَنْبٍ قَدْ رَكِبَ مِثْلَهُ، فَإِنْ لَمْ يَكُنْ رَكِبَ ذَلِكَ الذَّنْبَ بِعَيْنِهِ فَقَدْ عَصَى اللَّهَ فِيمَا سِوَاهُ مِمَّا هُوَ أَعْظَمُ مِنْهُ؛ وَ ايْمُ اللَّهِ لَئِنْ لَمْ يَكُنْ عَصَاهُ فِي الْكَبِيرِ وَ عَصَاهُ فِي الصَّغِيرِ [لَجُرْأَتُهُ] لَجَرَاءَتُهُ عَلَى عَيْبِ النَّاسِ أَكْبَرُ. يَا عَبْدَ اللَّهِ لَا تَعْجَلْ فِي عَيْبِ أَحَدٍ بِذَنْبِهِ، فَلَعَلَّهُ مَغْفُورٌ لَهُ، وَ لَا تَأْمَنْ عَلَى نَفْسِكَ صَغِيرَ مَعْصِيَةٍ، فَلَعَلَّكَ مُعَذَّبٌ عَلَيْهِ. فَلْيَكْفُفْ مَنْ عَلِمَ مِنْكُمْ عَيْبَ غَيْرِهِ لِمَا يَعْلَمُ مِنْ عَيْبِ نَفْسِهِ، وَ لْيَكُنِ الشُّكْرُ شَاغِلًا لَهُ عَلَى مُعَافَاتِهِ مِمَّا ابْتُلِيَ [غَيْرُهُ بِهِ] بِهِ غَيْرُهُ.
بیگمان از گناه بازداشتهشدگان؛ اهل عصمت کسانی هستند که خود را از گناه باز میدارند، گرچه انگیزه گناه دارند؛ توفیق خداوندی آنچنان شامل حالشان شده است که به نیکی دستپرورده خدا هستند و از گناه بیگزند ماندهاند. أَنْ يَرْحَمُوا أَهْلَ الذُّنُوبِ وَ الْمَعْصِيَةِ؛ سزاوار است بر گناهکاران و نافرمانان مهربانی ورزند. امیرمؤمنان(ع) نفرموده است گناهکار را کیفر دهید و سرزنش کنید؛ کسی که معصیتی کرده است او را رسوا کنید؛ برعکس، فرموده است اگر گناهی مرتکب نشدهای و خود را اهل عصمت میدانید، نسبت به گناهکار و کسی که معصیتی انجام داده است باید مهربانی بورزید و رحمت و مهربانی شامل حال او شود.
وَ يَكُونَ الشُّكْرُ هُوَ الْغَالِبَ عَلَيْهِمْ وَ الْحَاجِزَ لَهُمْ عَنْهُمْ؛ یعنی سپاسگزاری از اینکه خود مرتکب گناه نشدهاند، باید همواره بر حالت آن شخص چیره باشد و زندگی او را فرا گیرد. این شکرگزاری، او را از عیبجویی به دیگران بازمیدارد و مانع میشود که گناهان دیگران را برشمارد یا به آنها ایراد بگیرد.

فَكَيْفَ بِالْعَائِبِ الَّذِي عَابَ أَخَاهُ وَ عَيَّرَهُ بِبَلْوَاهُ؛ چه رسد به اینکه با عیبجویی از برادر مؤمنش بخواهد او را سرزنش کند؛ نه تنها نباید او را سرزنش کند «عَيَّرَهُ بِبَلْوَاهُ» بلای که بر سر او آمده است و او را به معصیت واداشته است نباید عیبجویی از او کرد؛ أَمَا ذَكَرَ مَوْضِعَ سَتْرِ اللَّهِ عَلَيْهِ مِنْ ذُنُوبِهِ ما هُوَ أَعْظَمُ مِنَ الذَّنْبِ الَّذِي عَابَهُ؛ آیا توجه ندارد که خداوند بر گناهی که او مرتکب شده است بسیار بزرگتر از گناه برادرش هست که میخواهد او را سرزنش کند؛ خدا پرده پوشش خود را بر عیب او انداخته است، یعنی خودش باید به یاد داشته باشد گناهی مرتکب شده و خدا عیب او را پوشانده است؛ بنابراین با یادآوری و مغفرت الهی باید از عیبجویی کسی که گناهی کرده است خودداری کند.
وَ كَيْفَ يَذُمُّهُ بِذَنْبٍ قَدْ رَكِبَ مِثْلَهُ، فَإِنْ لَمْ يَكُنْ رَكِبَ ذَلِكَ الذَّنْبَ بِعَيْنِهِ فَقَدْ عَصَى اللَّهَ فِيمَا سِوَاهُ مِمَّا هُوَ أَعْظَمُ مِنْهُ؛ چگونه کسی را به خاطر مرتکب شدن گناهی سرزنش میکند که خودش گناهی مانند آن و یا بزرگتر از آن مرتکب شده است و خدا را بیش از آن فرد نافرمانی کرده و باید این حالت خودش را به یاد بیاورد و از عیبجویی دیگران نه تنها صرفنظر کند بلکه نسبت به آنان مهربانی ورزد و رحمت خودش را شامل حال آن فرد کند همانطور که رحمت خدا شامل حال او شده است.
انتهای پیام